نیاز من طلبه
استاد پناهیان: نا آرامی موجود در زمان ما ناشی از ناآرامی دشمن دارد با آشکار کردن دشمنی هایش، ناخواسته کاری میکند که پلیدی او را به وضوح بشناسیم.شاید بتوان گفت که اوج مقدمه سازی برای ظهور حضرت، در اوج معرفت جهان بشریت نسبت به دشمنان حقیقت است. یعنی بیش از انکه به دنبال شناخت و معرفت نسبت به خود حضرت باشیم ، برویم و دشمن را بشناسیم. اگر در دشمن شناسی رشد کنیم بهتر میتوانیم خود را درحد و اندازه ی مقدمه سازان ظهور و بلکه سربازان حضرت برسانیم
ادامه مطلب
[ یک شنبه 23 شهریور 1393  ] [ 08:17 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
کرسنت چیست ؟؟ سال‌هاست که هر از گاهی کلمه «کرسنت» در گوشه و کنار رسانه‌های ایرانی خودنمایی می‌کند ولی عموم مردم اطلاع چندانی از آن ندارند و از یکدیگر می‌پرسند که این عبارت چه معنایی دارد؟!! شاید علت اصلی این بی اطلاعی عمومی نیز مقامات وزارت نفت باشند تا آنجا که اخیرا شورای عالی امنیت ملی بخشنامه ای صادر کرده مبنی بر '' لزوم سکوت رسانه‌ها درباره این مساله'' اما واقعا ماجرای کرسنت چیست؟! به صورت خیلی ساده... قرارداد «کرسنت» یک قرارداد فروش نفت و گاز ایران به یک شرکت اماراتی است که در اواخر دولت سید محمد خاتمی و توسط وزیر نفت او یعنی همین مهندس زنگنه که اکنون نیز مجددا وزیر شده است امضا شده. مشکل این قرارداد این بود که محصولات را به بهای بسیار اندک و با شرایطی کاملا یکطرفه و به نفع طرف مقابل باید به فروش می رساندیم. پس از مدتی مشخص شد علت اصلی امضای این قرارداد ننگین و یکطرفه، فساد مالی برخی از مدیران و مسئولین نفتی و رشوه‌ای است که از طرف اماراتی این قرارداد گرفته‌ شده است. مفاد اصلی این قرارداد به شرح زیر است: مدت قرارداد 25 سال بین ایران و امارات (به عبارتی دقیق‌تر بین شرکت ملی نفت ایران و شرکت نفت کرسنت امارات است در دو مرحله: مرحله اول 7 سال و مرحله دوم 18 سال) و فروش نفت و گاز جمهوری اسلامی ایران با شرایط زیر صورت خواهد گرفت: - در 7 سال ابتدایی قرارداد قیمت هر بشکه نفت 18 دلار - در 18 سال باقیمانده قیمت هر بشکه نفت 40 دلار که در این زمانها امکان افزایش قیمت ها وجود ندارد!!! این در حالی است که امروز قیمت هر بشکه نفت نزدیک به 100 دلار است یعنی حدود 5.5 برابر قیمت مندرج در قرارداد !!!!!!! و این یعنی یک ضرر هنگفت به اقتصاد ملی در این زمینه پای برخی از مدیران نفتی دوره آقای زنگنه در میان است و همچنین آقازاده مشهور ''مهدی هاشمی رفسنجانی'' و دوست عزیز او یعنی «عباس یزدان پناه یزدی» که البته به طور کلی این دو نفر معروفترین دلالان نفتی دوره مدیریت زنگنه نیز به شمار می رفتند. جمهوری اسلامی ایران با اطلاع از این موضوع و پس از رسانه ای شدن جزئیات این قرار داد توسط روزنامه «کیهان»، در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در دادگاه بین المللی لاهه طرح دعوای حقوقی کرد که این قرارداد یکطرفه است و با فساد مالی و تبانی امضا شده و ما بر این اساس گاز نمی فروشیم. با روی کار آمدن دولت نهم و بر طبق دستور دیوان محاسبات کشور، این قرارداد از طرف ایران به صورت یک طرفه نادیده گرفته شد و تحویل نفت و گاز به طرف اماراتی متوقف گردید. در نتیجه شرکت کرسنت امارات نیز از ایران شکایت کرد. در دولت قبلی دو بار دادگاه لاهه برگزار شده است و جمهوری اسلامی ایران در هر دو دور اولیه موفق به اثبات فساد در پرونده کرسنت شده است. مساله اصلی اینجاست که اگر در دومین دور دادگاه نیز فساد مالی امضا کنندگان این قرارداد اثبات شود، دادگاه لاهه به نفع ایران و به ضرر طرف اماراتی حکم می دهد. با این حال، بخش اول از دومین مرحله از این دادگاه بین‌المللی همزمان بود با برنده شدن آقای دکتر حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری و متعاقبا معرفی مجدد آقای بیژن نامدار زنگنه در مجلس به عنوان وزیر نفت دولت یازدهم!!! نهایتا با کسب رای اعتماد وی و مجددا در دست گرفتن امور وزارت نفت توسط تیم قبلی، طرف اماراتی این بهانه را به دست آورده است که ''ادعای فساد و تبانی در عقد قرارداد دروغ است'' چرا که امضا کنندگان و مجریان وقت قرارداد کرسنت اکنون مدیران نفتی ایران هستند و در کشور خود و حتی مجلس شورای کشور خود نیز محکوم نشده اند. بر این اساس اگر ادعای حقوقی طرف مقابل یعنی اماراتی‌ها پیروز شود، جمهوری اسلامی ایران نه تنها باید به قیمت فاجعه باری گاز بفروشد؛ بلکه باید میلیاردها دلار بابت غرامت عدم اجرای توافقنامه هم به طرف مقابل بپردازد!!!!! رقمی که تخمین زده می‌شود تا 30 میلیارد دلار نیز برآورد شده است؛ یعنی چند برابر پولی که دولت یازدهم پس از مذاکرات ژنو و با تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان دریافت کرده است. اکنون، دولت و شخص رئیس‌ جمهور دو راه دارند: 1- یا باید بپذیرد مدیران نفتی فعلی‌اش در ماجرای قرارداد کرسنت فساد کرده اند و آنها را برکنار کند و بر همین مبنا در دیوان لاهه دعوی خود را ادامه دهد. 2- یا اینکه زیر بار پذیرش فساد یک آقازاده و مدیرانش نرود و نزدیک 30 میلیارد دلار به کشور ضرر بزند و البته متعاقب آن استیضاح قطعی زنگنه و افتادن او از وزارت نفت را به جان بخرد. فرصت ارائه لایحه به دیوان بین‌المللی لاهه تا چند وقت دیگر به پایان می‌رسد و دولت فعلا امروز و فردا می‌کند!!! به نظر می‌رسد که یکی از مهمترین چالش‌های پیش روی دولت در ماه‌های آینده را باید ماجرای کرسنت دانست که می تواند مبدا خیلی از اتفاقات باشد. البته جالب اینجاست که امضا کننده اصلی قرارداد کرسنت، جزو اولین افرادی بود که آقای زنگنه به سمت مدیرعامل شرکت ملی نفت منصوب کرد. اکنون شاید بهتر بتوان علت نگرانی برخی مسئولان دولتی از فعالیت رسانه‌ای حول پرونده کرسنت را درک کرد!
ادامه مطلب
[ شنبه 22 شهریور 1393  ] [ 04:45 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
جدیدترین سروده مسعود یوسف پور، خطاب به آقایانی که آبروی مملکت شیعی را بردند: اگر که خواندن زن ها و رقص، آزاد است گلایه نیست، که قحط وزیر ارشاد است! اگر غلط نکنم معصیت کمال شده غنا و رقص اخیرا کمی حلال شده خدا به خیر کند، این چه دولتی شده است?! جناب "دوزخی" امروز "جنتی" شده است! چه آمده سر این دین? گناه پشت گناه جواز رقص به رقاصه داده یک گمراه چه آمده سر اسلام بعضی از مردم? بدا به حال وزیری که در لباسش گم... خطا خطاست اگر چه به اسم دین باشد بدا به حال وزیری که اینچنین باشد غریب مانده در این شهر ها حیا...افسوس چقدر حرمت خون شهید را...افسوس!
ادامه مطلب
[ جمعه 21 شهریور 1393  ] [ 04:33 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
درسته استاد اخلاق نداریم. آیا استاد اخلاق بالاتر از امام صادق بیاوریم آیا استاد اخلاقی بالاتر از قران بیاوریم، اطرافمان نیست! پس چرا استفاده نمیکنیم . لذا این باران دارد میریزد ولی ما ظرف را وارونه گرفته ایم، یا نه درست گرفته ایم ولی داخلش را با چیزدیگری پر کرده ایم منظر دل نیست جای صحبت اضداد دیو چو بیرون رود فرشته در آید دوتا ضد باهم جمع نمیشود. این را وقتی تخلیه کردیم میبینیم کاری نداشتیم؛ داشتیم صرف میخواندیم ولی یک حدیثی در کتاب صرف نوشته مثل کاردی که توی گوشت فرو رود در دل آدم فرو میرود و آن را رشد میدهد. همان حدیثی که درکتاب صرف هست دیگه لازم نیست کتاب روایی باز کنیم یا قران بخوانیم لذا میشود در همین حالت یک تهذیبی پیدا کنیم یک تغیری پیدا کنیم یک رو به جلویی برویم و از یک نواختی به در بیایم. اگر کسی پشت بام نشسته باشد ببیند پایین یکی دارد دنبال آدرس می گردد، یا من و شما باشیم ببینیم یک خانم کاغذی در دستش است و دنبال آدرس می‌گردد و شما ادرس را بلد هستی از آن بالا به او میگوید خانم اگر جایی هست تامن راهنماییتان کنم و او را راهنمایی میکنید و میرود..... مگر خدا و ائمه معصومین و امام زمان علیه السلام از ما کمترند؛ اگر بدانند که ما واقعا دنبال ادرس یا گمشده ای هستیم که پیدایش نمیکنیم بدانند که ما دنبالشان هستیم، راهنمایی میکنند لذا وقتی طلبه ها رفتند خدمت آن استاد اخلاق که چکار کنیم به ما یک راهی نشان بده. او فرمودند که آنچیزی را که بلد هستید عمل کنید و آنچه را که بلد نیستید خدا یادتان میدهد. من و شما واقعا خیلی چیزها بلد هستیم میدانیم دروغ نباید بدهیم، حسد نباید بکنیم، تکبر نباید بکنیم تواضع باید بکنیم، دائم الوضوء باید باشیم، خوش اخلاق باشیم، خوش رفتارباشیم، بد زبان نباشیم، تلخ نباید باشیم، دیگران را اذیت نکنیم . همه اینها را میدانیم و همین که یک قدم آمدیم جلو تر خودت را رساندی به جایی که آدرس میخواهی، ادرس را بهت نشان می دهند.
ادامه مطلب
[ جمعه 21 شهریور 1393  ] [ 04:31 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
حاج آقاقرائتی تعریف ‏کرد ﻣﻴﻜﺮﺩ در ستاد نماز گفتیم، آقازاده‌ها، دخترخانم‌ها، شیرین‌ترین نمازی که خوندید، برای ما بنویسید. یک دختر یازده ساله یک نامه نوشت، همه بُهتمان زد، دختر یازده ساله، ما ریش‌سفیدها را به تواضع و کرنش واداشت.... نوشت بود که شیرین‌ترین نمازی که خواندم اﻳﻦ: تو اتوبوس داشتم می‌رفتم یهو دیدم خورشید داره غروب می‌کنه. یادم آمد نماز نخوندم، به بابام گفتم: نماز نخوندم، گفت: خوب باید بخونی، اماحالا که اینجا توی جاده ست و بیاﺑﻮﻥ، گفت: بریم به راننده بگیم نگه‌دار. پدر گفت: راننده که بخاطر یک دختربچه نگه نمی‌داره، گفتم: التماسش می‌کنیم. گفت: نگه نمی‌داره. گفتم: تو به او بگو. گفتم که نگه نمی‌داره، بنشین. حالا بعداً قضا می‌کنی. دختر گفت: پدر، امروز اجازه بده من تصمیم بگیرم. زیپ ساکو باز کرد، یک شیشه آب درآورد. زیرِ صندلی اتوبوس یک سطل بود،سطلوآورد بیرون. دستِ کوچولو، شیشه کوچولو، سطل کوچولو. قرآن یک آیه داره میگه: کسانی که برای خدا حرکت کنند مهرش را در دلها می‌گذاریم به شرطی که اخلاص داشته باشد، نخواسته باشد خودنمایی کند، شیرین‌کاری کند. «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا» مریم/۹۶ یعنی کسی که ایمان دارد، «وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» کارهایش هم صالح است، کسی که ایمان دارد، «سَیَجْعَلُ لَهُمْ الرَّحْمَانُ وُدًّا»، «وُدّ» یعنی مودت، مودتش را در دلها می‌گذاریم. شاگرد شوفر نگاه کرد و دید که دختربچه وسط اتوبوس داره وضو می‌گیره، پرسید: دختر چه می‌کنی؟ گفت: آقا من وضو می‌گیرم، ولی سعی می‌کنم آب به کف اتوبوس نچکه. بعدش هم می‌خوام روی صندلی، نشسته نماز بخونم. شاگرد شوفربه راننده گفت: عباس آقا، ببین این دختر بچه داره وضو می‌گیره. راننده هم همین‌طور که جاده را می‌دید، در آینه هم دختر را می‌دید. مهر دختر در دل راننده هم نشست. راننده گفت: دختر عزیزم، می‌خوای نماز بخونی؟ صبر کن، من می‌ایستم. ماشینو کشید کنار جاده و گفت: نمازتو بخون دخترم. دختر می‌گفت: وقتی اتوبوس ایستاد،پیاده شدم و شروع کردم به نماز خوندن. یک مرتبه اتوبوسی‌ها نگاهش کردند. یکی گفت: منم نخوندم، دیگری گفت: منم نخوندم.دیگریم گفت: ببینید چه دختر باهمتیه، چه غیرتی، چه اراده‌ای آفرین، همین دختر روز قیامت، حجت است. خواهند گفت: این دختر اراده کرد، ماشین ایستاد.آنهایی هم که نماز نخوانده بودند، ایستادند به نماز. می‏ گفت: شیرین‌ترین نماز من این بود که دیدم . منِ، بچه یازده ساله هم می‌توانم در فضای خودم امام باشم....
ادامه مطلب
[ جمعه 21 شهریور 1393  ] [ 04:22 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
روش برخورد با مردم مرحوم شيخ طوسى رضوان اللّه تعالى عليه در كتاب رجال خود آورده است : در يكى از روزها، عدّه اى از دوستان امام رضا عليه السلام در منزل آن حضرت گرد يكديگر جمع شده بودند و يونس بن عبدالرّحمن نيز كه از افراد مورد اعتماد حضرت و از شخصيّت هاى ارزنده بود، در جمع ايشان حضور داشت . هنگامى كه آنان مشغول صحبت و مذاكره بودند، ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند. امام عليه السلام ، به يونس فرمود: داخل فلان اتاق برو و مواظب باش هيچ گونه عكس العملى از خود نشان ندهى ؛ مگر آن كه به تو اجازه داده شود. آن گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و بر عليه يونس ، به سخن چينى و ناسزاگوئى آغاز كردند. و در اين بين حضرت رضا عليه السلام سر مبارك خود را پائين انداخته بود و هيچ سخنى نمى فرمود؛ و نيز عكس العملى ننمود تا آن كه بلند شدند و ضمن خداحافظى از نزد حضرت خارج گشتند. بعد از آن ، حضرت اجازه فرمود تا يونس از اتاق بيرون آيد. يونس با حالتى غمگين و چشمى گريان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت : ياابن رسول اللّه ! من فدايت گردم ، با چنين افرادى من معاشرت دارم ، در حالى كه نمى دانستم درباره من چنين خواهند گفت ؛ و چنين نسبت هائى را به من مى دهند. امام رضا عليه السلام با ملاطفت ، يونس بن عبدالرّحمان را مورد خطاب قرار داد و فرمود: اى يونس ! غمگين مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگويند، اين گونه مسائل و صحبت ها اهميّتى ندارد، زمانى كه امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد هيچ جاى نگرانى و ناراحتى وچود ندارد. اى يونس ! سعى كن ، هميشه با مردم به مقدار كمال و معرفت آن ها سخن بگوئى و معارف الهى را براى آن ها بيان نمائى . و از طرح و بيان آن مطالب و مسائلى كه نمى فهمند و درك نمى كنند، خوددارى كن . اى يونس ! هنگامى كه تو دُرّ گرانبهائى را در دست خويش دارى و مردم بگويند كه سنگ يا كلوخى در دست تو است ؛ و يا آن كه سنگى در دست تو باشد و مردم بگويند كه درّ گرانبهائى در دست دارى ، چنين گفتارى چه تاءثيرى در اعتقادات و افكار تو خواهد داشت ؟ و آيا از چنين افكار و گفتار مردم ، سود و يا زيانى بر تو وارد مى شود؟! يونس با فرمايشات حضرت آرامش يافت و اظهار داشت : خير، سخنان ايشان هيچ اهميّتى برايم ندارد. امام رضا عليه السلام مجدّدا او را مخاطب قرار داد و فرمود: اى يونس ، بنابر اين چنانچه راه صحيح را شناخته ، همچنين حقيقت را درك كرده باشى ؛ و نيز امامت از تو راضى باشد، نبايد افكار و گفتار مردم در روحيّه ، اعتقادات و افكار تو كمترين تاثيرى داشته باشد؛ مردم هر چه مى خواهند، بگويند. بحارالا نوار: ج 2، ص 65، ح 5، به نقل از كتاب رجال كشّى .
ادامه مطلب
[ جمعه 21 شهریور 1393  ] [ 04:21 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
تو دل یه مزرعه یه کلاغ رو سیاه هوایی شده بره پابوس امام رضا اما هی فکر می کنه اون جا جای کفترهاست آخه من کجا برم یه کلاغ روسیاه من که تو سیاهیها از همه رو سیاه ترم میون اون کبوترها با چه رویی بپرم تو همین فکرا بودش کلاغ عاشق ما یه دلش می گفت برو یه دلش می گفت بمون که یهو صدایی گفت تو نترس و راهی شو به سیاهی فکر نکن تو یه زایری برو
ادامه مطلب
[ جمعه 21 شهریور 1393  ] [ 04:17 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
سليمان در باغ ،كنار امام رضا عليه السلام نشسته بود و محو صورت زيبا و صوت دلنشين و كلام گيراي امام بود.ناگهان گنجشك كوچكي سرآسيمه آمد و خود را روي عباي امام انداخت.جيغ ميزد و نوكش را تند تند به هم ميزد.امام رو كردند به سليمان و فرمودند: عجله كن اين چوب را بگير برو زيرسقف ايوان ،مار را از لانه ي اين گنجشك دور كن. سليمان چوب رابرداشت و دويد.زير سقف ايوان لانه ي كوچكي بود و جوجه هاي وحشت زده ي گنجشك،درون لانه منتظر بودند مادرشان برايشان كاري كند؛ مادر خوب مي دانست به كجا بايد پناه ببرد.... عجيب نيست اين كه گنجشك كوچكي از ترس خطري كه در كمينش نشسته به دامان امام زمانش پناه ببرد.باورش كجا سخت است اين كه حجتِ پروردگار بر روي زمين،آواي پرنده اي را معنا كند؟ عجيب منم،كه دستم هميشه در دستِ پدريِ اوست وباز،بالا و پائينِ روزگار بي تابم مي كند وخيال بي پناهي به وحشتم مي اندازد! عجيب،اين فراموشيِ من است.... اللهم عجل لوليك الفرج... بحار الانوار ج٤٩ ص٨٨
ادامه مطلب
[ جمعه 21 شهریور 1393  ] [ 04:14 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
🌷🌴🌷🌴🌷 دستم به روی سينه برای ارادت است این بارگاه قدس امام كرامت است فرقی نمی كند ز كجا می دهی سلام او میدهد جواب همه، اصل نيت است صَلَّیَ أللهُ علیکَ یا سُلطـان یا أباألحَسَن یا عَلیَّ بنَ مُوسَی ألرِّضــا 🌹🌷🌸🌷🌹
ادامه مطلب
[ جمعه 21 شهریور 1393  ] [ 04:12 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
نیست گاهی، هیچ راهی، جز به شاهی رو زدن با غمی سنگین رسیدن پیش او زانو زدن ظهرِ گرما، صحن سقاخانه می چسبد چقدر ضامن آهو شنیدن، بعد از آن «یا هو» زدن السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام
ادامه مطلب
[ جمعه 21 شهریور 1393  ] [ 04:10 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات :  ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ

خداکند که رضایم فقط رضای تو باشد/ هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد
نويسندگان