نیاز من طلبه
با فرا رسيدن اربعين حسيني شور غير قابل وصفي شيعيان و دوستداران حضرت ابا عبدالله عليه السلام را در بر مي گيرد. راز و رمز اين همه دلدادگي و تکاپو براي زيارت کردن سيد الشهداء عليه السلام در روز اربعين چيست؟ اين کشش و ميل دروني فراتر از يک سفارش معمولي از سوي بزرگان ديني است. که سفارشات بزرگان بر بسياري از اعمال مستحب و حتي واجب بسيار است اما داستان اربعين و زيارت امام حسين (ع) در روز بيستم صفر حساب ديگري دارد. چرا در ميان زيارات مخصوصي که براي امام حسين صلوات الله عليه وارد شده است زيارت اربعين جايگاه ويژه اي دارد. درباره اربعين سوالات ديگري نيز مطرح است: اينکه چرا بزرگان ديني به زيارت اربعين اين قدر توصيه کرده اند؟ نقش اربعين در تداوم قيام عاشورا چيست؟ چرا به زيارت اربعين توصيه شده است؟‏در قرآن توصيه شده است که مومنان ايام الله را ياد آور شوند تا اين روزهاي بزرگ الهي فراموش نشود. اربعين در تداوم واقعه کربلا است؛ از اين رو براي پاس داشتن روز عاشورا که از اعظم ايام الله است در روز اربعين عاشقان حسيني با حرکت امام حسين (ع) تجديد عهد مي کنند و اين تجديد عهد را در بهترين وجه خود يعني رفتن به زيارت کربلا ابراز مي نمايند.از اين روست که در روايت امام حسن عسکري عليه السلام، زيارت کردن امام حسين (ع) در روز اربعين را از علائم مومن دانسته اند. امام حسن‏ عسكرى (ع) فرموده است: پنج چيز از نشانه‏هاى مومن است. گزاردن پنجاه و يك ركعت نماز واجب و نافله و زيارت اربعين‏ و انگشتر در دست راست كردن و پيشانى بر خاك ساييدن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحيم. [1]يکي از دلايلي که باعث شده اين روز، روز مخصوص زيارتي امام حسين (ع) باشد اين است که در اين روز سر مقدس حضرت به بدن شريفش ملحق شد. "سيد مرتضى در بعضى از مسائل خود فرموده: سر مقدس امام حسين (ع) از شام به كربلا برگشت و به بدن مباركش ملحق شد. طوسى فرمود: زيارت‏ اربعين‏ از همان است. [2]اولين احياکنندگان اربعين عاشورا چه کساني بودند؟‏در برخي نقل ها آمده است که اولين زائر امام حسين (ع) جابر بن عبدالله انصاري از صحابي جليل القدر رسول خدا صلي الله عليه و آله بوده است که به همراه عطيه در روز اربعين شهادت امام به کربلا آمد و حضرت را زيارت نمود.سنت زيارت اربعين توسط اهل بيت عليهم السلام احياء شده است و شيعيان به تبعيت از ايشان هر ساله به زيارت قبر حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) مي روند و الا زيارت جابر هر چند از اصحاب پيامبر خداست اما موجب ترغيب به خصوص شيعيان نمي توانست باشد. بلکه نگاه مومنان به سيره عملي اهل بيت عليهم السلام بوده است و نه کس ديگرعَنْ عَطِيَّةَ الْعَوْفِيِّ قَالَ‏: خَرَجْتُ مَعَ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ زَائِرَيْنِ قَبْرَ الْحُسَيْنِ‏ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليهماالسلام فَلَمَّا وَرَدْنَا كَرْبَلَاء.. [3]عطية بن سعد بن جنادة العوفى از علماي بزرگ زمان خود است که در مورد او گفته شده است "انه أول من زار الحسين‏ (ع) مع جابر الأنصاري‏.» [4] اولين کسي است که با جابر، امام حسين (ع) را زيارت کرد.عطيه‏ عوفى گويد: همراه جابر بن عبد اللَّه انصارى براى زيارت قبر امام حسين‏ (ع) بيرون شديم، هنگامى كه وارد كربلا شديم جابر به نزديك شط فرات رفت و غسل نمود، بعد لنگى به كمر بست و پارچه‏اى را هم به دوش افكند، و كيسه‏اى بيرون آورد و مقدارى سعد بر خود پاشيد. پس در حالى كه مشغول ذكر خداوند بود به طرف قبر حركت كرد هنگامى كه نزديك قبر رسيد گفت: دست مرا بالاى قبر بگذاريد، من هم دست او را روى قبر نهادم او از حال رفت و بى‏هوش گرديد من مقدارى آب به صورت او پاشيدم و او به حال آمد. بعد از اين گفت: اى حسين، و سه بار اين كلمه را تكرار كردند و بعد گفت: دوست جواب دوست را نمى‏دهد، سپس گفت: چگونه جواب مرا بدهى كه سرت را از بدنت جدا كرده‏اند و رگهايت را قطع نموده‏اند، من گواهى مى‏دهم كه تو فرزند پيامبران هستى و فرزند سرور مومنان مى‏باشى. اى حسين تو با تقوى هم پيمان بودى و ريشه هدايت به شمار مى‏رفتى، تو پنجمين نفر از اصحاب كسا هستى، تو فرزند سيد نقباء مى‏باشى، تو فرزند فاطمه زهرائى‏... [5]همچنين زيارت اهل بيت (ع)در اولين اربعين نيز نقل شده است، هر چند در اينکه ايشان در اولين اربعين به کربلا رفته اند يا اربعين سال بعد اختلاف است اما آنجه داراي اهميت است اين است که سنت زيارت اربعين توسط اهل بيت (ع) احياء شده است و شيعيان به تبعيت از ايشان هر ساله به زيارت قبر حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) مي روند و الا زيارت جابر هر چند از اصحاب پيامبر خداست اما موجب ترغيب به خصوص شيعيان نمي توانست باشد. بلکه نگاه مومنان به سيره عملي اهل بيت عليهم السلام بوده است و نه کس ديگر.در نقل ديگر گفته شده است که عبدالله حرّ جعفي که از ياري امام در کربلا دريغ ورزيد بعد از ديدار با عبيدالله بن زياد به سمت کربلا حرکت کرد و در رساي امام به نوحه سرايي پرداخت.اولين زائر كوفى بر مزار سيد شهيدان‏[عبيدالله بن حر از كوفه‏] خارج شد و به كربلا آمد و در آنجا [اشعارى به اين مضمون‏] گفت:- فرمانده خيانتكار، فرزند خيانت پيشه به من مى‏گويد چرا تو با آن شهيد ]فرزند فاطمه‏] جنگ نكردى؟!- آرى، پشيمانم كه چرا او را يارى نكرده‏ام، بلى هر شخصى كه [به موقع‏] توفيق نيابد، پشيمان خواهد گرديد.- من از اينكه از حاميانش نبوده‏ام حسرتى در خود احساس مى‏كنم كه هرگز از من جدا نخواهد شد.- خدا روان كسانى را كه در نصرتش كمر همت بسته‏اند از باران [رحمت خويش‏] همواره سيراب گرداند.- اكنون‏ كه بر قبور و جايگاه آنان ايستاده‏ام اشكم ريزان است و نزديك است جگرم پاره شود. [6]در امتداد عاشوراپس آنچه مي توان راز زيارت اربعين امام حسين (ع) در کربلا دانست نقش اين روز در تداوم قيام حسيني است. شواهد خارجي و نحوه برخورد شيعيان به اين روز نيز همين را تأييد مي کند. اينکه ائمه عليهم السلام عمل جابر را مورد تحسين قرار دادند و بنا بر نقلي خود اهل بيت عليهم السلام در اربعين به زيارت ايشان رفتند و اينکه زيارتنامه مخصوص براي اربعين از امام صادق (ع) وارد شده است همه نشان از جايگاه ويژه اربعين در ماندگاري واقعه عاشوراست.---------------------منابع: 1. نصايح، احمد جنتى‏، ص: 2312. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - نجفى، محمد جواد، زندگانى حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام (ترجمه جلد 44 بحار الأنوار)، 1 جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: دوم، 1362 ش. ؛ ص2123.عماد الدين طبرى، ‏بشارة المصطفي، نجف: ‏المكتبة الحيدرية، چاپ دوم، 1383 ق‏، ص 754.ابن شاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب أمير المومنين و الأئمة من ولده عليهم السلام من طريق العامة، 1جلد، مدرسة الإمام المهدى عجّل اللة تعالى فرجة الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1407ق. ص365. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - عطاردى قوچانى، عزيز الله، ايمان و كفر،2جلد، انتشارات عطارد - تهران، چاپ: اول، 1378 ش. ج‏1 ؛ ص2586.ابو مخنف كوفى، لوط بن يحيى - سليمانى، جواد، نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعة الطفّ، 1جلد، موسسه آموزشى پژوهشى امام خمينى - قم، چاپ: دوم، 1380 ش، ص204-205 ----------------------التماس دعا
ادامه مطلب
[ جمعه 21 آذر 1393  ] [ 10:44 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
ادامه مضامين کليدي زيارت عاشورا که درچند عنوان کلي تقسيم بندي گرديده است :5-فاش نمودن نام ولعن بر یک یک اشقیاءدر فراز ماقبل آخر زیارت ،دوباره شاهد بیان لعن و نفرین به ظالمین نسبت به امام حسین (ع) کافرترین ابنا بشر ونامرد ترین سفاکان روزگار – هستیم. با این تفاوت که ،در این قسمت نام یک به یک این اشقیاء آورده شده و مورد لعن و نفرین قرار می گیرند و چه بسا اشاره مشخص به هرکدام از این ظالمان به جهت تأکید بر نقشی باشدکه هر یک از آنها در حادثه عاشورا و زمینه سازی آن بازی کرده اند .نقشی که به زشتی و پلشتی هرچه تمام تر در حافظه تاریخ برای ابد به جای ماند و صاحبان آن را سزاوار لعن و نفرین همیشگی وجدانهای بیداربشری ساخت .فلسفه تازه نگهداشتن داغ مصیبت عاشورا وشکرگزاری بر آندرواقع شهادت امام حسین(ع) ،اهل بیت ویارانش اگر چه بسیاردردناک ،دلخراش ومصیبت بار بود وبرای همیشه تاریخ جراحتی عمیق بروجدان بیدار انسانیت باقی گذاشت ولی چون در اوج شکوه وشجاعت وآزادگی وحقانیت وآگاهی اتفاق افتاد بالاتر از یک مصیبت ودرد در تاریخ شیعه زنده ماند.بنابراین غم و اندوه شیعه واقعی از مصیبت حسین (ع) ویادآوری آن همه ظلم وبیداد بر فرزند رسول خدا (ص)و اهل بیت و یارانش ،سوای غم و تأسف دیگر افراد بر این حادثه غمبار است .چراکه درک شیعه واقعی از حادثه عاشورا ازجنس دیگری است . شیعه واقعی در مکتب ادب و اخلاق و عرفان امام حسین (ع) رشد می کند و معرفت می یابد و آنگاه است که یادآوری غم و اندوه و مصیبتهای کربلا نه تنها رعب انگیز نیست و برایش سختی و اضطراب نمی آورد بلکه دلش را پراز نور و شعف ایمان می سازد و وجودش راآماده برای اینکه هر لحظه پای رفتن بر رکاب ارادت نهاده و همچون مولایش امام حسین (ع ) بی هیچ پروایی طریق حق را که از کرب و بلا می گذرد با مرکب عشق طی کند .از اینرو درفراز پایانی زیارت از خدا برای غم و اندوهمان بر این مصیبت عظیم شکر گذاری میکنیم و آن را به قول خود امامان معصوم وسیله نجات و شفاعت در نزد خدا قرار می دهیم با این عبارات که :خدایا ترا ستایش میکنم بستایش شکر گذاران تو؛ برغم اندوهی که بمن در مصیبت رسید. سپاس خدا را، بر عزاداری و اندوه و غم بزرگ من. پروردگارا شفاعت حضرت حسین را روزی که بر تو وارد میشوم نصیبم بگردان. و مرا نزد خود ثابت قدم بدار به صدق و صفا در روزی که بر تو وارد میشوم؛ با حضرت حسین و اصحابش که در راه خدا جانشان را نزد حسین فدا کردند (همنشین باشم)بنابراین فلسفه زنده نگاهداشتن این غم و اندوه و داغ عظیم در دلها و قرنها عزاداری ، یادآوری مدام این حقیقت است که ؛ برای شیعه واقعی بودن باید همواره با عاشورا و امام حسین (ع) پیوند ناگسستنی داشت و پیام قیام آن بزرگوار که همانا بندگی خالصانه خداست را با ظلم ستیزی و حق طلبی هم در باور و هم در عمل محقق ساخت .6-بیان آرزو و طلب شفاعتو آخرین مضمون زیارت ، دعا و بیان این آرزوست که منتهای آمال یک شیعه است : ((خدایا روزیم گردان شفاعت امام حسین (ع) در روز ورود (به صحرای قیامت ) و ثابت بدار گام راستیم را در نزد خودت با حسین علیه السلام و یاران حسین آنانکه بی دریغ دادند جان خود را در راه حسین علیه السلام)) . بااین نگاه که حسین یک اخلاص مطلق در راه یک معبود مقدس و بی انتهاست .اخلاصی که با آتش عشق و ایمان در می آمیزد و در رضایت پروردگارش فانی می گردد ، هرکس با او پیوند بخورد و ازشفاعتش بهره مند شود بی تردید به این مقام فنا ی فی الله خواهد رسید . چراکه حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات است و هر در راه مانده و گمگشته ای را هدایت کرده و پناه می دهد و از طوفانهای سهمگین ضلالت عبور داده و به سلامت به ساحل نجات می رساند.بنابراین در پایان زیارت این معنا قابل درک است که ؛شیعه واقعی با سلام و تسلیم در مقابل مولا و امامش پای در راه می نهد و با درک و شناخت وجود امام به عنوان آیینه ای حق نما رسیدن به مقام فنا فی الله و قرب الهی را برای خویش میسر می سازد و بدیهی است که می بایست در این راه آماده باشد، همچون مولایش حسین (ع) همه هستی اش را نثار کند . ---------------------------منابع مقاله نگاه تحليلي به محتواي زيارت عاشورا- نسيم کاهيرده---------------------------
ادامه مطلب
[ جمعه 21 آذر 1393  ] [ 10:31 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
ادامه مضامين کليدي زيارت عاشورا که درچند عنوان کلي تقسيم بندي گرديده است :4-بشارت بر خونخواهيدر ادامه متن زيارت نامه ، بشارت داده مي شود که خداوندازخون پاک امام حسين (ع) و پدر بزرگوار ايشان، که به ناحق ريخته شده است دادخواهي مي نمايد:السلام عليک يا ثارالله وابن ثاره( ثارالله يعني (طلب دمه الله)) کسي که طالب خون او خداست و انتقام از قاتلين او را خداوند خواهد گرفت چون خون حسين در راه خدا و براي حفظ قرآن و تماميت اسلام ريخته شده و خالصاً و مخلصاًلله بوده است و در نهايت درجه اخلاص با تمام وجود براي خداوند بوده است. لذا اين خون و اين شهيدان خدائي هستند.بنابراين انتقام آن نيز بايد از طرف خداوند باشد ، يا اينکه چون امام حسين ـ عليه السّلام ـ حجت خداوند بر زمين و ولي مطلق حق بود و مردم او را کشتند و زمين را از حجت حق خالي کردند بنابراين خداوند انتقام حجتش را از قاتلين او خواهد گرفت.)).در حقيقت قول خدا مؤيد سير طبيعي حرکت تاريخ رو به سوي انتقام از قاتلان امام حسين (ع) و اهل بيت (ع) و تمامي طاغوتها و ظالمان است که آنهم مبتني بر دعوت انسانها به خونخواهي از مظلومان و حق طلبان است تا آخر الزمان و اين فلسفه فهم مکتب شيعه است چون ((شيعه چون پرنده اي بلند پرواز است که با دوبال شهادت و انتظار پرواز مي کند.))از اينرو بر اين حقيقت تأکيد مي شود که اگر چه امام حسين (ع) و يارانش در عاشورا درمصافي نابرابر، ناجوانمردانه کشته شده اند ولي خون آنها بهايي بوده است که مي بايست پرداخته مي شد تا پرچم اسلام راستين برافراشته بماند .چراکه شهادت آنان بهترين گواهي دهنده جهل و ظلمت حاکم برزمانه آنها و سلاحي آگاهي بخش، وانتخابي آگاهانه بوده است .اين خون بهاء داغي بر دلها نهاد که تا به امروز همچنان تازه است و از اينروست که بعد ازگذشت قرن ها ازقيام کربلا در هر زمان و هر مکان ميان حق و باطل هرمصاف و رويارويي اتفاق افتاده است گفتمان امام حسين (ع) و عاشورا برجسته ترين و زنده ترين پيام آن بوده است .لعن و نفرين وتبري از ظالمان و تجاوزگران به حريم امامتبعد از فرستادن سلام ها و تحيات به محضر پاک و قدسي امام، در فراز ديگري از زيارت شاهد مضمون لعن و نفرين و ابراز نفرت و انزجار از مسببين و زمينه سازان ظلم و ستم به امام ،ياران و اهل بيت ايشان هستيم يعني در کنار تولي به امام به تبري از تجاوزگران به حريم امامت خوانده مي شويم با اين عبارات :خدا لعنت کند آن امتي که شما را کشتند و خدا لعنت کند آن مردمي را که از امراي ظلم و جور براي قتال با شما اطاعت کردند. من به سوي خدا و به سوي شما از آن ظالمان و شيعيان آنها و پيروان و دوستانشان بيزاري مي جويم البته نه فقط تولي و تبري به لسان ،بلکه در عمل ؛ يعني درون را از تمايلات و گرايشات به هر چه غير از حق است پاک سازيم و از معاصي دوري کنيم تا دلمان خانه پاکيها و ولاي امام گردد. چنانچه مي خوانيم :(( اي ابا عبد اللَّه من تا قيامت سلم و صلحم با هر که با شما صلح است و در جنگ و جهادم با هر که با شما در جنگ است. )) بنابراين عبارت شيعه با کساني در صلح و صفاست که با امام و يارانش در صلح و صفايند و با معاندان ايشان، در ستيز است و با تکرار اين عبارت در زيارت عاشورا هر بار به خود و ديگران اين حقيقت را ياد آور مي شود که " کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا " چه اين تقابل حق و باطل و حسيني و يزيدي بودن تا قيامت ادامه دارد و لشکريان حق و باطل دراعصار و قرون مختلف مي آيند ومي روند و نقش خود را درصحنه تاريخ به نمايش مي گذارند .دوستي و معرفت امام شاه بال صعود به مقام محموددر فرازي ديگر از زيارت ،ضرورت دوستي و محبت نسبت به اباعبدالله و اعلام بيزاري از دشمنان ايشان به عنوان راه عزت يافتن و وجيه و آبرومند شدن در دو عالم تبيين شده و همچنين معرفت يافتن به مقام امام راهي براي کرامت يافتن و گرامي شدن نزد پروردگار معرفي مي شود . چنانچه در اين عبارت مشاهده مي کنيم : از خدا درخواست ميکنم که به مقام محمودي که خاص شما است مرا برساند.و من الليل فتهجـد به نافلـة لک عسي أن يبعثک ربک مقاما محمودا." (اسراء/79) "و پاره اي از شب را به راز و نياز با خداوند بيدار باش، تا خداوند تو را به جايگاهي ستوده برانگيزد." با استناد به قرآن کريم؛ وصول به مقام رفيع "محمود" نزد پروردگار، از طريق تهجد امکان پذير است. به تعبير زيارت عاشورا؛ وصول به اين مقام "محمود"، در پيروي و احياي مکتب حسيني است)) و زماني که رسيدن به اين مقام براي کسي محقق شود مي تواند اميدوار باشد و مسئلت کند که خداوند در رکاب امام زمان بودن و خونخواهي امام حسين (ع) را روزيش کند آنچنانچه که در متن با اين عبارت بيان شده است : و روزيم کند خونخواهي شما را با امام راهنماي آشکار گوياي (به حق) که از شما (خاندان ) است.زيارت عاشورا ---------------------------منابع مقاله نگاه تحليلي به محتواي زيارت عاشورا- نسيم کاهيرده---------------------------
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 19 آذر 1393  ] [ 06:49 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
مضامين اصلي زيارت عاشورا زيارت عاشورا شامل مضامين کليدي است که مي توان آنها را درچند عنوان کلي تقسيم بندي نمود :1- سلام وتحيتسلام يکي از اسماءِ خداوند مي باشد. به اين معنا که حق تعالي خلق را از بلا و آفت حفظ مي کند. وقتي به کسي سلام مي کني يعني سلامتي و آسايش از جانب من، تو را فرا گرفته و از جانب من هيچ شري و ضرري به تو نخواهد رسيد و تو از ناحيه من در امن و امان هستي.متن زيارت باسلام و تحيت به محضر امام حسين (ع) به عنوان فرزند رسول خدا ،امير مؤمنان و فاطمه زهرا(س) آغاز مي شود سلامي که در بطن خود معرفي پاکي تبار و برگزيدگي خاندان بزرگوار ايشان را يادآور مي شود. حقيقتي که بسياري از مردم هم عصر ايشان و همچنين قاتلين حضرتش يا فراموش کرده و يا به عمد نسبت به آن تجاهل نمودند :سلام بر تو اي ابا عبد اللَّه؛ سلام بر تو اي فرزند رسول خدا؛ سلام بر تو اي فرزند امير المؤمنين و اي فرزند سيّد اوصيا؛ سلام بر تو اي فرزند فاطمه زهرا سيّده زنان اهل عالمکه البته ضرورت اين سلام و اداي احترام را در پي شناساندن ومعرفي امام و بيان اتصال وجودي ايشان به وجود مقدس نبي اکرم (ص) ،اميرالمومنين (ع) و فاطمه زهرا (س) به عنوان اسوه هاي حقيقي و جاودانه بشريت تبيين مي کند .يعني امام حسين (ع) را به عنوان وارث تمامي برجستگي ها و اوصاف جدش و پدرش ومادرش معرفي مي کند. اين سلام و عرض ارادت براي شيعه آغاز سلوک است. يعني تسليم امر" امام" و رهسپار راه خدا شدن .درحقيقت براي شروع سير و سلوک عرفاني ،" خود " و"منيت " انسان در محضر وجود" ولي خدا" کنار گذاشته مي شود ؛ وجودي که خود تسليم محض و فاني در خدا ست .طبيعي است که آدمي به کسي که حاضر است سلام کند نه به کسي که غايب است و حضور ندارد. از سويي سلام به امام ، سلام به "شهيد" است . شهيدي که طبق نص صريح قرآن هرگز نمي ميرد و نزد پروردگار حي و زنده است. ((شهيدي که خدا خواسته است که او را کشته ببيند "ان الله شاء ان يراک قتيلا " و همه چشم ها به او است چون که شهادت او مايه بقاي يک ايمان است .آگاه و مشهود است و نمونه و الگو و سرمشق))پس براي سلام ما در زيارت عاشورا بي شک جوابي بهتر از سوي امام خواهد بود. چراکه شهيد نه تنها در پيشگاه خدا که در پيشگاه بشريت در هر عصري و هر مکاني حاضر است .2-تکريم ياران و دوستان امامبعد از سلام و عرض ادب به ساحت مقدس امام به اصحاب و ياران و دوستان امام به عنوان ارواح پاکي که فاني در وجود امام شده اند سلام و درود فرستاده مي شود و از ايشان با زبان تکريم و محبت ياد مي شود :سلام بر تو اي ابا عبد اللَّه و بر ارواح پاکي که فاني در وجود تو شدنداز اين منظر که اين ارواح پاک به مقام رفيع يقين دست يافته بودند،زماني که در دفاع از امامشان در برابر هجوم دشمن لحظه اي ترديد به خود راه ندادند و سخاوتمندانه با شوقي وصف ناپذير به سمت کارزار و قتلگاه خود شتافتند و نقش انساني خود را درنهايت زيبايي درصحنه بي نظير عاشورا به نمايش گذاشتند.آنان درقله رفيع معرفت ،شعور و آگاهي وسبکبال و رها از بندهاي تعلق و مصلحت انديشي بودند ،جسم خاکي خويش را سپر مولايشان ساختند و چون دژهاي مستحکم واستوار تا لحظه شهادت در دفاع از حريت و شرافتشان پابرجا بودند . در آن لحظات خطير اگر چه هيچ منطق و عقل حسابگري مقاومت را صلاح نمي دانست ولي شهادت و نثار جان تنها کاري بود که آنها در دفاع از قيام و اثبات حقانيت امامشان مي توانستند انجام دهند و خون ريخته شده اشان بهايي بود بر حيات جاودانه اشان در تاريخ و پيامي بر اثبات آزادگي و حريتشان ! ((اينان که مرگ را همچون گردنبندي از زيباترين گوهرهاي خدا بر گردن آويخته اند ، بي مرگان جاودانه اند .)) وبي شک اين پايمردي و وفاداري بي نظير و ارزشمند بوده است که سبب شده ، نام و ياد اين ياران با وفا و همراهان واقعي امام حسين (ع) بعداز گذشت قرنها هنوز در تاريخ ، داراي هويتي زنده و بالنده باشند و تا به امروز درکنار بي شمار سلام ها و عرض ارادتهاي شيعيان به امام حسين (ع) ، مکرر در حافظه ها اسطوره وار مرور شوند.3-مصيبت عظيم عاشورا وراي زمان و مکانبا مراجعه به تاريخ از اول دنيا تاکنون واقعه اي به اين بزرگي اتفاق نيفتاده است، امتي پيغمبر زاده خود را همراه با اصحاب و اهل بيتش در يک روز بکشند و وسايل آن ها را غارت کنند و خيمه هاي آن ها را بسوزانند و سر او، اصحاب و اولادش را با عيال و اطفال، شهر به شهر، کوي به کوي ببرند و پشت پا به ملت و ديني که اظهار انتساب به آن مي کنند، بزنند.اين حادثه ومصائب آن نه تنها متعلق به جغرافياي محدود و تاريخي خاص نيست، بلکه اساسا" ماجرايي وراي دنياي مادي و داراي معنايي قدسي مي باشد. از اينروست که در متن زيارت نامه مي خوانيم :اي ابا عبداللّه براستي بزرگ شد سوگواري تو و گران و عظيم گشت مصيبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام و گران و عظيم گشت مصيبت تو در آسمانها بر همه اهل آسمانهامصيبت عاشورا آنقدر عظيم و ويران کننده است که هر رنج و مصيبتي در مقابل آن حقير و ناچيز به نظر مي رسد و درک فجايع آن هر ضمير روشن و وجدان بيداري را متأثر مي سازد . اوج غربت امام و اهل بيت و يارانش ؛ تشنه در ميان کويري خشک و بي انتها و در محاصره گرگ صفتاني پليد و بيرحم که مترصد حمله و غارت اند .در حقيقت عاشورا روز حساسي در تاريخ است که در درون خود سرنوشت قابل تحقق براي هر انسان را، در قالب تقابل دو انتخاب به روشني ترسيم ميکند . تقابل بين حق و باطل که تا بي نهايت امتداد مي يابد؛ يکطرف بي نهايتي از جور وستم و سنگدلي و بيرحمي ورذالتي که يک بشردر اوج کفر وعصيان ميتواند مرتکب شود و پست ترين شود و طرفي ديگر بي نهايت صبر وعزت وبزرگي و شجاعت وکرامتي که در اثرتحمل سخت ترين مصائب ورنجها در راه معبود بدست مي آورد و مي تواند انسان را به مقامي برساند که حتي آسمانها بر رنج ها و مصيبت هايش بگريند .انتخاب يکي از ايندو ست که هميشه در همه زمان ها و مکانها براي بشريت مطرح است . ---------------------------منابع مقاله نگاه تحليلي به محتواي زيارت عاشورا- نسيم کاهيرده---------------------------
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 19 آذر 1393  ] [ 12:36 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
25 توصیه رهبر معظم انقلاب اسلامی به دانشجویان 25 توصیه رهبر معظم انقلاب اسلامی به دانشجویان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی همواره در دیدار و نشست‌هایی که دانشجویان با ایشان داشته‌اند، توصیه‌هایی راهگشا را متناسب با شرایط روز خطاب به آن‌ها فرموده‌اند. به گزارش راسخون به نقل از ایسنا برخی از محورهای توصیه‌های ایشان به این شرح است: 1-نیروی جوانی خود را کشف کنید. 2- با قرآن و نوشته‌جات شهید مطهری و دیگر فضلا معرفت دین‌تان را بالا ببرید. 3- شرح صدر سیاسی داشته باشید. 4- با اقشار مختلف جامعه در ارتباط باشید. 5- نظرات خود را به دستگاه‌ها ارائه کنید و موضع‌گیری کنید. 6- از قول بدون عمل بپرهیزید. 7- مراقب نگاه‌های سوسیالیستی و مارکسیستی باشید. 8- به دنبال قله‌های علمی باشید. 9- نسبت به اوضاع کشور نقد مستمر و منصفانه داشته باشید. 10- ایده اقتصاد مقاومتی را تبیین کنید. 11- با تشکل‌های دانشجویی جهان اسلام ارتباط داشته باشید. 12- جریان دانشجویی موضع انتقادی خودش را حفظ کند. 13- به اوضاع کشور نگاه مستفسرانه داشته باشید. 14- اعلام نظر کارشناسی متفاوت با رهبری، مخالفت با رهبری به حساب نیاید. 15- محیط دانشگاه‌ باید پاکیزه و معنوی باشد. 16- کانون‌های تصمیم و اقدام تشکیل دهید. 17- امید را در خود زنده نگه دارید. 18- در مسائل اجتماعی موضع‌گیری کنید. 19- مراقب رقابت بر سرپرست و مقام باشید. 20- در تصمیمات مصلحت‌ها را در نظر بگیرید. 21- سقف معرفت خود را سایت‌ها و روزنامه‌ها قرار ندهید. 22- آرمانگرایی را با پرخاشگری اشتباه نگیریم. 23- از تصمیمات نسنجینده پرهیز کنید. 24- آرمانگرایی را در دانشگاه‌ها زنده نگه دارید. 25- در تصمیم‌گیری‌ها مطالعه عالمانه داشته باشید.
ادامه مطلب
[ سه شنبه 18 آذر 1393  ] [ 01:56 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
🔴از میان یادداشت‌های استادپناهیان 🔵 گاهی از اوقات دین حداقلی و اخلاق حداقلی از بی‌دینی و بداخلاقی بدتر است و نقش مخرب‌تری در زندگی فردی واجتماعی انسانها دارد. آدم بی‌دین و بد اخلاق وضعش معلوم است و تکلیف دیگران با او روشن است و الگو قرار نمی‌گیرد. ولی کسانی که دین را نصفه‌نیمه معرفی می‌کنند، در واقع به تحریف دین می‌پردازند و راه نجات و امید جامعه را می‌بندند.
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 آذر 1393  ] [ 01:56 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
🔴از میان یادداشت‌های استادپناهیان 🔵اشکالی ندارد، انسان در ابتدای راه باشد و از دینداری و اخلاق کاملی برخوردار نباشد، ولی نباید دین را حداقلی بداند و تحریف کند.دین و اخلاق حداقلی نجات بخش نیست و مهمترین فایده اش برای زورگویان عالم و مستکبران است. چون حاضرند مردم را با حداقل اخلاق و دیانت سرگرم و آرام کنند، تا خود به غارت و گسترش ظلم بپردازند و کسی جلودارشان نباشد.
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 آذر 1393  ] [ 01:55 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
🔴از میان یادداشت‌های استادپناهیان 🔵همۀ بدیهای انسان از تمایلات خوب آغاز می‌شود. هر خصلت بد، از عناصری تشکیل می‌شود که برخی از آنها بسیار ارزشمندند. وقتی انسان تمایلات خوب خود را درست پاسخ ندهد و جهت دهی الهی پیدا نکند، همان تمایل با جهت گیری و مصداق‌یابی غلط، انسان را به ورطۀ هلاکت خواهد کشاند. اگر آدم خودش را بشناسد، در می‌یابد که با تمام وجود فقط خدا را می‌خواهد.
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 آذر 1393  ] [ 01:53 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
همه مي دانيم هر خير و برکتي از خداي مهربان است. اوست که ما را آفريده، به ما نعمت عقل و فهم داده و براي سعادت ما، انبيا و کتاب هاي آسماني را فرستاده است؛ اوست که در گرفتاري ها کمک مان مي نمايد و در خطرها نجاتمان مي دهد. بدي هاي ما را مي پوشاند و خوبي هاي ما را در معرض ديد ديگران قرار مي دهد. اکنون به يک نکته جالب و مهم توجه کنيد.اين خداي مهربان برنامه اي دارد که نام آن را " فرستنده رحمت " مي گذاريم. او دائم لطف و رحمت در همه عالم منتشر مي کند. اين فرستنده بسيار قوي است و شبانه روز در حال ارسال رحمت است اما سوال اينجاست که چرا بعضي افراد يا بعضي محيط ها از اين رحمت الهي محروم هستند؟پاسخ خيلي آسان است. آن ها يا " گيرنده رحمت " نصب نکرده اند و يا تنظيم آن به هم خورده. نصب گيرنده اينگونه است که انسان يک توبه واقعي نمايد وعزمي جزم بر ماندن در مسير بندگي خداوند داشته باشد و تنظيم اين است که دائم امواج دستورات الهي را دريافت نموده و گفتار و رفتار خود را با آن ها چک نمايد و هرجا ناهماهنگ بود زود اختلاف و تفاوت را برطرف نموده و در همان جهت الهي قرار گيرد.اگر اين تنظيم صورت گيرد مي بينيم چگونه امواج رحمت الهي به سوي ما جذب مي شود و درهاي لطف و عنايت او به طرف ما باز مي گردد. قرآن کريم در آيه 96 سوره اعراف مي فرمايد: "و اگر مردمي که در شهرها و آبادي ها زندگي مي کنند ايمان بياورند و تقوي پيشه کنند، برکات آسمان و زمين را بر آنها مي گشاييم..." آيه 96 سوره اعرافپس تلاش کنيم با حرکت در مسير رضاي خداوند و ترک گناه و نافرماني او هرچه بيشتر خود را در معرض لطف و رحمت او قرار دهيم.موفق باشيد مهدي عدالتيان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 آذر 1393  ] [ 01:49 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
لطفاً جاهاي خالي را با دقت پر کنيد!1- من دوست دارم پس از مرگ خانه قبرم ..... باشد (نوراني –ظلماني)2- مي خواهم در عالم برزخ در بهشت آن عالم غرق در نعمت هاي الهي ...... (باشم، نباشم)3- هنگام ورود به محشر دوست دارم با چهره اي ....... وارد شوم. (شاد و آرام – غمگين و ترسان)4- حسابرسي از من ....... باشد (آسان و سريع-سخت و طولاني)5- در قيامت هم نشين ...... باشم. (خوبان و پاکان، انسان هاي ظالم و ناصالح)آفرين بر شما؛ تا اينجا خيلي خوب انتخاب کرده ايد و انشالله اگر در مرحله بعد هم نمره بياوريد زندگي آخرت شما زيبا و پر از نشاط و سرور است. اما مرحله نهايي تطبيق انتخاب شما با رفتارتان در دنياست.شما که طالب خانه اي نوراني در قبر و برزخ هستيد بايد خانه دنياي شما هم نوراني باشد ، نور صداقت، نور محبت، نور احسان، نور پاکي در زندگي شما جلوه گر باشد.همچنين شما که دوست داريد غرق در نعمت هاي الهي باشيد بايد در اين دنيا ديگران از احساس و خيرخواهي شما بهره مند باشند.دقت نموده ايد که چقدر باعث شادي همسر، فرزند، همسايه ، دوستان تان هستيد؟و چندبار گرد غم از چهره غم ديده اي زدوده ايد؟بسيار خوب به همان نسبت چهره شما در قيامت شاد است و غم از شما دور است.راستي در تعامل با ديگران سخت گير هستيد يا اهل مدارا و گذشت؟در خانواده بداخلاق و پرتوقع و اهل نق زدن هستيد يا خوش اخلاق و خوش برخورد؟اگر بدهکاري در اثر نداري – نه از روي حقه و نيرنگ- پرداخت پول شما را تأخير بياندازد برخورد شما با او چگونه است؟بله با اين دقت ها مي توانيم تشخيص دهيم مرحله اول پاسخ هاي ما تا چه حد قابل قبول استعلاوه بر اين ها در همين دنيا به چه کساني علاقه داريم،با چه کساني رفت و آمد مي کنيم،عکس چه افرادي را در منزل يا محل کار خود داريمو به چه افرادي افتخار مي کنيم؟بايد توجه داشته باشيم که همان افراد و کساني هم فکر و هم سليقه با آنان هم نشينان ما در آينده و در قيامت خواهند بود.خلاصه سخن اينکه ما دو دوران زندگي داريم يکي دوره عمر دنيا و ديگري زندگي پس از مرگ در عالم برزخ، قيامت و بعد از آن.براي کيفيت زندگي پس از مرگ ما بايد خواسته هاي خود را گزينش کنيم ولي نکته مهم اين است که گزينش ما با رفتار ما در دنيا مقايسه شده و در صورتي قبول مي شود که انتخاب ما با عملکرد دنياي ما منطبق باشد و جالب اين است که اين مقايسه و قضاوت به خود ما سپرده مي شود. پس بهتر است از الان خود مراقب باشيم. خداوند در آيه ي 13 و 14 سوره ي اسراء مي فرمايد: "و کارنامه هر انساني را در گردنش بسته ايم (از او جدا نمي شود) و روز قيامت براي او نوشته اي بيرون مي آوريم که آن را در برابر خود گشوده مي بيند و به او گفته مي شود پرونده ات را مطالعه کن، امروز کافي است خود حسابگر خويش باشي." آيه ي 13 و 14 سوره ي اسراءموفق باشيد مهدي عدالتيان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 آذر 1393  ] [ 01:46 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات :  ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ

خداکند که رضایم فقط رضای تو باشد/ هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد
نويسندگان