نیاز من طلبه

اهميت جنگ نرم

شديد تر و بزرگ تر دانستن فتنه از قتل در آيات 191 و 217 سوره ي بقره ، حاكي از خطرناك تر بودن تهاجم فرهنگي و جنگ نرم نسبت به جنگ هاي سخت مي باشد . فتنه از شگرد ها و لوازم جنگ نرم است . چون در فتنه باور ها و ارزش هاي مردم مورد هجوم قرار مي گيرد و با ترفند هاي مختلف آن باورها تضعيف و تحقير مي شوند .

جنگ ها ي سخت و نيمه سخت كارايي چنداني ندارند چون تاثير گذاري آنها كوتاه مدت و لغزنده مي باشد و هزينه هاي فراواني براي مهاجم در بر دارد . براي همين استعمار گران به اين نتيجه رسيده اند که باید سیایت استعماری خودرا تغيير دهند . راه تثبيت سيطره بر يك كشور جنگ نرم است ، زيرا :

1) گستره ي تاثير گذاري جنگ نرم غيرقابل مقايسه با جنگ هاي سخت و نيمه سخت است .

2) چون هدف نهايي جنگ سخت تصرف زمين و منطقه ي جغرافيايي است ، با مقاومت شديد مردم روبرو مي شود و دوام چنداني ندارد . در حالي كه جنگ نرم به دليل مخفيانه و نامرئي بودن تحت مقاومت چنداني قرار نمي گيرد و در نتيجه تاثير گذاري آن بسيار با دوام تر است .

3)در جنگ سخت تلفات مهاجمان سنگين است. اما جنگ نرم خيلي سريع تر و آسان تر و بدون تلفات خودي صورت مي گيرد در صورتي كه تلفات جبهه ي روبرو از نظر رواني بسيار زياد است .

4) افرادي كه در جنگ سخت كشته خواهند شد افرادي قهرمان و مقدس شناخته مي شوند ولي در جنگ نرم چنين نيست .

5) چون قالب حكومت بر پايه ي فرهنگ و اعتقادات مردم است اگر باور ها و ارزش ها دستخوش تغيير شوند ساختار هاي سياسي هم خود به خود سست خواهند شد .

6) جنگ نرم تدريجي و پنهاني است و تشخيص آن نياز به بصيرت و روشن بيني دارد ولي جنگ سخت آشكار و مشخص است .

 


ادامه مطلب
[ شنبه 29 آذر 1393  ] [ 11:50 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]

به گزارش بیان معنوی کتاب حاضر با بررسی مفهوم انتظار، سه رویکرد متفاوت به این مفهوم را مورد بررسی قرار می‌دهد؛ نگاه عامیانه، نگاه عالمانه، نگاه عارفانه.

در بخش انتهایی کتاب نیز به تناسب مفهوم انتظار با جوان و ویژگی‌های جوانی پرداخته شده است.

گزارش مراسم رونمایی کتاب انتظار حجت الاسلام پناهیان را از اینجا ببینید:(امام جمعه موقت تهران:در تبیین موضوع انتظار کتابی به این جامعیت ندیده‌ام/ حسن عباسی:کتاب «انتظار» تلاشی است حکمی، کلامی، فلسفی و جامعه‌شناختی، برای تبیین و ترسیم یک ساز و کار عقلانی در موضوع انتظار است)

 

  • اساساً تحقق کامل وضعیت مطلوب، که در سایه حکومت موعود محقق می‌شود، تنها در صورتی امکان دارد که تمام مردم با مرام الهی موعود همراهی کنند. اما تجربۀ تاریخی حیات بشر نشان داده است که اکثر انسان‌ها از پذیرش دستورات خدا سر باز می‌زنند. پس چگونه است که پس از ظهور حضرت، مردم به صورت فراگیر و پایدار از حق تبعیت می‌کنند و موجبات استقرار همیشگی حکومت موعود را فراهم می‌آورند؟ آیا در ذائقۀ انسان‌ها تغییر غریزی خاصی رخ می‌دهد، یا ترس از حاکمیت دینی جرأت معصیت را از آنها می‌گیرد؟ به عبارت دیگر، آیا توان اندیشیدن علیه حق از بین می‌رود یا اساساً امکان سخن گفتن از اندیشه‌های باطل نخواهد بود؟ ...

 

 

  • اگر آن جامعۀ موعود، تحقق پیدا کردنی است، آیا با پایبندی به تمام آن اصولی که رسول اکرم(ص) و جانشینان او(ع) به آنها مقید بودند تحقق پیدا خواهد کرد؟ اصولی که استفاده از زور را به حداقل می‌رساند و انعطاف‌پذیری را به حداکثر؛ اصولی که لازمۀ رعایت کرامت انسان محسوب می‌شود و در اثر رعایت همین اصول فرصت سوءاستفادۀ منافقان و مؤثر شدن عناد کفار فراهم می‌شود؟ پس اگر قرار است جامعۀ مهدوی با پایبندی به آن اصول تحقق یابد، آیا حق دوباره دچار مظلومیت نخواهد شد؟ و اگر می‌شنویم حضرت دست به شمشیر برده و مخالفان دین را قلع و قمع می‌کنند، آیا این بر خلاف آن اصول نخواهد بود؟ ...

 

توضیحات داخل جلد کتاب

  • نگاه عامیانه به منجی، در همۀ ادیان عالم وجود دارد؛ تصور کسی که سوار بر مرکب خواهد آمد و دنیا را تنها با «اعجاز» دستانش متحوّل می‌کند و لابد بی‌نیاز به همراهی مردم و هوشیاری آنها، زمین و زمان را زیر و رو کرده و بی‌اعتنا به سنت‌های الهی و همۀ آنچه در طبیعت حیات بشر است، سعادت را برای انسان به ارمغان می‌آورد....
  • یکی از آثار سوء نگاه عامیانه به موضوع منجی و مهدویت، عدم اشاعه فرهنگ اصیل انتظار در جهان بشریت است. وقتی ما سطحی نگاه کردیم، و تئوری‌های حکومت آقا امام زمان‌(ع) را به صورت علمی بیان نکردیم و تحلیلی عالمانه از موضوع مهدویت و منجی ارائه ندادیم، کم‌کم این موضوع به یک امر خیالی و یا خرافی تبدیل شده و مانند یک سدّ بزرگ سبب می‌شود که نتوانیم فرهنگ اصیل انتظار را، به‌ویژه در میان نخبگان، اشاعه دهیم و ذهن‌ها را به صورت دقیق متوجه این موضوع کنیم.
  • وقتی نگاه عامیانه را کنار بگذاریم، سؤال‌ها یکی‌یکی می‌جوشند، و فکرها به کار می‌افتند ... همۀ ما در اثر جوشش این سؤال‌ها و سپس نزدیک شدن به پاسخ آنها، وظایف خود را در این زمان و برای زمینه‌سازی ظهور، بهتر خواهیم شناخت.
  • انتظار، احساسی مربوط به زمان آینده و یک وضعیت بهتر است. بنابراین هر چقدر تصور روشن‌تری از وضع مطلوب داشته باشیم، انتظارمان بیشتر خواهد بود. کسی که از وضع مطلوب بی‌اطلاع است، منتظر چه وضعیتی است؟ کسانی که از ظلم ناراحتند امّا هیچ تصور روشنی از عدالت ندارند، معلوم نیست اساساً چقدر عدالت را می‌پسندند و می‌پذیرند؛ و چقدر حاضرند در جامعه‌ای با حاکمیت عدالت زندگی کنند.
  • نفس آگاهی از وضع مطلوب و دانستن چیستی و چگونگی آن، فواید بسیاری دارد، حتی اگر به انتظار نینجامد. یکی از فواید مهم آن، ایجاد زمینۀ مناسب برای تحلیل درست گذشته و یافتن پاسخ بسیاری از سؤال‌های کلیدی حیات بشر است. مثل اینکه: چرا انبیا و اولیای الهی در طول تاریخ نوعاً مظلوم بوده‌اند؟ چرا استقرار حق این قدر به تأخیر افتاده است و آن قدر دشوار می‌نماید؟ چرا همیشه جبهۀ اشقیا، به انحای مختلف بر جبهۀ اولیا غلبه کرده‌اند؟ و بسیاری از سؤالات دیگر که پاسخ خواهند یافت.
  • انتظار، احساسی مربوط به زمان آینده و یک وضعیت بهتر است. بنابراین هر چقدر تصور روشن‌تری از وضع مطلوب داشته باشیم، انتظارمان بیشتر خواهد بود. کسی که از وضع مطلوب بی‌اطلاع است، منتظر چه وضعیتی است؟ کسانی که از ظلم ناراحتند امّا هیچ تصور روشنی از عدالت ندارند، معلوم نیست اساساً چقدر عدالت را می‌پسندند و می‌پذیرند؛ و چقدر حاضرند در جامعه‌ای با حاکمیت عدالت زندگی کنند.

  • نفس آگاهی از وضع مطلوب و دانستن چیستی و چگونگی آن، فواید بسیاری دارد، حتی اگر به انتظار نینجامد. یکی از فواید مهم آن، ایجاد زمینۀ مناسب برای تحلیل درست گذشته و یافتن پاسخ بسیاری از سؤال‌های کلیدی حیات بشر است. مثل اینکه: چرا انبیا و اولیای الهی در طول تاریخ نوعاً مظلوم بوده‌اند؟ چرا استقرار حق این قدر به تأخیر افتاده است و آن قدر دشوار می‌نماید؟ چرا همیشه جبهۀ اشقیا، به انحای مختلف بر جبهۀ اولیا غلبه کرده‌اند؟ و بسیاری از سؤالات دیگر که پاسخ خواهند یافت.


ادامه مطلب
[ شنبه 29 آذر 1393  ] [ 11:41 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]

کتاب «رهایی از تکبر پنهان» اثر جدید حجت الاسلام علیرضا پناهیان توسط انتشارات بیان معنوی با سبکی متفاوت راهی بازار نشر شد. پناهیان پیشتر در مصاحبه‌ای اینگونه به این سبک جدید اشاره کرده بود: «در این اثر تمامی بندهای ارایه شده کتاب با وجود استقلال معنا، با یکدیگر پیوندی دارند که نشان از نوعی خلاصه‌گویی دارد. در نگارش این کتاب تصمیم داشتم با تجربه کردن این شیوه از خلاصه‌نویسی، تاثیر القای معانی به مخاطبان را ارزیابی کنم تا از نتایج آن در تالیفات بعدی‌ام کمک بگیرم و به این نکته دست‌یابم که آیا کم‌حجم نوشتن مطالب موجب نتایج عمیق‌تری در ذهن خوانندگان می‌شود یا نه.» مشاور نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، در خصوص موضوع کتاب نیز گفته بود: «در این کتاب با اشاره به پنهان بودن برخی از صفات اخلاقی نظیر تکبر در وجود انسان، به نقش گمراه‌کننده آن در مسیر معنوی و اخلاقی انسان‌ها پرداخته‌ام و یادآوری کرده‌ا‌م که پنهان بودن برخی از این صفات نادرست، ضربه سنگینی به انسان‌ها وارد می‌کند.»

 

 

ادرس  محل خرید

http://www.bayancenter.ir/products/books/page/shop.product_details/category_id/18/flypage/flypage.tpl/product_id/51.html

 

انتشارات بیان معنوی پیشتر کتابهای «انتظار عامیانه، انتظار عالمانه، انتظار عارفانه»، «شکوه امر خدا؛ به ضمیمه یادداشتی برای معتکفین»، «شهر خدا؛ رمضان و رازهای روزه‌داری» و «تحلیلی بر نگاه امام به هنر و رسانه» از همین مولف را منتشر کرده بود. فهرست و متن کامل فصل اول این کتابها در پایگاه اطلاع رسانی بیان معنوی قابل مشاهده است.

 

فرازهایی از متن کتاب «رهایی از تکبر پنهان» نوشتۀ حجت الاسلام و المسلمین پناهیان را در ادامه می‌خوانید:

بیش از دشمنان حق که با تکبر نابود شده‌اند، طرفداران حق باید از وجود تکبر پنهان در خود بترسند

  • بیش از دشمنان حق که با تکبر نابود شده‌اند، طرفداران حق باید از وجود تکبر پنهان در خود بترسند، چون سرانجام وجود تکبر پنهان در آدم‌های خوب، سرنوشت 6000 سال عبادت ابلیس است.
  • اینکه چرا صفت زشتی مثل تکبّر بر انسان پوشیده می‌ماند، پاسخ پیچیده‌ای ندارد؛ وقتی به پاک شدن روحمان از صفت تکبّر اهمیت ندهیم، آن را نمی‌بینیم. یعنی وقتی نمی‌خواهیم آن را ببینیم، نمی‌بینیم. این خیلی ساده است. باید به آن اهمیت بدهیم و درون خود را بکاویم تا پیدایش کنیم. هرچند مقدارش در وجود هر کسی متفاوت است، ولی بعید است که اصلاً نباشد.
  • یکی از دلایل پنهان ماندن تکبّر، آثار اجتماعی آن است. وقتی انسان می‌بیند همه از آدم متکبّر متنفرند، خب عاقلانه‌تر است تکبّر خود را پشت لبخند ملیح و متواضعانه‌ای پنهان کند. بعد کم‌کم خودِ او هم باور می‌کند تکبّر ندارد. فقط خدا می‌داند چه زمانی این تکبر بروز پیدا کرده و صاحبش را بیچاره می‌کند.

باید با تکبّر مثل یک بیماری مرموز و پنهان برخورد کنیم

  • باید با تکبّر مثل یک بیماری مرموز و پنهان برخورد کنیم، به دنبال علائم این بیماری در خودمان باشیم و از سلامت خود محافظت نماییم. باید گوش به زنگ باشیم و تا کوچک‌ترین علامت این بیماری را در خود مشاهده کردیم، به مبارزه با آن برخیزیم.
  • تکبّر پنهان، علاوه بر اینکه یک عیبِ بزرگ و خطرناک است، یک بیماریِ پیچیده و عجیب نیز هست. چون کسی‌که تکبّر پنهان دارد، غالباً نمی‌پذیرد که این عیب در درونش وجود دارد و این مسأله سببِ پیچیده‌تر شدنِ موضوع می‌شود. شاید چون تکبّر پیش همۀ انسان‌ها زشت و ناپسند است و همه از تکبّر بَدِشان می‌آید، معمولاً کسی حاضر نیست به وجود آن در درون خود اعتراف کند؛ و به همین راحتی، انسان در تشخیص تکبّر دچار اشتباه می‌شود.

مظاهر تکبّر پنهان/ اصرار قرآن در بیان نشانه‌های متکبرین

  • شاید یکی از مهم‌ترین دلایل پنهان ماندن تکبّر، عدم آگاهی از مظاهر تکبّر باشد. خیلی‌ها چون با نشانه‌های تکبّر آشنا نیستند، نه این صفت را در خود می‌یابند و نه در دیگران.
  • البته بعضی‌ وقت‌ها ممکن است یکی از مظاهر تکبّر و یا مشابه آن را در کسی ببینیم، ولی واقعاً تکبّری در آن فرد وجود نداشته باشد، بلکه در اثر عوامل دیگری مثل ساده‌لوحی این وضعیت پدید آمده باشد، که در این صورت باید مواظب باشیم او را متهم به تکبّر نکنیم.
  • چه کسی تکبّر پنهان دارد؟ کسی که علائم تکبّر را در رفتار خود دارد، ولی وجود تکبّر را انکار می‌کند. به همین دلیل باید به بحث «آثار تکبّر» خیلی دقت کرد. وجود «نشانه‌های» تکبّر خیلی مهم‌تر از «احساس» تکبّر است. چون انسان می‌تواند خود را فریب بدهد و تکبّر خود را احساس نکند.
  • در قرآن کریم خداوند متعال در آیات متعددی به بیان نشانه‌های رفتاری متکبّرین می‌پردازد، این اصرار قرآن در بیان نشانه‌ها امری قابل تأمل است.
  • تکبّر پشت سر رفتارهایی پنهان می‌شود که ما ممکن است آنها را نشناسیم، لذا خداوند متعال برخی از این رفتارها را در قرآن کریم ذکر می‌فرماید: «یَسْمَعُ آیاتِ اللَّهِ تُتْلى‏ عَلَیْهِ، ثُمَّ یُصِرُّ مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْها؛ فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلیمٍ؛ پیوسته آیات خدا را مى‏شنود که بر او تلاوت مى‏شود، امّا از روى تکبّر اصرار بر مخالفت دارد گویى اصلاً آن را هیچ نشنیده است چنین کسى را به عذابى دردناک بشارت ده!)»[1] اصرار بر نشنیده گرفتن؛ این یک رفتار متکبّرانه است.

بهانه‌جویی و مجادلات بی‌پایه و پرتوقعی‌های بی‌جا، از مظاهر تکبّر پنهان

  • بهانه‌جویی و مجادلات بی‌پایه و پرتوقعی‌های بی‌جا، همه مظاهری از تکبّر پنهان هستند که در رفتار متکبّران دیده می‌شوند: «وَ قالَ الَّذینَ لایَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْلا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْمَلائِکَةُ أَوْ نَرى‏ رَبَّنا؟ لَقَدِ اسْتَکْبَرُوا فی‏ أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا کَبیراً؛ کسانى که امیدى به دیدار ما ندارند (و رستاخیز را انکار مى‏کنند) گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند و یا پروردگارمان را با چشم خود نمى‏بینیم؟!» آنها درباره خود تکبّر ورزیدند و طغیان بزرگى کردند.»[2]
  • معلوم نیست چرا خداوند متعال این قدر اصرار دارد که به ذکر جزئیات رفتار متکبّران بپردازد؟ شاید این اصرار به این دلیل است که ما بدانیم پشت این رفتارها چه تکبّری پنهان شده است، شاید هم برای ابراز شدت انزجار حضرت حق نسبت به این گونه رفتارهای متکبّران باشد: «وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَیْهِ آیاتُنا وَلَّى مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْها، کَأَنَّ فی‏ أُذُنَیْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلیمٍ؛ هنگامى که آیات ما بر او خوانده مى‏شود، مستکبرانه روى برمى‏گرداند، گویى آن را نشنیده است گویى اصلاً گوش‌هایش سنگین است، او را به عذابى دردناک بشارت ده.»

ادامه مطلب
[ شنبه 29 آذر 1393  ] [ 11:27 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
1. حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: پاره اي از تن من در زمين خراسان دفن خواهد شد، مؤمني او را زيارت نکند، مگر آنکه خداوند عزوجل بهشت را بر او واجب گرداند، و آتش را بر بدنش حرام کند. [1] 2. از حضرت امام رضا (ع) روايت شده است که فرمودند: هر که براي زيارتم بار سفر بندد، دعايش مستجاب و گناهانش آمرزيده شود، هر که مرا در آن قطعه زمين زيارت کند، همانند کسي است که رسول خدا (ص) را زيارت کرده باشد و خداوند اجر هزار حج مقبول و هزار عمره ي مقبوله براي او بنويسد و من و پدرانم شفاعت کنندگان او در روز قيامت باشيم، و اين قطعه زمين باغي است از باغهاي بهشت و محل رفت و آمد فرشتگان است و تا ابد گروهي از آسمان نازل مي شوند و گروهي بالا مي روند تا آن که در صور بدمند. ( روز قيامت) [2]3. حضرت امام جواد (ع) مي فرمايند: هر که قبر پدرم در طوس را زيارت کند، خداوند گناهان گذشته و آينده ي او را بيامرزد، و روز قيامت منبري رو به روي منبر رسول خدا (ص) براي او نصب کند تا آن که خداوند از حسابرسي بندگانش فارغ شود.[3] 4. از حضرت امام جواد (ع) روايت شده است که فرمودند: براي کسي که پدرم (ع) را عارف به حقش در طوس زيارت کند، بهشت را از سوي خداي متعال ضمانت مي کنم. [4]5. از عبدالعظيم حسني روايت شده است که گفت: شنيدم امام محمد بن علي الجواد (عليهماالسلام) مي فرمايند: هر که پدرم را زيارت کند و از باران يا سرما يا گرما به او آزاري رسد، خداوند آتش را بر بدنش حرام کند.[5] 6. از امام علي بن محمد الهادي (عليهماالسلام) روايت شده است که فرمودند: هر که از خداوند تبارک و تعالي حاجتي دارد، با غسل به زيارت قبر جدم امام رضا (ع) در طوس برود و نزد سر مبارکش دو رکعت نماز گذارد و حاجتش را در قنوت از خدا بخواهد، همانا اجابت مي شود، مگر آن که گناهي يا قطع رحمي بخواهد، ما به درستي که محل قبرش، قطعه زميني از زمينهاي بهشت است، مؤمني او را زيارت نکند، مگر آن که خداوند از آتش برهاندش و در بهشت جايگزينش سازد.[6] 7. حضرت علي (ع) مي فرمايند: مردي از فرزندان من در زمين خراسان مظلومانه با زهر کشته خواهد شد، نامش نام من، و نام پدرش نام پسر عمران، موسي (ع) است. همانا هر که او را در غربتش زيارت کند، خداوند عزوجل گناهان گذشته و آينده ي او را بيامرزد، حتي اگر به عدد ستارگان و قطره هاي باران و برگ درختان باشد. [7]8. از حضرت امام صادق (ع) روايت شده: نواده ي من در زمين خراسان، در شهري که به آن طوس گفته مي شود، کشته خواهد شد، هر که او را در طوس زيارت کند، و عارف به حقش باشد، روز قيامت دستش را مي گيرم، و داخل بهشت مي کنم، حتي اگر داراي گناهان کبيره باشد.راوي گفت: پرسيدم فدايت شوم عرفان حقش چيست؟ فرمودند: بداند همانا او امامي است که طاعتش واجب است و شهيد غريب است، هر که او را زيارت در حالي که عارف به حقش باشد، خداوند عزوجل پاداش هفتاد هزار شهيد راستيني را که در رکاب رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم به شهادت رسيده اند، به او عطا خواهد کرد. [8] 9. حضرت امام رضا (عليه السلام) مي فرمايند: هر که مرا در غربتم و دوري مزارم زيارت کند، روز قيامت در سه جا به فريادش مي رسم ، تا از هول و وحشت آن مکانها نجاتش دهم: هنگامي که نامه ها به چپ و راست تقسيم مي شود، هنگام صراط، و هنگام سنجش اعمال. [9]10. از حضرت امام رضا (ع) روايت شده است که فرمودند: من در زمين غربت کشته و مسموم و مدفون مي شوم، اين را از سخناني دانستم که پدرم از پدرش که از پدرانش علي بن ابي طالب (عليهم السلام) از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) براي من وصيت مي کرد، همانا هر که مرا در غربتم زيارت کند، من و پدرانم شفاعت کنندگان او در روز قيامت هستيم، و هر که ما شفيع او باشيم، نجات مي يابد حتي اگر گناهان انس و جن را بر دوش داشته باشد. [10]تلفني از هر جاي اين مرز و بوم که هستيد زائر حرم اين امام همام شويد.Tel: 05132003334---------------------[1]عيون اخبار الرضا عليه السلام، ج 2، ص 255، ح 4، امالي شيخ صدوق (رحمت الله عليه) ص 60 .[2]بحارالانوار، ج 102، ص 44، ح 51..[3]عيون اخبار الرضا عليه السلام، ج 2، ص 259، ح 19[4]عيون اخبار الرضا (عليه السلام)، ج 2، ص 256، ح 7.[5]امالي شيخ صدوق (رحمت الله عليه)، ص 521[6]عيون اخبار الرضا (عليه السلام)، ج 2، ص 262، ح 32، امالي شيخ صدوق (رحمت الله عليه) ص 471.[7]عيون اخبار الرضا (عليه السلام)، ج 2، ص 258، ح 17.[8]امالي شيخ صدوق، صفحه 105، عيون اخبار الرضا (عليه السلام)، ج 2، ص 259، ح 18[9]امالي شيخ صدوق (رحمه الله عليه)، ص 106، ج 220 ، کامل الزيارات، ص 304، ح 4، عيون اخبار الرضا (عليه السلام)، ج 2، ص 25، ح 2.[10]عيون اخبار الرضا (عليه السلام)، ج 2، ص 263، ح 33، امالي شيخ صدوق (رحمت الله عليه)، ص499.---------------------التماس دعا
ادامه مطلب
[ شنبه 29 آذر 1393  ] [ 10:21 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
رموز شاد کردن خانم ها این دستورات مختص به زوج خاصی نیست ؛ نکات مطرح شده در ذیل، موارد مهمی هستند که تعداد بسیار زیادی از همسران از شوهرانشان می‌خواهند. توجه کنید اینها خواسته‌های آنهاست نه نیاز روحی شان. از لحاظ فردی هرکسی مسئول نیاز‌های عاطفی خویش است و باید آنها را پر کند. ما معتقدیم 4 نیاز روحی اساسی وجود دارد ** نیاز به دوست داشتن ودوست داشته شدن ** نیاز به تعلق داشتن ** نیاز به داشتن تصور ذهنی خوب از خود ** نیاز به آزادى با اجرای روش های زیر می توانید همسر خود را شاد کنید و به خواسته هایش جامع عمل بپوشانید: هر روز به او بگویید که دوستش دارید هر کسی دوست دارد تایید شود و بداند که اطرافیان او را دوست دارند .بهترین راه برای تایید همسرتان - که برایش بسیار مهم است -این است که خیلی ساده هر روز به او بگویید دوستش دارید . گاهی دستانش را بفشارید و این جمله را زمانی که شما را بدرقه میکند بگویید. درک کردن و بخشش داشتن روزهایی هست که همسرتان اشتباهاتی انجام دهد و یا کمتر به شما رسیدگی کند . همیشه به خاطر داشته باشید که هیچ کس کامل نیست . در این مواقع خواسته همسرتان این است که او را درک کنید و او خود را سزاوار بخشش شما می‌داند بدانید که هیچ رابطه ای بدون بخشش دوام ندارد. -وقتی از شما خطایی سر می زند اظهار تاسف کنید. وقتی هم که تقصیر از شما نیست باز هم اظهار تاسف کنید! -وقتی اوضاع قمر در عقرب است، لبخند را فراموش نکنید. اگر بخندید دنیا هم با شما می خندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت گفتگو کنید نگذارید کار به جایی برسد که هیچ حرفی با همسرتان نداشته باشید درباره بچه‌ها کارتان و حتی آب و هوا با هم صحبت کنید. چرا که گفتگو نکردن اولین جرقه‌های یک رابطه سرد است. نکات مهم : * هرگز با همسرتان نجنگید، چون امکان ندارد در جنگ برنده شوید. در عوض از قلم برای نوشتن آن چه در ذهن دارید استفاده کنید. بعد آن را به همراه شاخه ای گل تحویل او بدهید. * هر روز از همسر خود سوال کنید که چه کاری می توانید برایش انجام دهید. بیشتر بگویید بله به جای نه عادت به منفی نگری و مخالفت شما را از عزیزانتان دور میکند . سعی کنید دربرابر بعضی خواسته‌ها نه نگویید .با گفتن همین کلمه ساده بله همسرتان را متعجب و خوشحال کنید. خوب گوش دهید همسرتان را با این مهارت میتوانید عاشق تر کنید . همسر شما فقط گوش‌های شما را برای شنیدن نمیخواهد بلکه باید با قلبتان به او گوش دهید و او را بفهمید . وقتی برای همسر و فرزندانتان اختصاص دهید این زمان به دست شما محقق می‌شود و باید کیفیت با هم بودن را بالا ببرید یعنی تمام طرح‌ها و برنامه‌های آن روز را به میل آنها هماهنگ کنید . فقط خالی کردن برنامه روزانه برای با هم بودن کافی نیست بلکه باید برای این زمان برنامه ریزی کنید و به خود ثابت کنید که برای عزیزترین‌های زندگی تان عشق و احترام قائلید. دلبستگی و مهربانی چقدر در طول روز به همسرتان میگویید لطفا یا متشکرم یا اورا میبوسید . متاسفانه بعضی از زوجین فراموش میکنند با هم مهربان باشند و این کلید موفقیت را در زندگی از دست میدهند . نکات مهم : * از تلاش های همسرتان تشکر کنید و ببینید این تشکر تا چه حد موثر واقع می شود. * به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است، مادری بسیار خوب، عروسی بهتر از دیگر عروس ها و اگر به این طرز فکر ادامه دهید، او همین طور خواهد شد. * خسیس نباشید و در ستایش همسر خود دست و دلباز باشید. اما به یاد داشته باشید که در هیچ موردی مبالغه نکنید. باید همسرتان استحقاق تعریف و تمجیدی را که شما می کنید، داشته باشد وگرنه ممکن است نتیجه ی خوبی ندهد. * به جای هدایای گرانبها، وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید. نشان دهید که به او توجه دارید، حتی پس از یک روز کار سخت! برای او هدیه ای ببرید حتی یک شاخه گل به این ترتیب او خوش اخلاق می ماند. * بدانید زمانی که همسرتان از سر درد شکایت می کند، چاره سر درد او قرص مسکن نیست، بلکه یک لبخند است. * همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود. *بعضی از وظایف خانه و کودک را با هم تقسیم کنید.یکی از مهمترین دعواهای زناشویی بر سر همین مساله جزئی است.خرده کاری‌های خانه و بچه‌ها تنها مسائل همسرتان نیستند چه خوب است کمی غرور و سابقه خانودگی خود را کنار بگذارید و با این کار زندگی شیرین تری داشته باشید . شاید اوائل سخت باشد اما خود کم کم معجزه اندک کمک به همسر را خواهید دید. *بساری از مردان مراقب سلامتی خود نیستند و این برای همسرانشان مشکل بوجود می‌آورد و این افراد به سلامتی طرف مقابل هم اهمیت نمیدهند و لی به خاطر داشته باشد همسرتان نمیتواند مدام دنبال شما باشد. چرا که او عشق شما و همسر شماست نه مادرتان و خود نیاز به توجه دارد ؛ پس به سلامتی خود و او اهمیت دهید . به او سفارش کنید و خود نیز مراقب سلامت روحی و جسمی خودتان باشید اوقات فراغت و برنامه ریزی اگر همسر شما شاغل است ساعات بیکاری او و اگر همسرتان شاغل نیست خود به او مرخصی دهید . این روزها بگذارید او آزاد باشد و نگران بچه‌ها ، شما ؛ خانه ؛ و .. نباشد . بگذارید در این اوغات فراغت به خود و خواسته‌های شخصی اش برسد . نکات مهم: * زن ها دوست ندارند میهمان ناخوانده داشته باشند، بنابراین به آنها وقت کافی بدهید تا آماده شوند. آمادگی آنها برای پذیرایی امری حیاتی است. http://www.rasekhoon.net/forum/thread/889633/page1/
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 26 آذر 1393  ] [ 09:21 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
ویــزا نمی خواهد ... بیا! در مرزها غوغاست اینجا؛ تماشایی ترین منظومـــه ی دنیـاست ♥•٠·˙ امام رضا علیه السلام: هر کس اباعبدالله علیه السلام را کنار شط فرات زیارت کند، مانند کسی است که خداوند را در بالای عرش زیارت کرده است. ┘◄ تهذیب الاحکام، ج 6 ص 46
ادامه مطلب
[ جمعه 21 آذر 1393  ] [ 10:48 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
در تاريخ آمده است: زني از قريش به نام "رايطه" در زمان جاهليت بود که از صبح تا نيم روز ، خود و کنيزانش، پشم هايي را که در اختيار داشتند مي تابيدند و پس از آن دستور مي داد همه بافته ها را واتابند و به صورت اول درآورند و به همين جهت به عنوان "حَمقاء" يعني "زن احمق" معروف شد.طبيعي است هرکدام از ما به آن زن و کار او مي خنديم و مي گوييم اَلحَق که احمق بوده اما نکند خداي نکرده در زندگي خودمان کاري اتفاق بيفتد که در واقع همين "بافته ها را پنبه کردن" باشد. به اين نمونه ها توجه نماييد:1- دانش آموزي که با زحمت و سختي موفق مي شود در کلاسي ثبت نام نمايد و يا با تلاش فراوان در کنکور قبول شده وارد کلاس دانشگاه مي شود اما اکنون که در کلاس درس نشسته، به استاد توجه نمي کند و درس نمي خواند و بالاخره ناچار به ترک تحصيل مي شود!2- فردي که با تلاوت قرآن، دعا و ذکر، زبان خود را به سخنان پاک و نوراني متبرک نموده و ثواب و پاداش جمع مي کند ولي پس از آن با غيبت، دروغ و تمسخر ديگران همه را برباد مي دهد. 3- انساني که با زحمت و تلاش و کار سنگين از جهت مالي اندوخته اي جمع آوري مي کند اما با کارهاي بدون فکر و مشورت و معاملات نسنجيده يا رفيق بازي و تفريحات ناسالم همه ثروت خود را از دست داده و به خانه اول برمي گردد. 4- آقايي که براي همسر خود هديه مي خرد يا او را مسافرت مي برد و موجب خوشحالي و جلب محبت او مي گردد اما با منت گذاشتن اثرش را خنثي مي کند. 5- خانمي که با سفره زيبا، غذاهاي خوشمزه، لباسهاي مرتب همسرش را جذب مي کند اما با زبان پرنيش و کنايه، پرتوقعي، بگومگو و بحث بي حاصل او را از خود متنفر مي نمايد.6- آقا و خانمي که به قصد تفريح، شادي و رفع خستگي، عازم مسافرت مي شوند و براي مقدمات سفر هرکدام تلاشهايي مي کنند و پس از مدتها برنامه ريزي و انتظار به مقصد مي رسند اما در آنجا با گفتار و رفتار خود شيريني سفر را به کام يکديگر تلخ مي کنند و خسته تر از قبل برمي گردند. 7- انسان خيّر و خدومي که به نيازمندان کمک مي کند اما با نقل جريان براي اين و آن به آبروي آنها لطمه زده و با يادآوري و منّت آنان را از قبول محبت پشيمان مي کند. 8- و بالاخره کسي که با رعايت تقوي و پرهيز از گناه و انجام طاعت مدتي بنده خوب خدا مي شود ولي باز برمي گردد و با انجام گناهان مختلف پس انداز خود را هدر مي دهد. آري همه اينها پنبه کردن بافته هاست و قرآن کريم چه زيبا تذکر مي دهد آنجا که در سوره نحل آيه 92 مي فرمايد: "شما مانند آن زني نباشيد که پشم ها را تابيده اما پس از آن همه را وا مي تابيد"چه نکته مهم و کاربردي، و چه تذکر سازنده اي. پس بياييد همه ما رفتار و گفتار خود را بازنگري کنيم و هرجا ديديم سخن و عمل ما مصداق "پنبه کردن بافته ها" است فورا آن را حذف کنيم که از قديم گفته اند:"از هرجاي ضرر که برگردي منفعت است"موفق باشيد مهدي عدالتيان
ادامه مطلب
[ جمعه 21 آذر 1393  ] [ 10:46 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
با فرا رسيدن اربعين حسيني شور غير قابل وصفي شيعيان و دوستداران حضرت ابا عبدالله عليه السلام را در بر مي گيرد. راز و رمز اين همه دلدادگي و تکاپو براي زيارت کردن سيد الشهداء عليه السلام در روز اربعين چيست؟ اين کشش و ميل دروني فراتر از يک سفارش معمولي از سوي بزرگان ديني است. که سفارشات بزرگان بر بسياري از اعمال مستحب و حتي واجب بسيار است اما داستان اربعين و زيارت امام حسين (ع) در روز بيستم صفر حساب ديگري دارد. چرا در ميان زيارات مخصوصي که براي امام حسين صلوات الله عليه وارد شده است زيارت اربعين جايگاه ويژه اي دارد. درباره اربعين سوالات ديگري نيز مطرح است: اينکه چرا بزرگان ديني به زيارت اربعين اين قدر توصيه کرده اند؟ نقش اربعين در تداوم قيام عاشورا چيست؟ چرا به زيارت اربعين توصيه شده است؟‏در قرآن توصيه شده است که مومنان ايام الله را ياد آور شوند تا اين روزهاي بزرگ الهي فراموش نشود. اربعين در تداوم واقعه کربلا است؛ از اين رو براي پاس داشتن روز عاشورا که از اعظم ايام الله است در روز اربعين عاشقان حسيني با حرکت امام حسين (ع) تجديد عهد مي کنند و اين تجديد عهد را در بهترين وجه خود يعني رفتن به زيارت کربلا ابراز مي نمايند.از اين روست که در روايت امام حسن عسکري عليه السلام، زيارت کردن امام حسين (ع) در روز اربعين را از علائم مومن دانسته اند. امام حسن‏ عسكرى (ع) فرموده است: پنج چيز از نشانه‏هاى مومن است. گزاردن پنجاه و يك ركعت نماز واجب و نافله و زيارت اربعين‏ و انگشتر در دست راست كردن و پيشانى بر خاك ساييدن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحيم. [1]يکي از دلايلي که باعث شده اين روز، روز مخصوص زيارتي امام حسين (ع) باشد اين است که در اين روز سر مقدس حضرت به بدن شريفش ملحق شد. "سيد مرتضى در بعضى از مسائل خود فرموده: سر مقدس امام حسين (ع) از شام به كربلا برگشت و به بدن مباركش ملحق شد. طوسى فرمود: زيارت‏ اربعين‏ از همان است. [2]اولين احياکنندگان اربعين عاشورا چه کساني بودند؟‏در برخي نقل ها آمده است که اولين زائر امام حسين (ع) جابر بن عبدالله انصاري از صحابي جليل القدر رسول خدا صلي الله عليه و آله بوده است که به همراه عطيه در روز اربعين شهادت امام به کربلا آمد و حضرت را زيارت نمود.سنت زيارت اربعين توسط اهل بيت عليهم السلام احياء شده است و شيعيان به تبعيت از ايشان هر ساله به زيارت قبر حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) مي روند و الا زيارت جابر هر چند از اصحاب پيامبر خداست اما موجب ترغيب به خصوص شيعيان نمي توانست باشد. بلکه نگاه مومنان به سيره عملي اهل بيت عليهم السلام بوده است و نه کس ديگرعَنْ عَطِيَّةَ الْعَوْفِيِّ قَالَ‏: خَرَجْتُ مَعَ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ زَائِرَيْنِ قَبْرَ الْحُسَيْنِ‏ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليهماالسلام فَلَمَّا وَرَدْنَا كَرْبَلَاء.. [3]عطية بن سعد بن جنادة العوفى از علماي بزرگ زمان خود است که در مورد او گفته شده است "انه أول من زار الحسين‏ (ع) مع جابر الأنصاري‏.» [4] اولين کسي است که با جابر، امام حسين (ع) را زيارت کرد.عطيه‏ عوفى گويد: همراه جابر بن عبد اللَّه انصارى براى زيارت قبر امام حسين‏ (ع) بيرون شديم، هنگامى كه وارد كربلا شديم جابر به نزديك شط فرات رفت و غسل نمود، بعد لنگى به كمر بست و پارچه‏اى را هم به دوش افكند، و كيسه‏اى بيرون آورد و مقدارى سعد بر خود پاشيد. پس در حالى كه مشغول ذكر خداوند بود به طرف قبر حركت كرد هنگامى كه نزديك قبر رسيد گفت: دست مرا بالاى قبر بگذاريد، من هم دست او را روى قبر نهادم او از حال رفت و بى‏هوش گرديد من مقدارى آب به صورت او پاشيدم و او به حال آمد. بعد از اين گفت: اى حسين، و سه بار اين كلمه را تكرار كردند و بعد گفت: دوست جواب دوست را نمى‏دهد، سپس گفت: چگونه جواب مرا بدهى كه سرت را از بدنت جدا كرده‏اند و رگهايت را قطع نموده‏اند، من گواهى مى‏دهم كه تو فرزند پيامبران هستى و فرزند سرور مومنان مى‏باشى. اى حسين تو با تقوى هم پيمان بودى و ريشه هدايت به شمار مى‏رفتى، تو پنجمين نفر از اصحاب كسا هستى، تو فرزند سيد نقباء مى‏باشى، تو فرزند فاطمه زهرائى‏... [5]همچنين زيارت اهل بيت (ع)در اولين اربعين نيز نقل شده است، هر چند در اينکه ايشان در اولين اربعين به کربلا رفته اند يا اربعين سال بعد اختلاف است اما آنجه داراي اهميت است اين است که سنت زيارت اربعين توسط اهل بيت (ع) احياء شده است و شيعيان به تبعيت از ايشان هر ساله به زيارت قبر حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) مي روند و الا زيارت جابر هر چند از اصحاب پيامبر خداست اما موجب ترغيب به خصوص شيعيان نمي توانست باشد. بلکه نگاه مومنان به سيره عملي اهل بيت عليهم السلام بوده است و نه کس ديگر.در نقل ديگر گفته شده است که عبدالله حرّ جعفي که از ياري امام در کربلا دريغ ورزيد بعد از ديدار با عبيدالله بن زياد به سمت کربلا حرکت کرد و در رساي امام به نوحه سرايي پرداخت.اولين زائر كوفى بر مزار سيد شهيدان‏[عبيدالله بن حر از كوفه‏] خارج شد و به كربلا آمد و در آنجا [اشعارى به اين مضمون‏] گفت:- فرمانده خيانتكار، فرزند خيانت پيشه به من مى‏گويد چرا تو با آن شهيد ]فرزند فاطمه‏] جنگ نكردى؟!- آرى، پشيمانم كه چرا او را يارى نكرده‏ام، بلى هر شخصى كه [به موقع‏] توفيق نيابد، پشيمان خواهد گرديد.- من از اينكه از حاميانش نبوده‏ام حسرتى در خود احساس مى‏كنم كه هرگز از من جدا نخواهد شد.- خدا روان كسانى را كه در نصرتش كمر همت بسته‏اند از باران [رحمت خويش‏] همواره سيراب گرداند.- اكنون‏ كه بر قبور و جايگاه آنان ايستاده‏ام اشكم ريزان است و نزديك است جگرم پاره شود. [6]در امتداد عاشوراپس آنچه مي توان راز زيارت اربعين امام حسين (ع) در کربلا دانست نقش اين روز در تداوم قيام حسيني است. شواهد خارجي و نحوه برخورد شيعيان به اين روز نيز همين را تأييد مي کند. اينکه ائمه عليهم السلام عمل جابر را مورد تحسين قرار دادند و بنا بر نقلي خود اهل بيت عليهم السلام در اربعين به زيارت ايشان رفتند و اينکه زيارتنامه مخصوص براي اربعين از امام صادق (ع) وارد شده است همه نشان از جايگاه ويژه اربعين در ماندگاري واقعه عاشوراست.---------------------منابع: 1. نصايح، احمد جنتى‏، ص: 2312. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - نجفى، محمد جواد، زندگانى حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام (ترجمه جلد 44 بحار الأنوار)، 1 جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: دوم، 1362 ش. ؛ ص2123.عماد الدين طبرى، ‏بشارة المصطفي، نجف: ‏المكتبة الحيدرية، چاپ دوم، 1383 ق‏، ص 754.ابن شاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب أمير المومنين و الأئمة من ولده عليهم السلام من طريق العامة، 1جلد، مدرسة الإمام المهدى عجّل اللة تعالى فرجة الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1407ق. ص365. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - عطاردى قوچانى، عزيز الله، ايمان و كفر،2جلد، انتشارات عطارد - تهران، چاپ: اول، 1378 ش. ج‏1 ؛ ص2586.ابو مخنف كوفى، لوط بن يحيى - سليمانى، جواد، نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعة الطفّ، 1جلد، موسسه آموزشى پژوهشى امام خمينى - قم، چاپ: دوم، 1380 ش، ص204-205 ----------------------التماس دعا
ادامه مطلب
[ جمعه 21 آذر 1393  ] [ 10:44 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
ادامه مضامين کليدي زيارت عاشورا که درچند عنوان کلي تقسيم بندي گرديده است :5-فاش نمودن نام ولعن بر یک یک اشقیاءدر فراز ماقبل آخر زیارت ،دوباره شاهد بیان لعن و نفرین به ظالمین نسبت به امام حسین (ع) کافرترین ابنا بشر ونامرد ترین سفاکان روزگار – هستیم. با این تفاوت که ،در این قسمت نام یک به یک این اشقیاء آورده شده و مورد لعن و نفرین قرار می گیرند و چه بسا اشاره مشخص به هرکدام از این ظالمان به جهت تأکید بر نقشی باشدکه هر یک از آنها در حادثه عاشورا و زمینه سازی آن بازی کرده اند .نقشی که به زشتی و پلشتی هرچه تمام تر در حافظه تاریخ برای ابد به جای ماند و صاحبان آن را سزاوار لعن و نفرین همیشگی وجدانهای بیداربشری ساخت .فلسفه تازه نگهداشتن داغ مصیبت عاشورا وشکرگزاری بر آندرواقع شهادت امام حسین(ع) ،اهل بیت ویارانش اگر چه بسیاردردناک ،دلخراش ومصیبت بار بود وبرای همیشه تاریخ جراحتی عمیق بروجدان بیدار انسانیت باقی گذاشت ولی چون در اوج شکوه وشجاعت وآزادگی وحقانیت وآگاهی اتفاق افتاد بالاتر از یک مصیبت ودرد در تاریخ شیعه زنده ماند.بنابراین غم و اندوه شیعه واقعی از مصیبت حسین (ع) ویادآوری آن همه ظلم وبیداد بر فرزند رسول خدا (ص)و اهل بیت و یارانش ،سوای غم و تأسف دیگر افراد بر این حادثه غمبار است .چراکه درک شیعه واقعی از حادثه عاشورا ازجنس دیگری است . شیعه واقعی در مکتب ادب و اخلاق و عرفان امام حسین (ع) رشد می کند و معرفت می یابد و آنگاه است که یادآوری غم و اندوه و مصیبتهای کربلا نه تنها رعب انگیز نیست و برایش سختی و اضطراب نمی آورد بلکه دلش را پراز نور و شعف ایمان می سازد و وجودش راآماده برای اینکه هر لحظه پای رفتن بر رکاب ارادت نهاده و همچون مولایش امام حسین (ع ) بی هیچ پروایی طریق حق را که از کرب و بلا می گذرد با مرکب عشق طی کند .از اینرو درفراز پایانی زیارت از خدا برای غم و اندوهمان بر این مصیبت عظیم شکر گذاری میکنیم و آن را به قول خود امامان معصوم وسیله نجات و شفاعت در نزد خدا قرار می دهیم با این عبارات که :خدایا ترا ستایش میکنم بستایش شکر گذاران تو؛ برغم اندوهی که بمن در مصیبت رسید. سپاس خدا را، بر عزاداری و اندوه و غم بزرگ من. پروردگارا شفاعت حضرت حسین را روزی که بر تو وارد میشوم نصیبم بگردان. و مرا نزد خود ثابت قدم بدار به صدق و صفا در روزی که بر تو وارد میشوم؛ با حضرت حسین و اصحابش که در راه خدا جانشان را نزد حسین فدا کردند (همنشین باشم)بنابراین فلسفه زنده نگاهداشتن این غم و اندوه و داغ عظیم در دلها و قرنها عزاداری ، یادآوری مدام این حقیقت است که ؛ برای شیعه واقعی بودن باید همواره با عاشورا و امام حسین (ع) پیوند ناگسستنی داشت و پیام قیام آن بزرگوار که همانا بندگی خالصانه خداست را با ظلم ستیزی و حق طلبی هم در باور و هم در عمل محقق ساخت .6-بیان آرزو و طلب شفاعتو آخرین مضمون زیارت ، دعا و بیان این آرزوست که منتهای آمال یک شیعه است : ((خدایا روزیم گردان شفاعت امام حسین (ع) در روز ورود (به صحرای قیامت ) و ثابت بدار گام راستیم را در نزد خودت با حسین علیه السلام و یاران حسین آنانکه بی دریغ دادند جان خود را در راه حسین علیه السلام)) . بااین نگاه که حسین یک اخلاص مطلق در راه یک معبود مقدس و بی انتهاست .اخلاصی که با آتش عشق و ایمان در می آمیزد و در رضایت پروردگارش فانی می گردد ، هرکس با او پیوند بخورد و ازشفاعتش بهره مند شود بی تردید به این مقام فنا ی فی الله خواهد رسید . چراکه حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات است و هر در راه مانده و گمگشته ای را هدایت کرده و پناه می دهد و از طوفانهای سهمگین ضلالت عبور داده و به سلامت به ساحل نجات می رساند.بنابراین در پایان زیارت این معنا قابل درک است که ؛شیعه واقعی با سلام و تسلیم در مقابل مولا و امامش پای در راه می نهد و با درک و شناخت وجود امام به عنوان آیینه ای حق نما رسیدن به مقام فنا فی الله و قرب الهی را برای خویش میسر می سازد و بدیهی است که می بایست در این راه آماده باشد، همچون مولایش حسین (ع) همه هستی اش را نثار کند . ---------------------------منابع مقاله نگاه تحليلي به محتواي زيارت عاشورا- نسيم کاهيرده---------------------------
ادامه مطلب
[ جمعه 21 آذر 1393  ] [ 10:31 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
ادامه مضامين کليدي زيارت عاشورا که درچند عنوان کلي تقسيم بندي گرديده است :4-بشارت بر خونخواهيدر ادامه متن زيارت نامه ، بشارت داده مي شود که خداوندازخون پاک امام حسين (ع) و پدر بزرگوار ايشان، که به ناحق ريخته شده است دادخواهي مي نمايد:السلام عليک يا ثارالله وابن ثاره( ثارالله يعني (طلب دمه الله)) کسي که طالب خون او خداست و انتقام از قاتلين او را خداوند خواهد گرفت چون خون حسين در راه خدا و براي حفظ قرآن و تماميت اسلام ريخته شده و خالصاً و مخلصاًلله بوده است و در نهايت درجه اخلاص با تمام وجود براي خداوند بوده است. لذا اين خون و اين شهيدان خدائي هستند.بنابراين انتقام آن نيز بايد از طرف خداوند باشد ، يا اينکه چون امام حسين ـ عليه السّلام ـ حجت خداوند بر زمين و ولي مطلق حق بود و مردم او را کشتند و زمين را از حجت حق خالي کردند بنابراين خداوند انتقام حجتش را از قاتلين او خواهد گرفت.)).در حقيقت قول خدا مؤيد سير طبيعي حرکت تاريخ رو به سوي انتقام از قاتلان امام حسين (ع) و اهل بيت (ع) و تمامي طاغوتها و ظالمان است که آنهم مبتني بر دعوت انسانها به خونخواهي از مظلومان و حق طلبان است تا آخر الزمان و اين فلسفه فهم مکتب شيعه است چون ((شيعه چون پرنده اي بلند پرواز است که با دوبال شهادت و انتظار پرواز مي کند.))از اينرو بر اين حقيقت تأکيد مي شود که اگر چه امام حسين (ع) و يارانش در عاشورا درمصافي نابرابر، ناجوانمردانه کشته شده اند ولي خون آنها بهايي بوده است که مي بايست پرداخته مي شد تا پرچم اسلام راستين برافراشته بماند .چراکه شهادت آنان بهترين گواهي دهنده جهل و ظلمت حاکم برزمانه آنها و سلاحي آگاهي بخش، وانتخابي آگاهانه بوده است .اين خون بهاء داغي بر دلها نهاد که تا به امروز همچنان تازه است و از اينروست که بعد ازگذشت قرن ها ازقيام کربلا در هر زمان و هر مکان ميان حق و باطل هرمصاف و رويارويي اتفاق افتاده است گفتمان امام حسين (ع) و عاشورا برجسته ترين و زنده ترين پيام آن بوده است .لعن و نفرين وتبري از ظالمان و تجاوزگران به حريم امامتبعد از فرستادن سلام ها و تحيات به محضر پاک و قدسي امام، در فراز ديگري از زيارت شاهد مضمون لعن و نفرين و ابراز نفرت و انزجار از مسببين و زمينه سازان ظلم و ستم به امام ،ياران و اهل بيت ايشان هستيم يعني در کنار تولي به امام به تبري از تجاوزگران به حريم امامت خوانده مي شويم با اين عبارات :خدا لعنت کند آن امتي که شما را کشتند و خدا لعنت کند آن مردمي را که از امراي ظلم و جور براي قتال با شما اطاعت کردند. من به سوي خدا و به سوي شما از آن ظالمان و شيعيان آنها و پيروان و دوستانشان بيزاري مي جويم البته نه فقط تولي و تبري به لسان ،بلکه در عمل ؛ يعني درون را از تمايلات و گرايشات به هر چه غير از حق است پاک سازيم و از معاصي دوري کنيم تا دلمان خانه پاکيها و ولاي امام گردد. چنانچه مي خوانيم :(( اي ابا عبد اللَّه من تا قيامت سلم و صلحم با هر که با شما صلح است و در جنگ و جهادم با هر که با شما در جنگ است. )) بنابراين عبارت شيعه با کساني در صلح و صفاست که با امام و يارانش در صلح و صفايند و با معاندان ايشان، در ستيز است و با تکرار اين عبارت در زيارت عاشورا هر بار به خود و ديگران اين حقيقت را ياد آور مي شود که " کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا " چه اين تقابل حق و باطل و حسيني و يزيدي بودن تا قيامت ادامه دارد و لشکريان حق و باطل دراعصار و قرون مختلف مي آيند ومي روند و نقش خود را درصحنه تاريخ به نمايش مي گذارند .دوستي و معرفت امام شاه بال صعود به مقام محموددر فرازي ديگر از زيارت ،ضرورت دوستي و محبت نسبت به اباعبدالله و اعلام بيزاري از دشمنان ايشان به عنوان راه عزت يافتن و وجيه و آبرومند شدن در دو عالم تبيين شده و همچنين معرفت يافتن به مقام امام راهي براي کرامت يافتن و گرامي شدن نزد پروردگار معرفي مي شود . چنانچه در اين عبارت مشاهده مي کنيم : از خدا درخواست ميکنم که به مقام محمودي که خاص شما است مرا برساند.و من الليل فتهجـد به نافلـة لک عسي أن يبعثک ربک مقاما محمودا." (اسراء/79) "و پاره اي از شب را به راز و نياز با خداوند بيدار باش، تا خداوند تو را به جايگاهي ستوده برانگيزد." با استناد به قرآن کريم؛ وصول به مقام رفيع "محمود" نزد پروردگار، از طريق تهجد امکان پذير است. به تعبير زيارت عاشورا؛ وصول به اين مقام "محمود"، در پيروي و احياي مکتب حسيني است)) و زماني که رسيدن به اين مقام براي کسي محقق شود مي تواند اميدوار باشد و مسئلت کند که خداوند در رکاب امام زمان بودن و خونخواهي امام حسين (ع) را روزيش کند آنچنانچه که در متن با اين عبارت بيان شده است : و روزيم کند خونخواهي شما را با امام راهنماي آشکار گوياي (به حق) که از شما (خاندان ) است.زيارت عاشورا ---------------------------منابع مقاله نگاه تحليلي به محتواي زيارت عاشورا- نسيم کاهيرده---------------------------
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 19 آذر 1393  ] [ 06:49 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات :  ::      1   2  

درباره وبلاگ

خداکند که رضایم فقط رضای تو باشد/ هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد
نويسندگان