نیاز من طلبه

آسان ترين راه

آسان ترین راه آشنایی ،‌ یک سلام است ولی گرم و صمیمی .
آسان ترین راه قدردانی ، یک تشکر ساده است ولی خالص و صمیمانه .
آسان ترین راه عذر خواهی عدم تکرار اشتباه قبلی است .
آسان ترین راه ابراز عشق ، به زبان آوردن آن است .
آسان ترین راه رسیدن به هدف ، خط مستقیم است .
آسان ترین راه پول در آوردن آن است که همواره در کارت رعایت انصاف را بکنی .
آسان ترین راه احترام ، اجتناب از گزافه گویی و گنده گویی است .
آسان ترین راه جلب محبت آن است که تو نیز متقابلا عشق بورزی و محبت کنی .
آسان ترین راه مبارزه با مشکلات روبه روشدن با آن هاست نه فرار .
آسان ترین راه رسیدن به آرامش آن است که سالم و بی غل و غش زندگی کنی .
آسان ترین دوستی همیشه بهترین دوستی نیست ، این را به خاطر بسپار .
آسان ترین بحث ، بحث درباره چیزهای خوب و امیدوار کننده است .
آسان ترین برد ، آن است که خود را از پیش بازنده ندانی .
ساده ترین راه خوب زیستن ، ساده زیستن است .
آسان ترین راه دوری از گناه آن است که همیشه بدانی چیزی به نام وجدان داری .
ساده ترین و در عین حال با ارزش ترین عشق ، بی ریاترین آن است .
آسان ترین راه بودن ، آن است که حس بودن همیشه در وجودت شعله ور باشد .
آسان ترین راه راحت بودن آن است که خودت را همان طور که هستی بپذیری و در همه حال خودت باشی .
و بالاخره ساده ترین راه خوشبخت زیستن آن است که همان طور که برای خودت ارزش قایلی برای دیگران نیز ارزش قایل شوی


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 مهر 1392  ] [ 12:55 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 2 ]

آیت‌الله جوادی‌آملی :

‌آسیب‌های زیادی از غرب دیده‌ایم /‌ مبادا به دام آنها بیفتیم‌

‌آسیب‌های زیادی از غرب دیده‌ایم /‌ مبادا به دام آنها بیفتیم‌
 

آیت‌الله جوادی‌آملی از مراجع عظام تقلید گفت: ‌ما خطرات و آسیب‌های زیادی از غرب دیده‌ایم، ‌مبادا به دام آنها بیفتیم‌.

به گزارش راسخون به نقل از فارس، آیت‌الله جوادی‌آملی از مراجع عظام تقلید امروز در دیدار با سیدرضا صالحی‌امیری سرپرست وزارت ورزش و جوانان و هیئت همراه وی تصریح کرد: ما در حوزه ورزش و جوانان مانند سایر عرصه‌های انقلاب حرف‌های زیادی برای گفتن داریم.

وی ادامه داد: جوان نیروی آزاد شده‌ای دارد که باید تحت رهبری باشد تا هدر نرود، جوان مانند تیر تیزی است که رهبری مردان الهی و بزرگان خرد ورز می‌تواند وی را راهنمایی کند.

آیت‌الله جوادی آملی ابراز داشت: ما امروز شاهد هستیم که در بزرگترین تجمع عبادی سیاسی کشور یعنی نماز جمعه تهران چیزی حدود 10 تا 12 هزار نفر حضور می‌یابند اما تقریبا 10 برابر آن شاهد حضور جوانان در ورزشگاه برای برگزاری یک مسابقه هستیم.

وی تصریح کرد: متاسفانه در این تجمع بزرگ حتی شاهد هستیم که به موضوع مهمی مانند نماز بی‌توجهی می‌شود و حتی شاهد رد و بدل شدن انواع توهین‌ها نیز هستیم، در پایان هم که یک تیم می‌برد به انواع و اقسام امکاناتی که در دسترسی قرار دارند خسارت وارد می‌شود، این یک غده خطرناک است و باید اداره شود.

آیت‌الله جوادی‌آملی از مراجع عظام تقلید تصریح کرد: در خصوص تمام مسائل جوانان و ورزش حرف‌های زیادی برای گفتن داریم اما باید ابتدا خودمان در داخل کشور آنها را پیاده و اجرا کنیم و بعد دنیا را دعوت کنیم و بگویم این راه صحیح است.

وی تصریح کرد: ما خطرات و آسیب‌های زیادی از غرب دیده‌ایم، آنها گالیله را می سوزانند، قرآن را آتش می‌زنند،‌ تفتیش عقاید می‌کنند و دست به بسیاری کارهایی می‌زنند که همگی از بی‌عقلی و بی‌علمی است و اینگونه می‌شود که جنگ‌ جهانی اول و جنگ جهانی دوم به راه می‌افتد.

آیت‌الله جوادی‌آملی بیان داشت: در کمتر از 50 سال بین 70 تا 80 میلیون انسان را زیر خاک کردند چون بی‌علم و بی‌عقل بودند و اگر ما امروز نتوانیم آنها را اصلاح کنیم باید حداقل خودمان به عقایدمان عمل کنیم تا مبادا به دام آنها بیافتیم.

وی از وزارت ورزش و جوانان خواستار بررسی وضع موجود ورزش و جوانان کشور شد و تصریح کرد: با معیاری که از وضعیت فعلی به دست می‌آورید برای آینده به صورت کوتاه مدت و میان مدت برنامه‌ریزی کنید.

آیت‌الله جوادی‌آملی از مراجع عظام تقلید بیان داشت: اگر به مقصدی که اسلام می‌گوید بروید، به اخلاق و معنویت و روحیه پهلوانی می‌رسید ولی اگر غیر از این باشد به بیراهه می‌روید و خسارت می‌بینید.

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 8 مهر 1392  ] [ 12:27 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 2 ]

کتاب وجود

می دونی آدم ها و کتاب ها چقدر شبیه هم هستند؟!
بعضی از کتاب ها ظاهرشون کوچیکه ، بعضی بزرگ.
کتاب هائی جلدی معمولی دارند ، و کتاب هائی جلد زرکوب و خیره کننده.
یه کتاب رو تا چند بار نخونیم ول کن نیستیم ، یکی دیگه رو نیمه کاره رهاش می کنیم.
اسم یه کتاب بیانگر محتواشه ، اسم اون یکی بی ربط با متنش.
یکی بارها تجدید چاپ می شه ، و زودتر از اونی که فکر کنی نایاب و دست نیافتنی.
کتابی رو هم مجانی و با کتاب های دیگه بهت می دن ، آخه خریداری نداره.
و اما آدم ها !
ماها هم :
ظاهرمون کوچیکه یا بزرگ ، بلند یا کوتاه ، چاق یا لاغر.
لباس هامون عادی و معمولیه ، یا خیره کننده و پر زرق و برق.
قابل تفسیریم ، یا غیر قابل ترجمه !
اسم و رسم مون با هم متناسبه ، یا خیلی دور از هم.
یا خریدار نداریم ، یا شرمنده خریدارها می شیم که : به همه نمی رسه !
کاشکی کتابی باشیم :
که بشه ازش سرمشق گرفت.
آموزنده و خوندنی.
اثربخش و موندنی.
با تقاضای تجدید چاپ ! [1]

.............................................

1.خانه تحول


ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 مهر 1392  ] [ 02:31 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
واکاوی تاکتیک «نرمش قهرمانانه» در بیان امام خامنه‌ای
واکاوی تاکتیک «نرمش قهرمانانه» در بیان امام خامنه‌ای

 

نویسنده: رضا سراج



 
بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب در خصوص رویکرد «نرمش قهرمانانه» در روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران، انعکاس وسیعی در محافل سیاسی و رسانه ای خارجی و داخلی پیدا کرد؛ به گونه‌ای که موجب تفاسیر مختلف و بعضاً متناقضی از حقیقت آن گردید. معظم‌له با اشاره به این که این رویکرد پیش از این نیز از سوی ایشان مطرح گردیده فرمودند:
«ما مخالف باحرکت‌های صحیح و منطقی دیپلماسی هم نیستیم؛ چه در عالم دیپلماسی، چه در عالمسیاست‌های داخلی. بنده معتقد به همان چیزی هستم که سال‌ها پیش اسم‌گذاری شد نرمش قهرمانانه؛ نرمش در یک جاهایی بسیار لازم است، بسیار خوب است؛ عیبی ندارد، اما این کشتی‌گیری که دارد با حریف خودش کشتی می‌گیرد و یک جاهایی به دلیل فنی، نرمشی نشانمی‌دهد، فراموش نکند که طرفش کیست؛ فراموش نکند که مشغول چه کاری است؛ این شرط اصلی است؛ بفهمند که دارند چه‌ کار می‌کنند، بدانند که با چه کسی مواجه‌اند، با چه کسی طرف‌اند، آماج حمله‌ی طرف آن‌ها کجای مسأله است؛ این را توجه داشته باشند.»[1]
با توجه به اهمیت این مسأله و لزوم تبیین و واکاوی آن، در این نوشتار خواهیم کوشید تا حقایق این مسائل روشن گردد.

1. صلح امام حسن مجتبی (علیه السلام)

برخی از محافل رسانه‌ای با مغالطه‌ای در شباهت دو عبارت عنوانی، کوشیدند تعبیر رهبر معظم انقلاب را به شرایط دوره‌ی صلح امام حسن مجتبی (علیه السلام) با معاویه مقایسه نموده و این عبارت را نشان از در پیش گرفتن رویکردی مشابه رفتار آن امام همام در ماجرای صلح از سوی نظام اسلامی تعبیر کنند.
در اینجا مغالطه‌ای که رخ داده آن است که روشن است که امام (علیه السلام) ابتداً مایل به صلح تحمیلی با معاویه نبود و شرایط خاص جبهه‌ی نیروهای حق، آن حضرت را به چنین عملی مجبور نمود. در حقیقت کوتاهی برخی از خواص امت در پیروی از امام، موجب خالی شدن جبهه‌ی آن حضرت گردید. در حالی که شرایط کشور ما به هیچ عنوان قابل مقایسه با آن زمان نیست. عموم مردم کشورمان در لبیک به ندای رهبر معظم انقلاب، با حضوری وسیع، حماسه سیاسی‌ای رقم زده‌اند و از میان نامزدهای احراز صلاحیت‌شده‌ی نظام، یک نفر برگزیده شده است. پس بنابراین ضعفی در جبهه‌ی خودی وجود ندارد که نیاز به صلح با دشمن باشد.
امام خمینی (رحمت الله علیه) در سخنرانی دوم شهریور 1365 به مناسبت عید غدیر، اشخاصی را که به دنبال تحمیل صلح هستند حیله‌گر و خائن نامیدند و اظهار داشتند:
«هستند اشخاصی که می‌گویند که بیاییدصلح بکنیم، بیایید یک سازشی بکنیم. ما ازتاریخ باید این امور را یاد بگیریم؛ به حضرت امیر تحمیل کردند، مقدسین تحمیل کردند، آن‌هایی که جبهه‌شان داغ داشت و اضر (پرضررترین) مردم‌اند بر مسلمین، آن‌ها تحمیل کردند به حضرت امیر حکمیت را و تحمیل کردند آن که حَکَم باید بشود، بعد که حضرت امیر با فشار این‌ها نتوانست، می‌خواستند بکشندش اگر نکند؛ برای اینکه آن‌ها [پیشنهاد کرده]بودند که چه باید چه بشود؛ حَکَم قرار بدهید، قرآن است، قرآن است این. این ابتلا را حضرت امیر داشت، الآن نظیر او را ما داریم. این که می‌گویند این ور و آن ور می‌افتند که بگذارید یک حکمیتی پیدا بشود، بیایند حکم، حکم پیدا بشود که کارها را انجام بدهد، تشخیص بدهد که کی چی است، دنیا نمی‌داند که کی متجاوز است؟! ما از آن قضیه باید عبرت بگیریم و زیر بار حکمیت [نرویم.]ما در این هفت سالی که بوده است فهمیدیم که این حکم‌ها کی‌ها هستند و این‌هایی کهمی‌خواهند صلح ایجاد کنند کی‌ها هستند. قصه‌ی امام حسن (علیه السلام) و قضیه‌ی صلح، آن هم صلح تحمیلی بود. برای این که امام حسن، دوستان خودش، یعنی آن اشخاص خائنی که دور او جمع شده بودند، او را جوری کردند که نتوانست خلافش بکند، صلح کرد. صلح تحمیلی بود. این صلحی هم که به ما می‌خواهند بگویند، این است... آن صلح تحمیلی که در عصر امام حسن واقع شد و آن حکمیت تحمیلی که در زمان امیرالمؤمنین واقع شد، هر دویش به دست اشخاص حیله‌گر درست شد . این ما را هدایت می‌کند به اینکه نه زیر بار صلح تحمیلی برویم و نه زیر بار حکمیت تحمیلی.»[2]

2. صلح حدیبیه

تعبیر دیگری که برخی در تحلیل نرمش قهرمانانه‌ی نظام به کار برده‌اند، مقایسه‌ی آن با ماجرای صلح حدیبیه است. در ماجرای صلح حدیبیه، شرایط خاص جبهه‌ی خودی و دشمن نیازمند آن بود که جبهه‌ی خودی مهلتی برای تنفس یافته و تلاش نماید تا با گسترش تبلیغ و ترویج دینی، جبهه‌ی خودی تقویت گردد. در آن مقطع، مسلمین به امنیتی نیاز داشتند تا بتوانند دین خود را ترویج نموده و جبهه‌ی اسلام را گسترده‌تر نمایند؛ در حالی که در حال حاضر، شرایط کشور به هیچ روی شباهتی با آن زمان ندارد. روند قدرت‌یابی جمهوری اسلامی ایران در سطح ملی و منطقه‌ای و در مقابل، روند افول نظام سلطه در سطح جهان و منطقه، خود شاهدی بر این مدعاست. از سویی به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، ما در شرایط بدر و خیبر هستیم و با تقویت ساخت درونی کشور، که مورد تأکید امام خامنه‌ای هم بوده است، نیازی به دست دراز کردن پیش کسی وجود ندارد.

3. تغییرطلبی

رویکرد دیگری که در این خصوص به چشم می‌خورد مقایسه‌ی این نرمش با شرایطی است که کشور در ماجرای پذیرش قطعنامه 598 در پایان جنگ تحمیلی داشت. برخی با بهره‌گیری از بازخوانی حوادث آن روزها و با بهره‌گیری از عباراتی مثل «نرمش شجاعانه» تلاش کرده‌اند تا به شبیه‌سازی روند آن مسأله با رویکرد اخیر بپردازند. روشن است که امام خمینی (رحمت الله علیه) نیز ابتداً مایل به پذیرش قطعنامه نبود و تلخی عبارت «جام زهر» نیز مؤید همین مطلب است. به تعبیر مقام معظم رهبری (مد ظله ‌العالی)، «قطعنامه را هم که امام قبول کرد، به خاطر این فشارها نبود. قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسئولین آن روزِ امورِ اقتصادی کشور، مقابلِ روی اوگذاشتند و نشان دادند که کشور نمی‌کشد و نمی‌تواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت. پذیرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود؛ به خاطرهجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهدید آمریکا نبود؛ به خاطر این نبود که آمریکا ممکن است در امر جنگ دخالت کند؛ چون آمریکا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت می‌کرد. وانگهی، اگر همه‌ی ‌دنیا در امر جنگ دخالت می‌کردند، امام (رضوان الله علیه) کسی نبود که روبرگرداند. برنمی‌گشت! آن، یک مسأله‌ی داخلی بود؛ مسأله‌ی دیگری بود.»[3] مشهور است خاطره‌ای از یادگار امام (رحمت الله علیه)، مرحوم حاج سید احمد خمینی، در خصوص شدت غم امام راحل (رحمت الله علیه) در خصوص پذیرش قطعنامه، که شدت اشک‌های آن بزرگوار به چروک شدن کاغذ نامه‌ی پیام به ملت ایران شده بود.[4]
همچنین به شرایط کشور در زمان پذیرش قطعنامه‌ی 598 نیز بایستی توجه نمود. آنچه سبب پذیرش جام زهر گردید، نه قدرت دشمن، که ضعف‌های درونی و تأثیرپذیری از یک جنگ ادراکی استراتژیک و همچنین ناتوانی در تأمین هزینه‌های جنگ بود. حال آن که در حال حاضر، اولاً وضعیت اقتصادی کشور به مراتب بهتر از سال 1367 است و از سویی تأکید مقام معظم رهبری بر تقویت ساخت و اقتدار درونی نظام، خود مؤید همین معناست که شباهتی با ماجرای پذیرش قطعنامه وجود ندارد.
با توجه به آنچه مورد اشاره قرار گرفت، این سؤال جای طرح دارد که اگر رویکرد نرمش قهرمانانه را نمی‌توان با صلح امام حسن مجتبی (علیه السلام)، صلح حدیبیه و پذیرش قطعنامه‌ی 598 تطبیق داد، پس این رویکرد چه معنا و مفهومی دارد و جایگاه آن در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران چگونه است؟

نرمش قهرمانانه چیست؟

برای فهم دقیق و صحیح این رویکرد، باید به سراغ بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله‌ العالی) رفت؛ چرا که این مسأله را ایشان مطرح نموده‌اند و تنها در اندیشه‌ی معظم‌له قابل تبیین و واکاوی است. با توجه به بیانات معظم‌له، نرمش قهرمانانه را چنین می‌توان تبیین کرد:

الف) در چارچوب و داخل خطوط قرمز سیاست خارجی نظام:

به تعبیر رهبر معظم انقلاب، «این مانور هنرمندانه نبایستی به معنای عبور از خطوط قرمز یا برگشتن ازراهبردهای اساسی یا عدم توجه به آرمان‌ها باشد؛ این‌ها را باید رعایت کرد.»[5] بنابراین این رویکرد در ذیل اصول تغییرناپذیر و گفتمان کلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قابل تبیین است. لذا این رویکرد نباید در مغایرت با اصل خدشه‌ناپذیر استکبارستیزی و تقابل با نظام سلطه تفسیر گردد.

ب) نرمش قهرمانانه به عنوان یک تاکتیک و نه راهبرد یا هدف:

برخی پنداشته‌اند که اتخاذ رویکرد نرمش قهرمانانه به مفهوم تغییر راهبردها یا اهداف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. حال آن که تشبیه زیبای مقام معظم رهبری با فنون یک ورزشکار در آوردگاه، به خوبی نشان می‌دهد که این رویکرد صرفاً یک تاکتیک مقطعی است. لذاست که اتخاذ این تاکتیک را بایستی در ذیل راهبردهای کلان و تغییرناپذیر سیاست خارجی تفسیر نمود: «این کشتی‌گیری که دارد با حریف خودش کشتی می‌گیرد و یک جاهایی به دلیل فنی، نرمشی نشانمی‌دهد، فراموش نکند که طرفش کیست؛ فراموش نکند که مشغول چه کاری است؛ این شرط اصلیاست.»

ج) نرمش قهرمانانه در حوزه‌ی دیپلماسی است یا سیاست خارجی؟

با توجه به ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران، ابتداً بایستی به تفکیک میان حوزه‌ی سیاست خارجی و دیپلماسی اشاره نمود. سیاست خارجی منبعث از سیاست‌های کلی نظام است که توسط کلیت نظام تعیین و تصویب گردیده و بر اساس آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی است. روشن است که تغییرات در قوای مجریه یا مقننه، تغییری در این سیاست‌ها اعمال نمی‌کند. حال آن که دیپلماسی بیشتر در سطوح تاکتیکی و ابتکار عمل مسوولان اجرایی تعریف می‌گردد. هرچند که دیپلماسی باید بر اساس سیاست خارجی رسمی باشد، اما سطحی نازل‌تر از آن دارد و قابلیت تغییرات جزئی دارد. به بیان رهبر معظم انقلاب، «هر دولتی، هر شخصی، هر شخصیتی، روش‌هایی دارند، ابتکاراتی دارند، این ابتکارات راانجام خواهند داد و [کار] پیش خواهد رفت.» با توجه به این مسأله، می‌توان گفت تاکتیک «نرمش قهرمانانه» نه در سطح سیاست خارجی نظام، بلکه در سطح ابتکارات دیپلماسی تعریف می‌گردد و روشن است که مغایرت آن با اصول سیاست خارجی بی‌معنا خواهد بود.

د) نرمش قهرمانانه بیانی دیگر از سه‌گانه‌ی «عزت، حکمت و مصلحت»

سه‌گانه‌ی «عزت، حکمت و مصلحت» چارچوب تعیین روش‌ها و ابتکارات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. مقام معظم رهبری در این باب می‌فرمایند: «عزت وحکمت و مصلحت، یک مثلث الزامی برای چارچوب ارتباطات بین‌المللی ماست. عزت: الاسلامی علو و لا یعلی علیه، لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا... عزت یعنی تحمیل هیچ‌ کس را قبول نکردن... ملت ما باید در روابط بین‌المللی خواری نبیند و اهانت نشود. هیچ‌ کس حق ندارد اهانت به ملت ایران را در کمترین برخورد با دیگران قبول کند. اگر کسی اهانت‌پذیر است، برای خودش اهانت‌پذیر است؛ برای ملت ایران نمی‌شود؛ حق ندارد. ملت ایران، ملتی سرافراز و بزرگ و جان‌دار است و نشان داده است که قدرت حضور درصحنه‌های دنیا را دارد... حکمت یعنی حکیمانه و سنجیده کار کردن. هیچ ‌گونه نسنجیدگی را نباید در اظهارات دیپلماتیک و هر آنچه که مربوط به سیاست خارجی و ارتباطات جهانی است، راه داد. همه چیز باید سنجیده باشد. و اما مصلحت. مراد، مصلحت شخص من و شما نیست که اگرما این اقدام را کردیم، ممکن است برایمان گران تمام بشود. نه، گران هم که تمام بشود، مگر ما که هستیم؟ اگر کاری به مصلحت کشور و به مصلحت انقلاب است، ولی به مصلحت شخص من نیست، گو مباش، چه اهمیتی دارد؟ مصلحت یعنی مصلحت انقلاب و اینمصلحت همه‌جانبه است.»[6]
با توجه به این که چارچوب و بنیان‌های سیاست خارجی ما در سه‌گانه‌ی عزت، حکمت و مصلحت قابل تبیین است، لذا تاکتیک نرمش قهرمانانه نیز بایست در همین قالب فهم گردد. بر این اساس، اگر عبارت نرمش قهرمانانه در تطبیق با این سه‌گانه تجزیه و تحلیل گردد، مصلحت در اینجا با عبارت نرمش تبلور یافته و عزت در قالب و مفهوم قهرمانانه‌ی آن عینیت می‌یابد.
حال باید پرسید که حکمت در کجای این تاکتیک قرار گرفته است. بررسی تاریخی اتخاذ این رویکرد در جمهوری اسلامی ایران حاکی از آن است که پیش از این نیز چنین رویکردهایی از سوی برخی مسوولان اجرایی به عمل آمده است و نتایجی غیرقابل انتظار به همراه داشته است. برای مثال، در سال‌های موسوم به دوم خرداد، برخی مسوولان اجرایی وقت تلاش نمودند انعطافی از خود در سیاست خارجی نشان دهند، به این امید که بتوانند رویکرد مثبتی نیز از سوی طرف مقابل ببینند، ولی در واقع آنچه مشاهده شد قرار دادن نام ایران در فهرست محور شرارت از سوی رئیس‌جمهور آمریکا بود.
در حال حاضر نیز سناریوی دشمن بر ایجاد شکاف در درون نخبگان و آحاد جامعه‌ی ایرانی بر سر موضوع مذاکره یا عدم مذاکره قرار گرفته است. اینجاست که حکمت این تاکتیک، فهم می‌گردد. اتخاذ این رویکرد، علاوه بر آن که از ایجاد شکاف ملی و دوقطبی‌سازی نظام و جامعه جلوگیری خواهد کرد، بر همگان ‌‌ـ‌خصوصاً ساده انگارانی که گمان کرده‌اند عقب‌نشینی از سوی آنان موجب پیشروی دشمن نخواهد شد‌ـ‌ ثابت خواهد کرد که دشمن، قابل اطمینان نیست.
به تعبیر امام راحل عظیم‌الشأن (رحمت الله علیه)، «نکته‌ی مهمی که همه‌ی ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است که دشمنان ما و جهان‌خواران تا کِی و تا کجا ما را تحمل می‏کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند. به یقین آنان مرزی جز عدول از همه‌ی هویت‌ها و ارزش‌های معنوی و الهی‏مان نمی‏شناسند. به گفته‌ی قرآن کریم، هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما برنمی‏دارند، مگراین که شما را از دینتان برگردانند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، صهیونیست‌ها و آمریکاو شوروی در تعقیبمان خواهند بود تا هویت دینی و شرافت مکتبی‌مان را لکه‏دارنمایند. بعضی مغرضین ما را به اِعمال سیاست نفرت و کینه‌توزی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرار می‏دهند و با دلسوزی‌های بی‌مورد و اعتراض‌های کودکانه می‏گویند جمهوری اسلامی سبب دشمنی‌ها شده است و از چشم غرب و شرق و ایادی‏شان افتاده است! که چه خوب است [به] این سؤال پاسخ داده شود که ملت‌های جهان سوم و مسلمانان و خصوصاً ملت ایران، در چه زمانی نزد غربی‌ها و شرقی‌ها احترام و اعتبار داشته‏اند که امروز بی‏اعتبارشده‏اند! آری، اگر ملت ایران از همه‌ی اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه‌ی عزت و اعتبار پیامبر و ائمه‌ی معصومین (علیهم السلام) را بادست‌های خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهان‌خواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی‏فرهنگ به رسمیت بشناسند؛ ولی در همان حدی که آن‌ها آقا باشند ما نوکر، آن‌ها ابرقدرت باشند ما ضعیف، آن‌ها ولی و قیم باشند ماجیره‏خوار و حافظ منافع آن‌ها، نه یک ایران با هویت ایرانی‌اسلامی.»[7]
بنابراین نرمش قهرمانانه نه تنها به مفهوم سازش یا هم‌زیستی مسالمت‌آمیز در کنار نظام سلطه و استکبار جهانی نیست، بلکه دقیقاً با هدف خنثی‌سازی توطئه‌های استکباری آنان است. نرمش قهرمانانه، علاوه بر آن که فرصتی برای تقویت ساخت درونی نظام فراهم خواهد آورد، نقشه‌ی راهبردی دشمن در اختلاف‌افکنی در جامعه‌ی خودی را بر هم خواهد زد و نظام و جامعه را در مقابل هدف غایی دشمن، که همانا سازش در برابر نظام سلطه است، واکسینه خواهد کرد. به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، «نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران در جهان باید تیزتر ازشمشیر، نرم‌تر از حریر و سخت‌تر از سنگ و پولاد باشند. عرصه‌ی سیاست خارجی، میدان نرمش‌های قهرمانانه است، اما نرمشی که در برابر دشمن تیز باشد. بنابراین دیپلمات‌های ما باید در مواضع اصولی خود، مستحکم بایستند و استقامت و پایمردی حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) را الگوی خود قرار دهند.»[8]
آری! پایمردی در مواجهه با نظام سلطه و استکبارستیزی یکی از بنیادی‌ترین مؤلفه‌های اندیشه‌ی امام راحل بود. همو که با قطعیت فرمود:
«کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهان‌خواران را نمی‌دانیم. ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند!... اگر بندبند استخوان‌هایمان راجدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده‌زنده در شعله‌های آتش بسوزاندمان، اگر زن و فرزندان و هستی‌مان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند، هرگز امان‌نامه‌ی کفر و شرک را امضا نمی‌کنیم.»[9]

پی‌نوشت‌ها:

[1] بیاناتدر دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 26 شهریور 1392.
[2] صحیفه‌ی امام، جلد 20، ص 118 و 119.
[3] بیانات مقام معظم رهبری در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه)، 14 خرداد 1375.
[4] مصاحبه‌ی سایت نماینده با حسین شیخ‌الاسلام، دوشنبه، 31 تیر 1392.
[5] بیاناتدر دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری، 14 شهریور 1392.
[6] بیانات در دیدار مسوولان وزارت امورخارجه، 18 تیر 1370.
[7] پیام امام به مناسبت سالگرد کشتار خونین مکه و قبول قطعنامه، 29 تیر 1367.
[8] دیدارمسوولان وزارت امور خارجه و نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران با رهبرانقلاب، 17 مرداد 1375.
[9]صحیفه‌ی امام، ج 21، ص 69، 13 تیر 1367.

منبع : www.borhan.ir

 


ادامه مطلب
[ جمعه 5 مهر 1392  ] [ 03:08 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]

پاسخ فقهی مراجع تقلید درباره طواف در سازه‌های جدید مسجدالحرام

پاسخ فقهی مراجع تقلید درباره طواف در سازه‌های جدید مسجدالحرام
 

حضرات آیات سیدعلی خامنه‌ای، ناصر مکارم‌شیرازی، حسین نوری همدانی، لطف‌الله صافی گلپایگانی، حسین وحید خراسانی، سیدعلی سیستانی، سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی، جعفر سبحانی، سیدموسی شبیری زنجانی و عبدالله جوادی آملی از مراجع عظام تقلید، دیدگاه فقهی خود را درباره‌ی انجام طواف زائران در سازه‌های جدید اطراف کعبه اعلام کردند.

به گزارش راسخون به نقل از ایسنا، طرح توسعه‌ی مسجدالحرام با اضافه شدن سازه‌های جدید، نمای قدیمی این مسجد و شرایط طواف کردن را برای زایران تغییر داده است، بعثه‌ی مقام معظم رهبری با توجه به ایجاد این سازه‌های جدید در مسجدالحرام، از مراجع تقلید درباره‌ی صحت انجام طواف در این بخش اضافه شده، استفتاء کرده است.

از جمله تغییراتی که در مسجدالحرام روی داده است و بر مناسک حج برخی افراد نیز تاثیر دارد، ایجاد سازه‌ای جدید برای طواف افراد ویلچری است. در سال‌های گذشته افراد معذور که با ویلچر طواف می‌کردند، معمولا باید به طبقه‌ی دوم مسجدالحرام می‌رفتند؛ ولی امسال سازه‌ای جدید در حیاط مسجدالحرام برای این گروه درست شده است که دارای دو طبقه است. طبقه‌ی نخست آن که ارتفاعی حدود سه تا چهار متر دارد و به فتوای همه‌ی فقها، طواف در آن صحیح است؛ اما طبقه‌ی دوم که ارتفاعی 13 متری دارد، به گفته‌ی برخی مراجع، طواف در آن، برای معذور کافی است، برخی مراجع نیز در این‌باره احتیاط کردند و گفتند: معذور در طبقه‌ی دوم طواف کند و نایبی بگیرد که از طرف ایشان در صحن طواف کند.

متن استفتاء

با توجه به اینکه عملیات تخریب قسمتی از مسجدالحرام و توسعه‌ی مطاف در حال انجام است و حدود 3 سال می‌کشد، برای انجام طواف در اطراف کعبه، سازه‌ای موقت در دو طبقه احداث شده است که طبقه‌ی اول آن با ارتفاعی در حدود نیمه‌ی ارتفاع دیوار کعبه و طبقه‌ی دوم آن بیش از 13 متر (هم‌سطح بام کعبه یا کمی بالاتر از آن) است که برای استفاده در موسم حج امسال و دو سال آینده در نظر گرفته شده و نماز طواف این افراد نیز پشت مقام در طبقات احداثی جدید خوانده می‌شود. به نظر حضرتعالی طواف و نماز طواف افراد سالم و ناتوان بر روی سازه‌س یاد شده، چه حکمی دارد؟

جوابیه مراجع عظام تقلید

مقام معظم رهبری آیت‌الله خامنه‌ای دامت برکاته : در فرض سوال، طواف در طبقه‌ی اول صحیح است؛ ولی در طبقه دوم محل اشکال است و برای افراد ناتوان که ناچار از طواف در طبقه‌ی دوم هستند، احتیاط این است که علاوه‌ بر آن نایب نیز بگیرند.

آیت‌الله مکارم شیرازی دامت برکاته : طواف در طبقه‌ی اول سازه‌ی موقت، اشکالی ندارد؛ ولی در طبقه‌ی دوم هرگاه ثابت شود بالاتر از بام کعبه است، جایز نیست؛ مگر در ضرورت. نماز در طبقه‌ی اول، پشت مقام اشکالی ندارد و در طبقه‌ی دوم سازه جز در مقام ضرورت جایز نیست.

آیت‌الله صافی گلپایگانی دامت برکاته : به طور کلی چنانچه طواف در سازه‌ی جدید، همسطح یا بالاتر از دیوار کعبه‌ی معظمه باشد، طواف صحیح نیست و نایب باید از طرف معذور در طبقه‌ی همکف مسجد طواف را انجام دهد و نماز هم در طبقه‌ی همکف پشت مقام خوانده شود.

آیت‌الله سیستانی دامت برکاته : اگر سازه‌ی جدید از دیوار بام کعبه معظمه‌ی کوتاه‌تر است، هر چند از سطح بام کوتاه‌تر نیست، طواف بر آن جایز است و در مورد نماز طواف به تفصیل یاد شده در رساله‌ی مناسک عمل شود.

آیت‌الله نوری همدانی دامت برکاته : طواف در طبقه‌ی اول سازه‌ی فلزی برای همگان حتا افراد سالم، صحیح و مجزی است و طواف در طبقه‌ی دوم نیز تنها برای معذورینی که با ویلچر طواف می‌کنند و ارتفاع آن‌ها از یک متر بیشتر نیست، صحیح و مجزی است و نسبت به نماز، به طور کلی در هر جای مسجدالحرام (همکف، طبقه‌ی اول و دوم) خوانده شود، صحیح است، هر چند مستحب موکد خلف مقام است.

آیت‌الله موسوی اردبیلی دامت برکاته : طواف افراد حتی افراد سالم بر سازه‌ی طبقه اول و دوم به شرط اتصال به مطوفین در صحن مسجدالحرام در تمام دوره‌ها صحیح است؛ ولی نماز طواف را احتیاطا باید در صحن مسجد، پشت مقام به‌جا آورند.

آیت‌الله سبحانی دامت برکاته : الف؛ اگر جایگاه جدید بر پایین‌تر از سقف کعبه قرار گیرد، مسلما طواف مجزی خواهد بود و در این قسمت فرقی میان معذور و غیر معذور نیست. ب؛ جایگاه جدید بالاتر از سقف کعبه؛ اما پایین‌تر از دیوار پشت بام کعبه باشد، در این صورت کسانی که معذورند و امکان طواف در کف مسجد یا طبقه‌ی دوم ندارند، برای آن‌ها مجزی است، بلکه می‌توان گفت برای مطلق زایران حتی افراد مختار نیز کافی است، زیرا عرفا می‌گویند؛ طاف بالبیت.

ج؛ جایگاهی که در فضای بالاتر از پشت بام کعبه باشد، مسلما برای مختار کافی نیست؛ ولی کسانی که نمی‌توانند از سه راه پیشین بهره بگیرند، طبق قاعده میسور (اصول فقه) کافی خواهد بود.

آیت‌الله شبیری زنجانی دامت برکاته : در فرضی که محدوده شرط نباشد در مناسک م1415 توضیح آن آمده طواف از سازه‌ی فلزی چه طبقه اول و چه طبقه دوم حتی برای غیر معذورین صحیح و مجزی است. نماز طواف در طبقه‌ی اول سازه به شرط آنکه در همان سازه پشت مقام بخواند کافی است؛ اما نماز طواف در طبقه‌ی دوم سازه کافی نیست و در صورت ناتوانی نایب بگیرد.

آیت‌الله جوادی آملی دامت برکاته : طواف و نماز طواف افراد توانا و ناتوان بر روی سازه‌ی یاد شده صحیح است، هر چند سطح زمین افضل است.

آیت‌الله وحید خراسانی دامت برکاته : به سه شرط طواف از سازه‌ی فلزی (چه طبقه اول و چه طبقه دوم) صحیخ است: 1. سازه در محدوده مسجد قدیم باشد. 2. بنابر احتیاط حائلی نباشد. 3. ارتفاع سازه از دیوار کعبه پایین‌تر باشد و در غیر این صورت، نایب بگیرد و به احتیاط واجب خودش در طبقه طواف کند.

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 4 مهر 1392  ] [ 05:34 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]

سخنرانی با پوشیه

یکی از برنامه های موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی - که در آن طلاب علاوه بر حوزه در گرایش های علوم انسانی مختلف تخصص می گیرند- این بود که هر هفته برای خانواده ها یک جلسه برنامه اخلاق در خانواده داشت، سی دی ها و کتاب های این برنامه ها به افرادی که دوست دارند خانواده ای پویا داشته باشند توصیه می شود.(معاونت فرهنگی21130_0251)یک بار یک خانم روان شناس دعوت شده بودند این خانم دکترای روان شناسی داشتند و آمریکایی و مسیحی بودند که شیعه شده بودند شوهر ایشان هم ایرانی بودند و دکترای روان شناسی داشتند. دو فرزند او طلبه شدند. این خانم با پوشیه برای مقطع دکتری موسسه تدریس داشتند و آن روز هم که برای سخنرانی آمده بودند با پوشیه کامل(هیچ قسمت از صورت ایشان پیدا نبود(سخنرانی کردند).

او درباره حجاب سخنرانی کردند و از بعد روان شناسی آن را تحلیل کردند. در جایی از سخنرانی گفتند کی گفته اگر انسان منع نشود حرصش از بین می رود. نه این طور نیست چون غرب را ندیده اید چنین تصور می کنید در غرب منعی نیست ولی عطش و حرص جنسی خیلی شدید است.

نرم افزار شوخی های طلبگی


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1 مهر 1392  ] [ 11:15 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]

 

روزي در پژوهشگاهي كار مي كردم گفتند: شخصي تماس گرفته مشاوره مي خواهد. جواني بود گفت: جواني هستم مشكل ازدواج دارم به اين زودي نمي توانم از دواج كنم و به شدت از نظر غريزه تحت فشارم. دنبال ازدواج موقت مي‌گردم.

گفتم: خب.

گفت: لطف كنيد جايي رو به من معرفي كنيد براي ازدواج موقت بروم.

گفتم اينجا پژوهشگاه است نه بنگاه ازدواج مگر شما در شهر خود براي ازدواج دائم از مشاور مركز خاصي را سراغ مي گيريد. گفت: خير گفتم: خب اين ازدواج هم مثل دائم است.

با ناراحتي گفت: ببين خودتون تموم و كمال استفاده مي كنيد به ما كه مي رسد خودتون را به بي خبري مي زنيد؟

گفتم: جريان ما همان آش نخورده است و دهان سوخته.

منبع نرم افزار شوخی های طلبگی


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1 مهر 1392  ] [ 11:07 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]

آقایی در کیسه

برخی از عرب ها در قم دشداشه که نوعی لباس عربی بلند است، می پوشند یکی از طلاب عرب زبان می گفت: یک بار از تو کوچه پس کوچه های قم رد می شدم. کودکی با تعجب به من زل زد کمی که من از مقابل او دور شدم یواشکی می گفت: هی هی بچه ها چرا این آقا را کردند تو کیسه؟

منبع نرم افزار شوخی های طلبگی


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1 مهر 1392  ] [ 11:05 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]

الگو گیری از پیامبر(ص)

امام باقر علیه السلام می فرمایند: خدا كسي را كه در ميان جمعي شوخي و بذله گويي به اندازه كند دوست دارد امّاشوخی زیاد پسندیده نیست، پیامبر می فرمودند من شوخی و مزاح می کنم ولی از حق خارج نمی شوم. بهتر است طلاب که الگوی مردم هستند حدود شوخی را از الگوهای خود، امامام معصوم -ع- بیاموزند.

منبع نرم افزار شوخی های طلبگی


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1 مهر 1392  ] [ 10:59 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات :  ::      1   2  

درباره وبلاگ

خداکند که رضایم فقط رضای تو باشد/ هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد
نويسندگان