نیاز من طلبه
من هر زمان که به یاد کتاب و وضع کتابخوانی در جامعه خودمان می افتم، قلبا غمگین و متأسف می شوم! این به خاطر آن است که در کشور ما به هر دلیلی که شما نگاه کنید، باید کتاب اقلا ده برابر این میزان رواج وتوسعه و حضور داشته باشد. اگر به دلیل پرچم داری تفکر اسلامی و حاکمیت اسلام به حساب بیاورید، این معنا صدق می کند؛ چون اسلام به کتاب و خواندن و نوشتن خیلی اهمیت می دهد. (دیدار با دست اندرکاران برگزاری هفته کتاب1375/7/30)
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 28 آبان 1393  ] [ 09:40 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
بسمه تعالی استاد بزرگ اخلاق آقای میرزا اسماعیل دولابی پیش از وفات برای زندگی مومنانه ۱۵ دستورالعمل را ذکر می‌کند که به ترتیب در ذیل آورده شده است: ۱. هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است. ۲.زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود. ۳.اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم. ۴. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه. ۵.موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن. ۶.اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد. ۷.تربت، دفع بلا می‌کند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مؤمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند. ۸.هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود. ۹. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و… . کار محبت همین است. ۱۰.با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود. ۱۱.خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم. ۱۲. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود. ۱۳.ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه‌ی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله ۱۴.دل های مؤمنین که به هم وصل می‌شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند." ۱۵.هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه "الله"را بگو همه ی دلت را تصرف کند.
ادامه مطلب
[ یک شنبه 25 آبان 1393  ] [ 01:40 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
بدون شک اختلاف سليقه ها و روحيه ها در همه انسان ها وجود دارد و هر يک از ما ممکن است رفتار و اخلاق افرادي را نپسنديم؛ از راننده، فروشنده و معلم گرفته تا برادر و خواهر و پدر و مادر، نسبت به هر يک ممکن است انتقادي داشته باشيم. اما اگر بخواهيم به خاطر اين اختلاف سليقه ها با آن ها سرد برخورد نموده و درگير شويم و يا قطع رابطه کنيم زندگي بر همه ما تلخ خواهد شد. خداوند مهربان در آيه 134 سوره مبارکه آل عمران بندگان خوب خود را اينگونه توصيف مي کند:" آن ها که خشم خود را مهار نموده و از ديگران گذشت مي نمايند. "اگر بخواهيم زود رنج باشيم و از هر کاري که مطابق ميل ما نبود فوراً ناراحت شويم و اين ناراحتي را در رفتار و گفتار خود بروز دهيم زندگي سخت خواهد شد. زود رنجي، عصبانيت بيجا و تند خويي آثار منفي زيادي دارد؛ موجب افسردگي و سلب نشاط است، محبوبيت را از ما مي گيرد و باعث مي شود علاقه ديگران براي ارتباط با ما و شنيدن سخنان ما کاهش يابد و در نهايت باعث تنهايي انسان مي شود.اميرالمومنين علي ( ع ) فرمودند: " شرط هم نشيني با ديگران کم مخالفت کردن است. " سعي کنيم ايراد گير و زود رنج نباشيم، از خطاي ديگران چشم بپوشيم و با اطرافيان مهربان و گرم باشيم، تا هم از روحيه شاد و پرنشاطي برخوردار باشيم و هم زندگي شيرين و خداپسندانه اي داشته باشيم. موفق باشيدمهدي عدالتيان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 22 آبان 1393  ] [ 08:20 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
همه ما تأثير محيط را در برخي موارد به خوبي تجربه کرده و لمس نموده ايم، هنگامي که از يک فضاي سبز که معطر از بوي دلنشين گلهاي رنگارنگ است، عبور مي کنيم خصوصا اگر دقايقي کنار آب روان در آن محيط باصفا بنشينيم، نشاط و سرحالي خاصي را در خود احساس مي کنيم و بالعکس هنگامي که از محيط آلوده اي عبور مي کنيم به تعبير خودموني "حالمون گرفته" مي شود و کسالت و اذيت روحي را احساس مي کنيم.همچنين در مواردي که حضور در محيطي، خطرهاي جسمي محسوسي دارد از آن اجتناب مي کنيم مانند :نزديک شدن به بيماري که بيماري او واگير است،ايستادن کنار چاهي که خطر ريزش دارد،دست زدن به وسيله اي که احتمال اتصال آن به برق بالاست.بله در همه اين موارد حواسمون جمع و مراقب هستيم اما متأسفانه از آثار رفتار و گفتار هم نشينان در فکر و روح خود غافل هستيم در حالي که اثر مثبت يا منفي آن بسيار بسيار بيشتر از آثاري است که با هم مرور کرديم.* آيا جواني که در اثر حضور در محيط ناسالم و هم نشيني با افراد فاسد به اعتياد و سپس خطاهاي ديگر روي آورده و خانواده، آبرو، تحصيل، شغل و همه ارزشهاي خود را از دست داده است خسارتش بيشتر است يا جواني که حيواني پاي او را گاز گرفته و مدتي بستري بوده و حتي عضوي را از دست داده است؟!* آيا کسي که در اثر همنشيني با افراد منحرف، غافل از خداوند و ارزشهاي انساني و ايماني شده، از خداي مهربان و حکيم خود فاصله گرفته و باورهاي زيبا و درست خود را از دست داده خسارت بيشتري ديده يا فردي که در يک محيط ناامن کيف پول خود را به همراه مدارک شناسايي از دست داده است؟!* آيا کسي که در اثر حضور در محيط سالم و آشنايي با دوستان آگاه و متعهد با امامان معصوم عليهم السلام اُنس بيشتري گرفته و در سايه سخنان حکيمانه آنان از همسر، فرزند و زندگي شيرين و سالم برخوردار است و انساني مفيد براي جامعه وداراي روابطي زيبا و ارزشمند است سود بيشتري برده يا کسي که در مسابقه اي يک ماشين برنده شده است؟!آري دوستان "از تأثير محيط غافل نشويم"اين درس زيبا را قرآن کريم در آيه 138 سوره مبارکه اعراف به ما مي آموزد. آنجا که مي فرمايد:بني اسرائيل بعد از ايمان آوردن به حضرت موسي و آشنايي با دين الهي از خرافات و بت پرستي فاصله گرفتند و به ارزشهاي ديني روي آوردند اما وقتي به محيطي رسيدند که بت پرستان مشغول پرستش بت ها بودند، ديدن آن منظره در فکرشان تأثير منفي گذاشت و "به موسي گفتند تو هم براي ما معبودي قرار ده همان گونه که آنها معبودان و خدايان دارند"Link: آيه 138 سوره مبارکه اعرافبنابراين مراقب باشيم در رفت و آمدها و تفريحات و شغل و تحصيل، محيط سالم و افراد ارزشمند را انتخاب نمائيم.موفق باشيدمهدي عدالتيان
ادامه مطلب
[ شنبه 17 آبان 1393  ] [ 02:22 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
قبل از اينکه شما خود پاسخ اين سوال را بدهيد به نظر شما اگر اين سوال از افراد مختلف پرسيده شود چه پاسخ هايي مي دهند؟حدس شما درست است جوابهايي از اين قبيل:- رئيس بانک، چون هروقت وام بخواهم به راحتي مي گيرم- معاون رئيس آموزش و پرورش شهرمان، چون اون وقت ديگه براي ثبت نام بچه ها در هر مدرسه اي که بخواهم مشکلي ندارم. - يکي از مسؤولين دارايي، چون ديگه از نظر ماليات خيالم راحتِ راحته. - اداره ثبت احوال، يکي از مهمترين ها و به اصطلاح گردن کلفت هاي اداره، دوست دارم حامي من باشد که براي گرفتن گذرنامه و ... راحت باشم. - من ميگم معاون اول رئيس جمهور، چون همه اينها که بقيه گفتند زيرمجموعه او هستند و از او حرف شنوي دارند، پس اگر او حامي من باشد همه کارهام رديفه.خوب حالا جواب شما چيه؟دوست داريد از حمايت کدام شخصيت مهم برخوردار باشيد؟شايد شما بگين اگر اين طور پيش بريم پس چرا دوست نداشته باشيم شخص رئيس جمهور حامي ما باشه، او که دستش از همه بازتره و توانش از همه بيشتر.اما دوستان! همه اين حامي ها ضعفهايي دارند که اگر دقت کنيم دنبال حامي ديگري بايد بگرديم، چون:1- هيچ کدام از اينها معلوم نيست تا فردا زنده باشند يا نه2- معلوم نيست سالم باشند يا مرخصي استعلاجي گرفته و در بيمارستان باشند. 3- معلوم نيست وقتي ما با آنها کار داريم در پُست خود باشند يا بازنشست شده و يا برکنار شده باشند. 4- همه آنها محدوديت هايي از جهت قانوني و کاري دارند. 5- هنوز دست بالاي دست بسيار است و از اين افراد مهمتر هم هست.پس چه بايد کرد و چه کسي را حامي خود قرار دهيم که:بالاترين قدرت باشد،قدرت او محدود به زمان و مکان خاصي نباشد،کسي نتواند براي او تعيين تکليف کند،آگاه به خير و صلاح ما باشد،مهربان باشد،خواب و تعطيلي نداشته باشد و هروقت، هرجا با او کاري داشتيم بتوانيم او را صدا بزنيم و او ما را ياري نمايد.آفرين درست حدس زديد خداوند قادر مهربان، بهترين حامي است و براي حمايت خود دو شرط قرار داده است:1- تقوا و حفظ خود از ناشايستگي ها2- احسان، يعني انجام کارهاي نيک و نيکو انجام دادن کارهاقرآن کريم در آخرين آيه سوره نحل (128) مي فرمايد:"همانا خداوند همراه و حامي کساني است که تقوا پيشه کنند و کساني که اهل احسان هستند." آيه 128 سوره نحلموفق باشيدمهدي عدالتيان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 15 آبان 1393  ] [ 11:58 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
معمولا «فرار» در ذهن ما نشانه ضعف و ناتواني است و البته غالبا هم همين طور است.* فرار از قبول مسئوليت،* فرار از انجام وظايف شخصي و اجتماعي،* فرار از پذيرش حرف حق،* فرار از ميدان جنگو بسياري ديگر از فرارها نشانه ناتواني و کمبود قدرت، آگاهي و مسئوليت پذيري است و همواره توصيه مي شود که بايد استقامت نمود و ميدان را ترک نکرد.اما اگر دقت کنيم علت ناپسند بودن همه فرارها اين است که با فرار، گوهر ارزشمندي را از دست مي دهيم. مثلا کسي که از قبول مسئوليت فرار مي کند، گوهر تعهد و اعتماد به نفس را از دست مي دهد و آنکه از پذيرش حرف حق فرار مي کند گوهر "حق پذيري و جوانمردي" را از دست مي دهد.در اين ميان فراري هست که با آن فرار نه تنها چيز ارشمندي را از دست نمي دهيم بلکه گوهر بسيار بسيار قيمتي را بدست مي آوريم و آن "فرار از گناه" است. بله شيطان هاي جنّي و انسي همواره دامهايي بر سر راه ما مي گسترانند و تلاش مي کنند ما را خام کنند و آرام آرام ما را به لبه پرتگاه گناه و نافرماني خداي مهربان سوق داده و در يک لحظه غفلت ما را به داخل پرتگاه سقوط دهند. پس هرگاه احساس کرديم يک محفل، يک جشن، يک پارتي، يک شغل، يک تفريح، يک معامله و يا يک دوستي، در حقيقت دامي از دامهاي شيطان است و ما توان حفظ محيط که نه! حتي توان حفظ خودمان را از آلودگي به گناه نداريم بايد به قول قديمي ها دو پا داريم دوپا هم قرض کرده و با تمام توان از محيط گناه فرار کنيم. اين فرار مبارک، دستاوردهاي خوبي دارد، پاکي، موفقيت در نبرد با شيطان و بالاخره جلب رضاي خداوند از مهمترين آثار اين فرار است.قرآن کريم در سوره مبارکه يوسف اشاره مي فرمايد که چگونه يوسف پاک از آلوده ترين و خطرناکترين دامهاي شيطان گريخت و اجازه نداد با سهل انگاري، ديربه هم گشتن و ترديد و شک کاري اتفاق بيافتد که شيطان کام روا گردد.هنگاميکه يوسف با مقامت سرسختانه همسر عزيز مصر مواجه شد و نتوانست با موعظه و نصيحت او را از سرمستي هوسراني، به خود آورد احساس کرد اگر بيش از اين در آن لغزشگاه بماند خطرناک است و بايد خود را از آن محل دور سازد لذا در آيه 25 سوره يوسف مي فرمايد:"با سرعت به سوي درِ کاخ دويد تا در را باز کند و خارج شود. همسر عزيز نيز بي تفاوت نماند، او نيز به دنبال يوسف به سوي در دويد تا مانع خروج او شود..."  و به اين ترتيب يوسف با فرار از محيط گناه با عمل به خداي مهربان اعلام کرد که دوست دارد پاک باشد و خداوند هم او را ياري کرد. نه تنها او را از گناه نجات داد بلکه او را به عزت و عظمتي بي نظير رساند. "آري جايي که بايد فرار را بر قرار ترجيح داد، زمينه گناه است"موفق باشيدمهدي عدالتيان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 8 آبان 1393  ] [ 11:34 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
حضور حضرت آيت الله العظمى مكارم شيرازى(دامت بركاته) با اهداء سلام و تحيت؛ لطفاً به سؤال زير كه اين روزها زياد از سوی مراجعه کنندگان به دفتر و پایگاه اطلاع رسانی، مطرح مى‌شود پاسخ فرماييد و آن مسأله امر به معروف و نهى از منكر و حدود و ثغور آن است كه در مجلس شوراى اسلامى تحت مطالعه و بررسى نمايندگان محترم ملت مى‌باشد. از يك‌سو بعضى با تعبيرات مختلف سعى در كم‌رنگ كردن اين دو وظيفه مهم الهى كه از ضروريات دين اسلام است دارند و از سوى ديگر ناگهان مى‌شنويم كه گروهى در اصفهان پيدا شده‌اند و احتمالا براى اين‌كه سنگ در راه تصويب اين قانون بيندازند به صورت بعضى از دختران در اصفهان اسيد پاشيده‌اند تا در اذهان عموم چنين وانمود كنند كه اين است نتيجه امر به معروف و نهى از منكر. و از اين طريق ناآگاهان را به اين قانون مسلم اسلامى بدبين كنند. لطفآ بفرماييد كه اولا آيا لازم است قوانين درباره نحوه اجراى اين دو وظيفه الهى وضع شود و ثانيآ آيا توسل به خشونت در اجراى اين دو وظيفه اسلامى جايز مى‌باشد؟ جمعى از مسئولین مدرسة الامام على بن ابى‌طالب(ع) ـ حوزه علميه قم   پاسخ : بسم الله الرحمن الرحيم با اهداء سلام متقابل اولا نبايد ترديد به خود راه دهيم كه دو وظيفه امر به معروف و نهى از منكر از اساسى‌ترين برنامه‌هاى اسلام است كه در آيات متعددى در قرآن مجيد به آن اشاره شده و حتى علت مجازات جمعى از امت‌هاى پيشين به خاطر عدول از اين وظيفه الهى شمرده شده است. اضافه بر اين روايات متواتره معصومين نيز شاهد و گواه اين مطلب است. اجماع علماى اسلام بلكه ضرورت دين نسبت به اين دو وظيفه دليل ديگرى است. حتى ما در بحث‌هاى حوزوى خود ثابت كرده‌ايم كه لزوم اجراى اين برنامه از طريق حكم عقل نيز قابل اثبات است زيرا افرادى كه در يك جامعه زندگى مى‌كنند سرنوشت مشتركى دارند و مفاسد اخلاقى همچون بيمارى‌هاى واگيردار جسمانى به سرعت قابل سرايت است. بنابراين وجوب امر به معروف و نهى از منكر با ادله اربعه جاى بحث نيست و وظيفه عموم اين است كه براى پيشگيرى از مفاسد و انجام مسئوليت‌ها تلاش كنند و اگر همگان به اين دو وظيفه با شرايطى كه عرض خواهيم كرد عمل مى‌كردند اين همه مفاسد در زمينه اعتياد، زمين‌خوارى، رشوه خوارى، رباخوارى و غير آن پيدا نمى‌شد و جامعه ما جامعه سالمى بود. به همين دليل يكى از اصول مهم قانون اساسى ما مربوط به اين مسأله است، در اصل هشتم قانون اساسى مى‌خوانيم : در جمهورى اسلامى ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهى از منكر وظيفه همگانى و متقابل بر عهده مردم نسبت به يكديگر، دولت نسبت به مردم، و مردم به نسبت دولت است، شرايط و حدود و كيفيت آن را قانون معين مى‌كند. اكنون بعد از 35 سال كه نمايندگان محترم مردم تصميم گرفته‌اند به وظيفه قانونى و شرعى خود عمل كنند و شرايط و حدود و كيفيت آن را روشن سازند متأسفانه سروصداى بعضى از ناآگاهان دربرابر آن بلند شده، كه اميدواريم با آگاهى بخشى قانون‌گذاران محترم اين ذهنيت نادرست از بين برود. نكته مهم ديگر اينجاست كه توده‌هاى مردم حق ندارند به هيچ وجه در اجراى اين وظيفه متوسل به خشونت شوند، هرگونه خشونت و تندروى در اين راه شرعآ ممنوع است، همان‌گونه كه جلوگيرى از اجراى صحيح امر به معروف و نهى از منكر ممنوع مى‌باشد. و اگر در مواردى لزوم برخورد جدى بوده باشد مانند مواد مخدر و رباخوارى و زمين‌خوارى و غير آن اين امر طبق آيه  106 سوره آل عمران بر عهده حكومت مى‌باشد. توده مردم وظيفه دارند با تذكرات شفاهى اخلاقى توأم با ادب و محبت خطاكاران را به رعايت موازين اسلامى دعوت كنند و در برابر آن، خطاكاران نيز بايد بپذيرند و تغيير روش دهند و از مقاومت در انجام كار خطا يا دست زدن به خشونت خوددارى كنند. به عنوان نمونه هيچ فقيهى از فقهاى اسلام اجازه نمى‌دهد كه براى رعايت مسأله حجاب دست به كارهاى خشن زنند يا به كسى آسيب برسانند و اگر كسى چنين كند مجازات و ديه دارد. متأسفانه اخيرآ اسيدپاشى‌هاى مشكوكى در بعضى از شهرستان‌ها صورت گرفت كه مسئولين انتظامى پس از تحقيق تصريح كردند مطلقا ارتباطى با مسأله حجاب نداشته و قوه قضائيه نيز تأكيد كرد كه عاملان آن به اشد مجازات خواهند رسيد. اما متأسفانه بعضى از سياست‌مداران عقده‌اى آمريكايى و اروپايى براى اين‌كه از اسلام و مخصوصآ جمهورى اسلامى انتقام بگيرند آن را به دروغ و نيرنگ مرتبط با مسأله حجاب شمردند و متأسفانه بعضى از همفكران داخلى آنها نيز همين نغمه شوم را سر دادند و با آنها هماهنگ شدند تا روى پرونده امر به معروف و نهى از منكر كه در مجلس شوراى اسلامى مطرح است تأثير بگذارند. اينجانب به عنوان يك مرجع دينى با صراحت عرض مى‌كنم به فرض كه كسى مرتكب چنين كارى براى چنين هدفى شده باشد گمراه و گنهكار و مستحق مجازات شديد است، شما چرا حكم اسلام را از مراجع دين نمى‌گيريد و از يك گمراه بى‌عقل كه عملش معيار اسلام‌شناسى نيست، گرفته‌ايد؛ آيا اين كار دليل بر سوء نيت نيست، به هرحال اكنون كه مسائل روشن شده اميدواريم مجلسيان محترم ابعاد اين حكم اسلامى را روشن سازند تا نه كسى بتواند از آن سوء استفاده كند و نه كسى خواهان تعطيل مسأله امر به معروف و نهى از منكر باشد و دولتمردان محترم نيز در اجراى اين قوانين كوتاهى نكنند. والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته قم ـ ناصر مكارم شيرازى 1393/08/03
ادامه مطلب
[ سه شنبه 6 آبان 1393  ] [ 12:51 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

خداکند که رضایم فقط رضای تو باشد/ هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد
نويسندگان