نیاز من طلبه
کرسنت چیست ؟؟ سال‌هاست که هر از گاهی کلمه «کرسنت» در گوشه و کنار رسانه‌های ایرانی خودنمایی می‌کند ولی عموم مردم اطلاع چندانی از آن ندارند و از یکدیگر می‌پرسند که این عبارت چه معنایی دارد؟!! شاید علت اصلی این بی اطلاعی عمومی نیز مقامات وزارت نفت باشند تا آنجا که اخیرا شورای عالی امنیت ملی بخشنامه ای صادر کرده مبنی بر '' لزوم سکوت رسانه‌ها درباره این مساله'' اما واقعا ماجرای کرسنت چیست؟! به صورت خیلی ساده... قرارداد «کرسنت» یک قرارداد فروش نفت و گاز ایران به یک شرکت اماراتی است که در اواخر دولت سید محمد خاتمی و توسط وزیر نفت او یعنی همین مهندس زنگنه که اکنون نیز مجددا وزیر شده است امضا شده. مشکل این قرارداد این بود که محصولات را به بهای بسیار اندک و با شرایطی کاملا یکطرفه و به نفع طرف مقابل باید به فروش می رساندیم. پس از مدتی مشخص شد علت اصلی امضای این قرارداد ننگین و یکطرفه، فساد مالی برخی از مدیران و مسئولین نفتی و رشوه‌ای است که از طرف اماراتی این قرارداد گرفته‌ شده است. مفاد اصلی این قرارداد به شرح زیر است: مدت قرارداد 25 سال بین ایران و امارات (به عبارتی دقیق‌تر بین شرکت ملی نفت ایران و شرکت نفت کرسنت امارات است در دو مرحله: مرحله اول 7 سال و مرحله دوم 18 سال) و فروش نفت و گاز جمهوری اسلامی ایران با شرایط زیر صورت خواهد گرفت: - در 7 سال ابتدایی قرارداد قیمت هر بشکه نفت 18 دلار - در 18 سال باقیمانده قیمت هر بشکه نفت 40 دلار که در این زمانها امکان افزایش قیمت ها وجود ندارد!!! این در حالی است که امروز قیمت هر بشکه نفت نزدیک به 100 دلار است یعنی حدود 5.5 برابر قیمت مندرج در قرارداد !!!!!!! و این یعنی یک ضرر هنگفت به اقتصاد ملی در این زمینه پای برخی از مدیران نفتی دوره آقای زنگنه در میان است و همچنین آقازاده مشهور ''مهدی هاشمی رفسنجانی'' و دوست عزیز او یعنی «عباس یزدان پناه یزدی» که البته به طور کلی این دو نفر معروفترین دلالان نفتی دوره مدیریت زنگنه نیز به شمار می رفتند. جمهوری اسلامی ایران با اطلاع از این موضوع و پس از رسانه ای شدن جزئیات این قرار داد توسط روزنامه «کیهان»، در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در دادگاه بین المللی لاهه طرح دعوای حقوقی کرد که این قرارداد یکطرفه است و با فساد مالی و تبانی امضا شده و ما بر این اساس گاز نمی فروشیم. با روی کار آمدن دولت نهم و بر طبق دستور دیوان محاسبات کشور، این قرارداد از طرف ایران به صورت یک طرفه نادیده گرفته شد و تحویل نفت و گاز به طرف اماراتی متوقف گردید. در نتیجه شرکت کرسنت امارات نیز از ایران شکایت کرد. در دولت قبلی دو بار دادگاه لاهه برگزار شده است و جمهوری اسلامی ایران در هر دو دور اولیه موفق به اثبات فساد در پرونده کرسنت شده است. مساله اصلی اینجاست که اگر در دومین دور دادگاه نیز فساد مالی امضا کنندگان این قرارداد اثبات شود، دادگاه لاهه به نفع ایران و به ضرر طرف اماراتی حکم می دهد. با این حال، بخش اول از دومین مرحله از این دادگاه بین‌المللی همزمان بود با برنده شدن آقای دکتر حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری و متعاقبا معرفی مجدد آقای بیژن نامدار زنگنه در مجلس به عنوان وزیر نفت دولت یازدهم!!! نهایتا با کسب رای اعتماد وی و مجددا در دست گرفتن امور وزارت نفت توسط تیم قبلی، طرف اماراتی این بهانه را به دست آورده است که ''ادعای فساد و تبانی در عقد قرارداد دروغ است'' چرا که امضا کنندگان و مجریان وقت قرارداد کرسنت اکنون مدیران نفتی ایران هستند و در کشور خود و حتی مجلس شورای کشور خود نیز محکوم نشده اند. بر این اساس اگر ادعای حقوقی طرف مقابل یعنی اماراتی‌ها پیروز شود، جمهوری اسلامی ایران نه تنها باید به قیمت فاجعه باری گاز بفروشد؛ بلکه باید میلیاردها دلار بابت غرامت عدم اجرای توافقنامه هم به طرف مقابل بپردازد!!!!! رقمی که تخمین زده می‌شود تا 30 میلیارد دلار نیز برآورد شده است؛ یعنی چند برابر پولی که دولت یازدهم پس از مذاکرات ژنو و با تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان دریافت کرده است. اکنون، دولت و شخص رئیس‌ جمهور دو راه دارند: 1- یا باید بپذیرد مدیران نفتی فعلی‌اش در ماجرای قرارداد کرسنت فساد کرده اند و آنها را برکنار کند و بر همین مبنا در دیوان لاهه دعوی خود را ادامه دهد. 2- یا اینکه زیر بار پذیرش فساد یک آقازاده و مدیرانش نرود و نزدیک 30 میلیارد دلار به کشور ضرر بزند و البته متعاقب آن استیضاح قطعی زنگنه و افتادن او از وزارت نفت را به جان بخرد. فرصت ارائه لایحه به دیوان بین‌المللی لاهه تا چند وقت دیگر به پایان می‌رسد و دولت فعلا امروز و فردا می‌کند!!! به نظر می‌رسد که یکی از مهمترین چالش‌های پیش روی دولت در ماه‌های آینده را باید ماجرای کرسنت دانست که می تواند مبدا خیلی از اتفاقات باشد. البته جالب اینجاست که امضا کننده اصلی قرارداد کرسنت، جزو اولین افرادی بود که آقای زنگنه به سمت مدیرعامل شرکت ملی نفت منصوب کرد. اکنون شاید بهتر بتوان علت نگرانی برخی مسئولان دولتی از فعالیت رسانه‌ای حول پرونده کرسنت را درک کرد!
ادامه مطلب
[ شنبه 22 شهریور 1393  ] [ 04:45 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
نگاهی به حاشیه‎سازی‎های پیرامون دادگاه مهدی هاشمی/ «هیاهو»ی مهدی هاشمی و وکلایش در حاشیه دادگاه نشانه هراس از چیست!؟ علی نادری، رجانیوز: «راهبرد هیاهو» شاید بهترین تعبیری باشد که بتوان برای شیوه تبلیغاتی این روزهای مهدی هاشمی و وکلایش پیرامون پرونده قطوری که از اتهامات اقتصادی و امنیتی برای او در دادگاه تشکیل شده انتخاب کرد. مهدی هاشمی، برادران و خواهران و وکلایش پیش از هر 6 جلسه دادگاه تلاش کرده‌اند با اظهاراتی جنجالی و البته تهاجمی، رسانه‌ها را به خود مشغول کنند. پرونده را سیاسی اعلام می‌کنند، خبر از شکایت علیه رسانه‌های پیگیر اخبار دادگاه می‌دهند، صدا و سیما را درغگو خطاب می‌کنند و این اواخر هم کار را به بی‎اعتبار خواندن کیفرخواست قطور مهدی کشانده‌اند. سید وحید ابوالمعالی، یکی از وکلای مهدی هاشمی پس از پایان دادگاه او گفته است «این کیفر خواست هیچ اساسی ندارد و در موردش کسانی باید نظر دهند که علوم سیاسی خوانده‌اند از نظر بنده این کیفرخواست بی‌اعتبارترین کیفرخواستی است که دیده‌ام.» وکلای مهدی فایل‌های منتشر شده از وی در فضای مجازی که حاصل گفتگوهای او با عناصر ضد انقلاب در مدت اقامت سه ساله‌اش در انگلیس است را نیز ساخته و پرداخته سرویس‌های خارجی معرفی می‌کنند و بعبارت دقیقتر، زیر همه اتهامات مطروحه علیه مهدی هاشمی می‌زنند. اما واقعا پشت صحنه این همه «هیاهو» چه واقعیتی نهفته است که مهدی هاشمی و وکلایش از روبرو شدن با آن هراس دارند؟ آیا این «هیاهو» نسبتی با آرامش مورد انتظار از یک بی‎گناه که بی سبب به دادگاه کشیده شده است دارد و آیا موید بی‎گناهی و مبری بود مهدی از اتهاماتش است و یا اینکه از یک هراس درونی حکایت می‎کند!؟ آنچنانکه مهدی هاشمی گفته است، این پرونده قطور قرار است به اتهاماتی که بعضا قدمتی بیست ساله دارند بپردازد، و شاید همین قدمت اتهامات انباشته شده و نتیجه‌ای که ممکن است از رسیدگی به این پرونده دامان او را بگیرد، مهمترین عامل هراس هاشمی و تیم پیرامونی‎اش باشد. هر چند رسیدگی به این پرونده با هزار بهانه و مانع تراشی به تعویق افتاد، تحقیقات و کیفرخواست تجدید شد، و حتی قاضی پرونده تغییر کرد ، اما نکته مهم آن است که دستگاه قضایی کشور سرانجام دادگاه مهدی هاشمی را برگزار کرده است، از این دادگاه شش جلسه برگزار شده و پیش بینی می شود حداقل شش جلسه دیگر نیز برگزار شود. این اتفاق یعنی یک پیام مهم برای مهدی و خانواده‌اش. این پیام که نظام تصمیم خود را برای رسیدگی به پرونده او، باوجود حاشیه امن پرقدرتی که حمایتش می‌کند گرفته است و شاید همین واقعیت است که موجب هراس این تیم شده است. مهدی هاشمی بهتر از هر شخص و نهاد و ارگانی از محتوای پرونده‌اش با خبر است و می‌داند که چه کرده است و چه نکرده است و می‌داند که اگر قرار باشد بابت آنچه انجام داده مجازات شود، چه مجازاتی در انتظار او خواهد بود، پس طبیعی است که نگران باشد، بهراسد و در حاشیه دادگاهش «هیاهو» به راه بیاندازد. ما در مقام دادگاه و قاضی پرونده نیستیم اما آنچنانکه حمید رسایی استدلال کرده، پرونده مهدی هاشمی اگر سنگین‌تر از پرونده مه‌آفرید نباشد، قطعا کم وزن‌تر از آن پرونده نخواهد بود و منطقی است که مجازاتی در حد مجازات پرونده مه‌آفرید برای هاشمی انتظار داشت. به نظر می‌رسد اتفاقا باید این «هیاهو» را به فال نیک گرفت. همین تلاش‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی نشان می‌دهد مسیر دادگاه در همان مسیری که باید پیش برود، پیش رفته است وگرنه آنرا که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است!؟ باید به دادگاه فرصت داد، به قاضی پرونده کمک کرد و شرایط را برای صدور یکی از دشوارترین رای‎های دستگاه قضایی کشور فراهم کرد، چرا که آنچنانکه از واکنش مهدی و تیم تبلیغاتی و حقوقی‎اش بر می‎آید، دادگاه خیلی جدی‎تر از آن چیزی است که تصورش را می‎کرده‎اند. این را می‎توان از رفت و آمدهای گاه و بی‎گاه مهدی هاشمی به دادگاه انقلاب غیر از زمان دادرسی و یا خروج از دادگاه 5 یا 6 ساعت پس از پایان جلسات دادرسی فهمید
ادامه مطلب
[ جمعه 21 شهریور 1393  ] [ 03:59 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
●الگوی مناسب برای جلوگیری از شایعه سازی برای رهبر انقلاب: تریبون مستضعفین – علی الفت پور شاید یکی از موضوعات درس آموز در سال ۸۵، فضاسازی رسانه های بیگانه درباره فوت مقام معظم رهبری بود. این شایعات در زمان امام (ره) هم منتشر می‌شد. رسانه‌های بیگانه اعلام کردند که مقام معظم رهبری فوت کرده‌اند و رسانه‌ها در ایران اعلام نمی کردند. ماجرا از گزارش مایکل لدین در دی ماه ۸۵ آغاز شد. مایکل لدین، یهودی و یکی از تحلیل‌گران ارشد انستیتوی اینترپرایز آمریکاست که به نومحافظه‌کاران وابسته است و شغل‌های حساسی مانند مشاور امنیتی دولت آمریکا را هم در پرونده کاری خود دارد. گزارش مایکل لدین شروعش این بود: ««به نظر می‌رسد که در واقع (آیت‌الله) خامنه‌ای فوت کرده و یا در حال فوت است و نظام ایران تلاش دارد ارزیابی کند اگر این خبر اعلام شود، چه اتفاق و واکنشی خواهد داشت و واکنش مردم چه خواهد بود. تازه‌ترین گزارش‌های پزشکی نشان می‌دهند که وقتی او (حضرت آیت الله خامنه ای) هفته گذشته از بیمارستان مرخص شد، دچار گردش‌ خون نامناسب، ضربان قلب ضعیف، فشار خون بالا و نارسایی شنوایی است و تقریباً بینایی در یکی از چشمان خود را از دست داده و از درد شدید کمر رنج می‌برد. ظاهراً نمی‌تواند به تنهایی از روی صندلی یا تخت خویش برخیزد. همه این عوارض ناشی از سرطانی است که او به آن مبتلا است. با این حال به پزشکان خود گفته است که تا زمانی که آمریکایی‌ها از منطقه خارج نشده‌اند و در لبنان، جمهوری اسلامی اعلام نشده باشد،زنده خواهد ماند.» سال ۲۰۰۳، لدین با گروهی دیگر از محافظه‌کاران، ائتلاف برای دمکراسی در ایران را (CDI) که با هدف تغییر رژیم در ایران است پایه‌گذاری کرد و موتور محرکه نومحافظه‌کاران در عملیات نظامی و انجام آن به شمار می‌رود. کتاب سال ۱۹۹۶ او «چگونه آمریکا یک انقلاب دمکراتیک جهانی را رهبری کند؟» یک فکر نو از نومحافظه‌کاران آمریکایی را پایه‌ریزی کرد. سیاست صحیح رسانه ای درباره رهبر انقلاب امروز حربه را از دست رسانه های خارجی گرفت. با تدبری که اندیشیده شد و با مصاحبه هایی که صورت گرفت جلوی ایجاد یک بلوای رسانه ای گرفته شد. در بسیاری از موارد مشابه نیز می­توان یا اتخاذ چنین راهکاری جلوی اتفاقات مشابه سال ۸۵ را گرفت.
ادامه مطلب
[ جمعه 21 شهریور 1393  ] [ 03:54 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
«مذاکره‌‌ با آمریکا» در رفع تحریم فایده‌‌‌ای نداشت

۵۵ مورد تحریم هسته‌ای پس از توافق ژنو توسط آمریکا

 

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif رهبر انقلاب در دیدار اخیر خود با مسئولان وزارت امور خارجه و سفرا و رؤسای نمایندگی‌های ایران در خارج از کشور فرمودند: «در یک سال اخیر به‌خاطر مسائل حساس هسته‌ای و تجربه‌ای که مطرح شد انجام بشود، بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماس‌ها، نشست‌ها و مذاکراتی داشته باشند... اما در مجموع معلوم شد مذاکره برخلاف تصورات برخی‌ها، به هیچ چیز کمک نمی‌کند... آمریکایی‌ها نه‌تنها دشمنی‌ها را کم نکردند بلکه تحریم‌ها را هم افزایش دادند! البته می‌گویند این تحریم‌ها، جدید نیست اما در واقع جدید است و مذاکره در زمینه‌ی تحریم هم، فایده‌ای نداشته است.» این گزارش به فهرست اقدامات آمریکا در وضع تحریم علیه ایران پس از آذرماه ۹۲ پرداخته است:

۳ آذر ۹۲ ایران و گروه ۱+۵، توافقنامه‌ی ژنو را به امضا رساندند و هر یک از دو طرف در ازای امتیازاتی که از طرف مقابل دریافت کردند، متعهد به انجام برخی تعهدات شدند که یکی از چالشی‌ترین این موارد، بحث خودداری از اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران بود. در مذاکرات ژنو این بندها مورد توافق قرار گرفته است:
- «هیچ تحریم جدیدی از طرف شورای امنیت سازمان ملل بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران وضع نمی‌شود.»

- «هیچ تحریم جدیدی از طرف اتحادیه‌ی اروپا بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران وضع نمی‌شود.»

- «دولت آمریکا، با همکاری مستمر و ایفای نقش متناسب رئیس جمهور و کنگره، مانع اعمال تحریم‌های جدید علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران خواهد شد.»

همچنین در مقدمه‌ی توافق ژنو یا همان «برنامه‌ی اقدام مشترک» نیز تصریح شده است:
«در طول این مدت همه‌ی طرف‌های ماجرا تلاش خواهند کرد تا فضای سازنده برای انجام مذاکرات با حسن‌نیت، پابرجا باقی بماند.»
 
فیلم: برکت مذاکره
نکته‌ی اصلی این‌جاست که در توافق ژنو برای راستی‌آزمایی این‌که ایران به تعهدات خود عمل کرده یا نه؛ مسئول آن تعیین شده و آژانس قرار است این کار را انجام دهد و این نهاد نیز تاکنون در دو گزارش رسمی خود تأیید کرده که ایران بند به بند تعهدات خود در ژنو را انجام داده است و حتی وزارت خارجه‌ی آمریکا نیز هفته‌ی گذشته در گزارشی همین موضوع را اعلام کرد.

با این حال، عملکرد آمریکا طی هشت ماه سپری‌شده از توافق ژنو، نشان می‌دهد برخلاف ادعاهایی که مطرح می‌شود ماشین تحریم آمریکا علیه ایران متوقف نشده است. بر اساس بررسی‌های انجام‌شده به‌ویژه بر پایه‌ی گزارش وزارت خزانه‌داری آمریکا در طی حدود هشت ماه پس از توافق ژنو بیش از ۵۵ مورد تحریم جدید از سوی آمریکا علیه شرکت‌ها، بانک‌ها و افراد با ادعای ارتباط با برنامه‌ی هسته‌ای ایران یا مسائل حقوق بشر و تروریسم اعمال شده است. البته این تعداد شامل موارد جزئی نیست که قطعاً تعداد این تحریم‌ها را افزایش خواهد داد. همچنین اتحادیه اروپا نیز ۱۷ شرکت و فرد را در ارتباط با ایران تحریم کرد. این اتحادیه در تاریخ هشت آذر ۹۲، «شرکت مدیریت ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای ایران» و ۱۶ شرکت کشتیرانی را با ادعای حمایت از برنامه‌ی هسته‌ای و دور زدن تحریم‌ها، تحریم کرد.

* اعتراض روسیه به تحریم‌های آمریکا
در زمستان ۹۲ و دو ماه پس از اعمال گسترده‌ی تحریم‌های جدید علیه ایران، تیم هسته‌ای کشورمان مذاکرات کارشناسی وین را در اعتراض به رفتار آمریکایی‌ها ترک کرد. تحریم‌های جدید حتی با واکنش وزارت خارجه‌ی روسیه مواجه شد و این وزارت‌خانه با صدور بیانیه‌ای، تحریم‌های جدید را «نقض مستقیم توافقنامه‌ی ژنو» و نیز «نقض قوانین بین‌المللی» خواند. تحت چنین شرایطی است که حتی مقامات آمریکایی اذعان می‌کنند توافق ژنو دستاورد مهمی برای اقتصاد ایران نداشته است.

* گزارش معاون خزانه‌داری آمریکا درباره تحریم‌های ایران
دیوید کوهن، معاون وزارت خزانه‌داری آمریکا که مسئول مستقیم تحریم‌های ایران در این وزارتخانه است، همین ماه در جمع نمایندگان کنگره گفت: «بسته‌ی کاهش تحریم در توافق موقت ژنو به اقتصاد ایران کمکی نکرده است.» وی افزود: «ما سال گذشته زمانی که برنامه‌ی اقدام مشترک را اعلام کردیم، گفتیم که انتظار نداریم بسته‌ی کاهش تحریم‌ها در توافق ژنو اقتصاد ایران را بهبود بخشد، و این بسته این کار را نکرده است.» کوهن ادامه داد: «شرکت‌ها دلایل خوبی برای تردید در زمینه‌ی تجارت با ایران دارند. عمده‌ی تحریم‌ها پابرجا هستند و ما قویاً قصد داریم که به اجرای تحریم‌های سخت ادامه دهیم.» کوهن به سناتورها اطمینان داد که: «معتقدیم منابع لازم برای تضمین این‌که تحریم‌ها به شیوه‌ی مؤثر اجرا می‌شوند را در اختیار داریم و تحریم‌ها را ادامه خواهیم داد.»

* درآمد ۱۵/۵ میلیارد دلاری آمریکا از جریمه چند بانک به بهانه نقض تحریم
با این حال، اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه ایران در سال‌های اخیر منافع بسیاری برای آمریکا داشته است. یکی از مهم‌ترین جریمه‌هایی که اخیراً رسانه‌ای شد، جریمه‌ی ۹ میلیارد دلاری بانک «بی. ان. پی. پاریباس» فرانسه بود که حتی صدای فرانسوا اولاند رئیس جمهور و لوران فابیوس وزیر خارجه‌ی این کشور را هم درآورد. به‌دنبال جریمه‌ی بانک بی ان پی پاریباس، آسوشیتدپرس طی گزارشی به نحوه‌ی هزینه کردن جریمه‌ی بی‌سابقه‌ی این بانک پرداخت و نوشت، ایالت نیویورک نزدیک به ۳.۳ میلیارد دلار از این رقم را دریافت خواهد کرد. بر اساس این گزارش، فرماندار ایالت نیویورک قصد دارد این مبلغ را به بودجه‌ی سالانه‌ی این ایالت اضافه کند. این رقم بیش از کل بودجه‌ی سالانه زندان‌ها یا برنامه‌های رفاهی کودکان ایالت نیویورک است.

البته این جرایم فقط به این بانک محدود نیست. به گزارش نیویورک تایمز، صرف‌نظر از تمامی اثراتی که این جریمه‌ها و اقرارها می‌تواند برای بانک‌ها و مؤسسات مالی در بر داشته باشد و حتی موجب متضرر شدن مشتریان شود، نکته‌ی جالب توجه درآمدزایی هنگفت واشنگتن از این جریمه‌ها است. نیویورک تایمز نوشته که با یک جمع ساده از مبالغی که تنها برای برخی بانک‌ها ذکر شده است، به رقم ۵.۶ میلیارد دلار می‌رسیم که با اضافه شدن مبلغ جریمه‌ی بی ان پی پاریباس این رقم به ۱۵.۴ میلیارد دلار می رسد.

 

http://farsi.khamenei.ir/others-report?id=27206

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 3 شهریور 1393  ] [ 12:38 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
30جمله کوتاه از سخنان مقام معظم رهبری در خصوص جنگ نرم : ۱-در این جنگ نرم ، شما جوانهای دانشجو ، افسران جوان این جبهه اید. 2-شرط اصلی فعالیت درست شما در این جبهه ی جنگ نرم ، یکی اش نگاه خوشبینانه وامیدوارانه است . ۳-خط اغفال به خصوص خواص و نخبگان از تاثیر دشمن ، یکی از خطوط القائی و تبلیغاتی دشمن است. ۴-در میدان تنظیم شده ی از سوی دشمن بازی نکنید.... چون چه ببرید ، چه ببازید ، به نفع اوست. ۵-امروز اولویت اصلی کشور مقابله با جنگ نرم دشمن است. ۶-در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود . ۷-جنگ نرم، صحنه رویارویی دروغ های بزرگ باواقعیت های تردید ناپذیراست . ۸-دراین جنگ نرم،کافی است هواداران جبهه حق بیدار باشند و بیکار ننشینند چراکه زبان حق همیشه مؤثرتر از زبان باطل است. ۹-فرهنگ یک سیستم است و دارای انواع و اجزائی است و مهندسی فرهنگ به عنوان یک مهندسی سیستم باید انجام پذیرد . ۱۰- فرهنگ یک جامعه، اساس هویت آن جامعه است . ۱۱-جنگ نرم یعنى ایجاد تردید در دلها و ذهنهاى مردم . ۱۲-یکى از ابزارها در جنگ نرم این است که مردم را در یک جامعه نسبت به یکدیگر بدبین کنند. ۱۳-در جنگ روانى و آنچه که امروز به او جنگ نرم گفته میشود در دنیا، دشمن به سراغ سنگرهاى معنوى مى‌‌آید که آنها را منهدم کند؛ ۱۴-مؤثرترین سلاح بین‌‌المللى علیه دشمنان و مخالفین، سلاح تبلیغات است؛ ۱۵-من برنامه های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می کنم اول: جنگ روانی، دوم جنگ اقتصادی و سوم: مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی. ۱۶-کسانی که نسبت به مسائل فرهنگی حساسیت داشته باشند، متوجه مسأله تهاجم فرهنگی خواهند شد. ۱۷-کار فرهنگی در ایران اسلامی مسأله ای است که نمی توان لحظه ای از آن غفلت کرد. ۱۸-مقابله آمریکا با جمهوری اسلامی ایران عملاً در استمرار جنگ روانی با نظام و ملت ایران، معنا پیدا می کند. ۱۹-دشمنان جمهوری اسلامی ایران باورهای سیاسی و دینی و نیز عادات حسنه ملت ما را با تکیه بر ابزارهای فرهنگی هدف گیری کرده اند. ۲۰-اکنون فرهنگ اسلام ناب که انقلاب اسلامی براساس آن بنیان نهاده شده است، دقیقاً هدف تهاجم دشمنان اسلام قرار دارد. ۲۱-برای مقابله اصولی و برنامه ریزی شده با این تهاجم دشمن، لازم است مدیریت متمرکز و هدایت کننده ای در امور فرهنگی به وجود آید. ۲۲-شیعه باید مدرن ترین شیوه های تبلیغ را برای رساندن پیام حق خود به دیگران مورد استفاده قرار دهد. ۲۳-هدف از عملیات روانی دشمن، تضعیف روحیه ملت ایران و نشانه ای از استیصال دولتمردان آمریکایی است. ۲۴-شکی نیست که امروز امواج تبلیغاتی پیچیده و درهم تنیده ی عالم، علیه اسلام متمرکز شده است. ۲۵-گستره تهاجم فرهنگیِ جبهه استکبار، همه کشورهای دنیا است اما در این تهاجم مهمترین هدف نظام جمهوری اسلامی است. ۲۶-در تهاجم فرهنگی، هدف، ریشه کن کردن فرهنگ ملّی و از بین بردن آن است . ۲۷-تهاجم فرهنگی انجام می گیرد تا فرهنگ خودی را ریشه کن کند . ۲۸-فرهنگ مایه اصلی هویت ملت هاست . ۲۹-فرهنگ یک ملت است که می تواند آن ملت را پیشرفته، عزیز، توانا، عالم، فناور، نوآور و دارای آبروی جهانی کند. ۳۰-در تهاجم معنوی ، تهاجم فرهنگی ، تهاجم نرم، شما دشمن را در مقابل چشمتان نمی بینید هوشیاری لازم است .(مدافع حریم ولایت عمار)
ادامه مطلب
[ شنبه 31 خرداد 1393  ] [ 08:09 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
🍃افزایش انتقادات مراجع عظام به فیلم روز رستاخیز: موج انتقادات واعتراضات به قداست زدایی و تحریف های صورت گرفته در فیلم روز رستاخیر ازسوی علما، مداحان وجامعه مذهبی کشور در حال افزایش است، دراین فیلم مذهبی- تاریخی که مربوط به مقطع زمانی مرگ معاویه تا قیام امام حسین(ع) است، ضمن تحریف هایی که درمورد واقعه عاشورا صورت گرفته، چهره حضرت ابوالفضل عباس(ع)،حضرت علی اکبر و حضرت قاسم در آن به نمایش درآمده است این درحالی است که براساس نظرعموم مراجع عظام نشان دادن تصویر ذوات مقدسه در فیلمهاجایز نبوده و پیش از این نیز باانتقادات آیت الله وحید خراسانی، چهره حضرت ابوالفضل عباس ازسکانس های سریال مختارنامه حذف وپس ازسانسورهای انجام شده،مختارمجوز پخش گرفت. اما در حال حاضر و بااکران فیلم روز رستاخیز درجشنواره فیلم فجرنه تنها چهره حضرت ابوالفضل(ع) به نمایش درآمده بلکه قصه این فیلم که تحریفات تاریخی ومذهبی بسیاری درآن دیده می شود بیشترین جوایزرا در سی ودومین جشنواره فیلم فجرازآن خود کرد. نمایش این فیلم ازسوی مراجع بسیاری از جمله آیت الله محمدعلوی گرگانی، آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله وحید ... مورد نقد قرارگرفته وحتی آیت الله وحید دیدن این فیلم را برای مقلدینش حرام اعلام کرد. درهمین راستا،دفترآیت الله مکارم شیرازی با ارسال نامه‌ای به رئیس سازمان سینمایی کشور، انتقاد خود را از نمایش فیلم رستاخیز ابراز واعلام کرد: باتوجه به شکایت عدّه قابل توجهی به دفتر معظم له درمورد که نمایش مشخص چهره حضرت قمر بنی هاشم و جمعی دیگر از شهدای کربلا (علیهم السلام) حضرت آیت الله مکارم شیرازی نمایش این فیلم را همراه با آثارنامطلوب دانسته و به برخی از وقایع تاریخی آن ایراد گرفته اند. دفترآیت الله علوی گرگانی نیز باانتشاربیانیه ای نمایش فیلم روز رستاخیز را محکوم و اعلام کرد: بر خلاف نظر عموم مراجع مبنی بر عدم جواز نشان دادن تصویر ذوات مقدسه در فیلمها در فیلم روزرستاخیزاین ذوات نشان داده شد، لذا این موضوع نوعی بی احترامی و بی توجهی به نظر دینی مراجع تقلید می باشد و باعث حرمت شکنی عظمت امامزادگان بزرگوار خواهد شد. درادامه این بیانیه ضمن اشاره به بی توجهی وزارت ارشاددرنمایش این فیلم آمده است: اینگونه رفتارها در سایه سهل انگاری وزارت ارشاد محقق شده که باعث سوء استفاده برخی فیلمسازان شده است و لذا توصیه می شود وزارت محترم ارشاد در نظارتهای خود دقت بیشتری به خرج داده و شرایط و نکات شرعی را رعایت کنند . دراین بیانیه که ازسوی دفترآیت الله علوی منتشرشده به تبعات پخش چنین فیلم هایی درجامعه نیز اشاره شده و آمده : طبیعی است عدم توجه به نصایح علما موجب کم رنگ شدن اعتماد قشر متدین به دستگاههای فرهنگی و کم رنگ شدن عظمت امامزادگان موجب توبیخ و بلکه عقاب الهی در قیامت خواهد شد وهمه مسئولین باید خود را برای جوابگویی درروز حساب آماده کنند. لازم به ذکراست دراین میان انتقادات صورت گرفته ازسوی مداحان اهل بیت درموردتحریفات وقداست زدایی ها در فیلم روزرستاخیزنیز بالاگرفته است ،حاج منصور ارضی،عبدالرضا هلالی، مجید بنی فاطمه؛حاج حسین سازور و... ازجمله مداحانی هستند که تاکنون به مضمون این فیلم سینمایی انتقاد کرده اند. حاج حسین سازور ازمنتقدین سرسخت این فیلم، ضمن اشاره به قداست زدایی های صورت گرفته در بسیاری از سکانس های فیلم روز رستاخیز،به عامدانه بودن قصورصورت گرفته ازسوی عاملان ساخت فیلم اشاره کردوگفت: این کار‌ها غافلانه نبوده است و این‌ها به خاطر اینکه جامعه دینی را در دولت جدید تست کنند و بفهمند که مردم دیندار ما نسبت به هنجار‌ها و هنجارشکنی‌هایی که به وجود می‌آید، چه عکس العملی نشان می‌دهند، دست به این کار زده‌اند. این انتقادات درحالی ازسوی مراجع عظام ومداحان دلسوز مطرح می شود که پیش از نمایش فیلم روز رستاخیزدر جشنواره فیلم فجر،اعضای هیئت دولت دریک اکران خصوصی به تماشای فیلم مذکور نشسته و پس از اکران روز رستاخیز در جشنواره و بالاگرفتن شدت انتقادات نسبت به این فیلم نیز،علی جنتی ازفیلم دفاع کرده و گفت: درروز رستاخیز نه تنها تحریفی صورت نگرفته است بلکه براساس تاریخ صحیح عاشورا تدوین شده است. درپایان خالی ازلطف نیست که نظر فیلم سازمتعهد کشورمان مرحوم رسول ملاقلی پور درباره ساخت سریالی بامضمون امام حسین اشاره کنیم که گفت: من درباره امام حسین(ع) سال هاست فیلمنامه های مختلفی را کار کرده ام اما همیشه گفته ام اگر قرار است فیلم امام حسین(ع) را من بسازم و خدای نکرده به این شخصیت و خانواده اش خدشه ای وارد شود امیدوارم دست و پایم بشکند و هرگز نروم پشت دوربین بگویم صدا،دوربین و ... چون این کارجرات می خواهد
ادامه مطلب
[ یک شنبه 27 بهمن 1392  ] [ 03:20 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]

آیت‌الله جوادی‌آملی :

‌آسیب‌های زیادی از غرب دیده‌ایم /‌ مبادا به دام آنها بیفتیم‌

‌آسیب‌های زیادی از غرب دیده‌ایم /‌ مبادا به دام آنها بیفتیم‌
 

آیت‌الله جوادی‌آملی از مراجع عظام تقلید گفت: ‌ما خطرات و آسیب‌های زیادی از غرب دیده‌ایم، ‌مبادا به دام آنها بیفتیم‌.

به گزارش راسخون به نقل از فارس، آیت‌الله جوادی‌آملی از مراجع عظام تقلید امروز در دیدار با سیدرضا صالحی‌امیری سرپرست وزارت ورزش و جوانان و هیئت همراه وی تصریح کرد: ما در حوزه ورزش و جوانان مانند سایر عرصه‌های انقلاب حرف‌های زیادی برای گفتن داریم.

وی ادامه داد: جوان نیروی آزاد شده‌ای دارد که باید تحت رهبری باشد تا هدر نرود، جوان مانند تیر تیزی است که رهبری مردان الهی و بزرگان خرد ورز می‌تواند وی را راهنمایی کند.

آیت‌الله جوادی آملی ابراز داشت: ما امروز شاهد هستیم که در بزرگترین تجمع عبادی سیاسی کشور یعنی نماز جمعه تهران چیزی حدود 10 تا 12 هزار نفر حضور می‌یابند اما تقریبا 10 برابر آن شاهد حضور جوانان در ورزشگاه برای برگزاری یک مسابقه هستیم.

وی تصریح کرد: متاسفانه در این تجمع بزرگ حتی شاهد هستیم که به موضوع مهمی مانند نماز بی‌توجهی می‌شود و حتی شاهد رد و بدل شدن انواع توهین‌ها نیز هستیم، در پایان هم که یک تیم می‌برد به انواع و اقسام امکاناتی که در دسترسی قرار دارند خسارت وارد می‌شود، این یک غده خطرناک است و باید اداره شود.

آیت‌الله جوادی‌آملی از مراجع عظام تقلید تصریح کرد: در خصوص تمام مسائل جوانان و ورزش حرف‌های زیادی برای گفتن داریم اما باید ابتدا خودمان در داخل کشور آنها را پیاده و اجرا کنیم و بعد دنیا را دعوت کنیم و بگویم این راه صحیح است.

وی تصریح کرد: ما خطرات و آسیب‌های زیادی از غرب دیده‌ایم، آنها گالیله را می سوزانند، قرآن را آتش می‌زنند،‌ تفتیش عقاید می‌کنند و دست به بسیاری کارهایی می‌زنند که همگی از بی‌عقلی و بی‌علمی است و اینگونه می‌شود که جنگ‌ جهانی اول و جنگ جهانی دوم به راه می‌افتد.

آیت‌الله جوادی‌آملی بیان داشت: در کمتر از 50 سال بین 70 تا 80 میلیون انسان را زیر خاک کردند چون بی‌علم و بی‌عقل بودند و اگر ما امروز نتوانیم آنها را اصلاح کنیم باید حداقل خودمان به عقایدمان عمل کنیم تا مبادا به دام آنها بیافتیم.

وی از وزارت ورزش و جوانان خواستار بررسی وضع موجود ورزش و جوانان کشور شد و تصریح کرد: با معیاری که از وضعیت فعلی به دست می‌آورید برای آینده به صورت کوتاه مدت و میان مدت برنامه‌ریزی کنید.

آیت‌الله جوادی‌آملی از مراجع عظام تقلید بیان داشت: اگر به مقصدی که اسلام می‌گوید بروید، به اخلاق و معنویت و روحیه پهلوانی می‌رسید ولی اگر غیر از این باشد به بیراهه می‌روید و خسارت می‌بینید.

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 8 مهر 1392  ] [ 12:27 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 2 ]
واکاوی تاکتیک «نرمش قهرمانانه» در بیان امام خامنه‌ای
واکاوی تاکتیک «نرمش قهرمانانه» در بیان امام خامنه‌ای

 

نویسنده: رضا سراج



 
بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب در خصوص رویکرد «نرمش قهرمانانه» در روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران، انعکاس وسیعی در محافل سیاسی و رسانه ای خارجی و داخلی پیدا کرد؛ به گونه‌ای که موجب تفاسیر مختلف و بعضاً متناقضی از حقیقت آن گردید. معظم‌له با اشاره به این که این رویکرد پیش از این نیز از سوی ایشان مطرح گردیده فرمودند:
«ما مخالف باحرکت‌های صحیح و منطقی دیپلماسی هم نیستیم؛ چه در عالم دیپلماسی، چه در عالمسیاست‌های داخلی. بنده معتقد به همان چیزی هستم که سال‌ها پیش اسم‌گذاری شد نرمش قهرمانانه؛ نرمش در یک جاهایی بسیار لازم است، بسیار خوب است؛ عیبی ندارد، اما این کشتی‌گیری که دارد با حریف خودش کشتی می‌گیرد و یک جاهایی به دلیل فنی، نرمشی نشانمی‌دهد، فراموش نکند که طرفش کیست؛ فراموش نکند که مشغول چه کاری است؛ این شرط اصلی است؛ بفهمند که دارند چه‌ کار می‌کنند، بدانند که با چه کسی مواجه‌اند، با چه کسی طرف‌اند، آماج حمله‌ی طرف آن‌ها کجای مسأله است؛ این را توجه داشته باشند.»[1]
با توجه به اهمیت این مسأله و لزوم تبیین و واکاوی آن، در این نوشتار خواهیم کوشید تا حقایق این مسائل روشن گردد.

1. صلح امام حسن مجتبی (علیه السلام)

برخی از محافل رسانه‌ای با مغالطه‌ای در شباهت دو عبارت عنوانی، کوشیدند تعبیر رهبر معظم انقلاب را به شرایط دوره‌ی صلح امام حسن مجتبی (علیه السلام) با معاویه مقایسه نموده و این عبارت را نشان از در پیش گرفتن رویکردی مشابه رفتار آن امام همام در ماجرای صلح از سوی نظام اسلامی تعبیر کنند.
در اینجا مغالطه‌ای که رخ داده آن است که روشن است که امام (علیه السلام) ابتداً مایل به صلح تحمیلی با معاویه نبود و شرایط خاص جبهه‌ی نیروهای حق، آن حضرت را به چنین عملی مجبور نمود. در حقیقت کوتاهی برخی از خواص امت در پیروی از امام، موجب خالی شدن جبهه‌ی آن حضرت گردید. در حالی که شرایط کشور ما به هیچ عنوان قابل مقایسه با آن زمان نیست. عموم مردم کشورمان در لبیک به ندای رهبر معظم انقلاب، با حضوری وسیع، حماسه سیاسی‌ای رقم زده‌اند و از میان نامزدهای احراز صلاحیت‌شده‌ی نظام، یک نفر برگزیده شده است. پس بنابراین ضعفی در جبهه‌ی خودی وجود ندارد که نیاز به صلح با دشمن باشد.
امام خمینی (رحمت الله علیه) در سخنرانی دوم شهریور 1365 به مناسبت عید غدیر، اشخاصی را که به دنبال تحمیل صلح هستند حیله‌گر و خائن نامیدند و اظهار داشتند:
«هستند اشخاصی که می‌گویند که بیاییدصلح بکنیم، بیایید یک سازشی بکنیم. ما ازتاریخ باید این امور را یاد بگیریم؛ به حضرت امیر تحمیل کردند، مقدسین تحمیل کردند، آن‌هایی که جبهه‌شان داغ داشت و اضر (پرضررترین) مردم‌اند بر مسلمین، آن‌ها تحمیل کردند به حضرت امیر حکمیت را و تحمیل کردند آن که حَکَم باید بشود، بعد که حضرت امیر با فشار این‌ها نتوانست، می‌خواستند بکشندش اگر نکند؛ برای اینکه آن‌ها [پیشنهاد کرده]بودند که چه باید چه بشود؛ حَکَم قرار بدهید، قرآن است، قرآن است این. این ابتلا را حضرت امیر داشت، الآن نظیر او را ما داریم. این که می‌گویند این ور و آن ور می‌افتند که بگذارید یک حکمیتی پیدا بشود، بیایند حکم، حکم پیدا بشود که کارها را انجام بدهد، تشخیص بدهد که کی چی است، دنیا نمی‌داند که کی متجاوز است؟! ما از آن قضیه باید عبرت بگیریم و زیر بار حکمیت [نرویم.]ما در این هفت سالی که بوده است فهمیدیم که این حکم‌ها کی‌ها هستند و این‌هایی کهمی‌خواهند صلح ایجاد کنند کی‌ها هستند. قصه‌ی امام حسن (علیه السلام) و قضیه‌ی صلح، آن هم صلح تحمیلی بود. برای این که امام حسن، دوستان خودش، یعنی آن اشخاص خائنی که دور او جمع شده بودند، او را جوری کردند که نتوانست خلافش بکند، صلح کرد. صلح تحمیلی بود. این صلحی هم که به ما می‌خواهند بگویند، این است... آن صلح تحمیلی که در عصر امام حسن واقع شد و آن حکمیت تحمیلی که در زمان امیرالمؤمنین واقع شد، هر دویش به دست اشخاص حیله‌گر درست شد . این ما را هدایت می‌کند به اینکه نه زیر بار صلح تحمیلی برویم و نه زیر بار حکمیت تحمیلی.»[2]

2. صلح حدیبیه

تعبیر دیگری که برخی در تحلیل نرمش قهرمانانه‌ی نظام به کار برده‌اند، مقایسه‌ی آن با ماجرای صلح حدیبیه است. در ماجرای صلح حدیبیه، شرایط خاص جبهه‌ی خودی و دشمن نیازمند آن بود که جبهه‌ی خودی مهلتی برای تنفس یافته و تلاش نماید تا با گسترش تبلیغ و ترویج دینی، جبهه‌ی خودی تقویت گردد. در آن مقطع، مسلمین به امنیتی نیاز داشتند تا بتوانند دین خود را ترویج نموده و جبهه‌ی اسلام را گسترده‌تر نمایند؛ در حالی که در حال حاضر، شرایط کشور به هیچ روی شباهتی با آن زمان ندارد. روند قدرت‌یابی جمهوری اسلامی ایران در سطح ملی و منطقه‌ای و در مقابل، روند افول نظام سلطه در سطح جهان و منطقه، خود شاهدی بر این مدعاست. از سویی به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، ما در شرایط بدر و خیبر هستیم و با تقویت ساخت درونی کشور، که مورد تأکید امام خامنه‌ای هم بوده است، نیازی به دست دراز کردن پیش کسی وجود ندارد.

3. تغییرطلبی

رویکرد دیگری که در این خصوص به چشم می‌خورد مقایسه‌ی این نرمش با شرایطی است که کشور در ماجرای پذیرش قطعنامه 598 در پایان جنگ تحمیلی داشت. برخی با بهره‌گیری از بازخوانی حوادث آن روزها و با بهره‌گیری از عباراتی مثل «نرمش شجاعانه» تلاش کرده‌اند تا به شبیه‌سازی روند آن مسأله با رویکرد اخیر بپردازند. روشن است که امام خمینی (رحمت الله علیه) نیز ابتداً مایل به پذیرش قطعنامه نبود و تلخی عبارت «جام زهر» نیز مؤید همین مطلب است. به تعبیر مقام معظم رهبری (مد ظله ‌العالی)، «قطعنامه را هم که امام قبول کرد، به خاطر این فشارها نبود. قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسئولین آن روزِ امورِ اقتصادی کشور، مقابلِ روی اوگذاشتند و نشان دادند که کشور نمی‌کشد و نمی‌تواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت. پذیرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود؛ به خاطرهجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهدید آمریکا نبود؛ به خاطر این نبود که آمریکا ممکن است در امر جنگ دخالت کند؛ چون آمریکا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت می‌کرد. وانگهی، اگر همه‌ی ‌دنیا در امر جنگ دخالت می‌کردند، امام (رضوان الله علیه) کسی نبود که روبرگرداند. برنمی‌گشت! آن، یک مسأله‌ی داخلی بود؛ مسأله‌ی دیگری بود.»[3] مشهور است خاطره‌ای از یادگار امام (رحمت الله علیه)، مرحوم حاج سید احمد خمینی، در خصوص شدت غم امام راحل (رحمت الله علیه) در خصوص پذیرش قطعنامه، که شدت اشک‌های آن بزرگوار به چروک شدن کاغذ نامه‌ی پیام به ملت ایران شده بود.[4]
همچنین به شرایط کشور در زمان پذیرش قطعنامه‌ی 598 نیز بایستی توجه نمود. آنچه سبب پذیرش جام زهر گردید، نه قدرت دشمن، که ضعف‌های درونی و تأثیرپذیری از یک جنگ ادراکی استراتژیک و همچنین ناتوانی در تأمین هزینه‌های جنگ بود. حال آن که در حال حاضر، اولاً وضعیت اقتصادی کشور به مراتب بهتر از سال 1367 است و از سویی تأکید مقام معظم رهبری بر تقویت ساخت و اقتدار درونی نظام، خود مؤید همین معناست که شباهتی با ماجرای پذیرش قطعنامه وجود ندارد.
با توجه به آنچه مورد اشاره قرار گرفت، این سؤال جای طرح دارد که اگر رویکرد نرمش قهرمانانه را نمی‌توان با صلح امام حسن مجتبی (علیه السلام)، صلح حدیبیه و پذیرش قطعنامه‌ی 598 تطبیق داد، پس این رویکرد چه معنا و مفهومی دارد و جایگاه آن در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران چگونه است؟

نرمش قهرمانانه چیست؟

برای فهم دقیق و صحیح این رویکرد، باید به سراغ بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله‌ العالی) رفت؛ چرا که این مسأله را ایشان مطرح نموده‌اند و تنها در اندیشه‌ی معظم‌له قابل تبیین و واکاوی است. با توجه به بیانات معظم‌له، نرمش قهرمانانه را چنین می‌توان تبیین کرد:

الف) در چارچوب و داخل خطوط قرمز سیاست خارجی نظام:

به تعبیر رهبر معظم انقلاب، «این مانور هنرمندانه نبایستی به معنای عبور از خطوط قرمز یا برگشتن ازراهبردهای اساسی یا عدم توجه به آرمان‌ها باشد؛ این‌ها را باید رعایت کرد.»[5] بنابراین این رویکرد در ذیل اصول تغییرناپذیر و گفتمان کلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قابل تبیین است. لذا این رویکرد نباید در مغایرت با اصل خدشه‌ناپذیر استکبارستیزی و تقابل با نظام سلطه تفسیر گردد.

ب) نرمش قهرمانانه به عنوان یک تاکتیک و نه راهبرد یا هدف:

برخی پنداشته‌اند که اتخاذ رویکرد نرمش قهرمانانه به مفهوم تغییر راهبردها یا اهداف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. حال آن که تشبیه زیبای مقام معظم رهبری با فنون یک ورزشکار در آوردگاه، به خوبی نشان می‌دهد که این رویکرد صرفاً یک تاکتیک مقطعی است. لذاست که اتخاذ این تاکتیک را بایستی در ذیل راهبردهای کلان و تغییرناپذیر سیاست خارجی تفسیر نمود: «این کشتی‌گیری که دارد با حریف خودش کشتی می‌گیرد و یک جاهایی به دلیل فنی، نرمشی نشانمی‌دهد، فراموش نکند که طرفش کیست؛ فراموش نکند که مشغول چه کاری است؛ این شرط اصلیاست.»

ج) نرمش قهرمانانه در حوزه‌ی دیپلماسی است یا سیاست خارجی؟

با توجه به ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران، ابتداً بایستی به تفکیک میان حوزه‌ی سیاست خارجی و دیپلماسی اشاره نمود. سیاست خارجی منبعث از سیاست‌های کلی نظام است که توسط کلیت نظام تعیین و تصویب گردیده و بر اساس آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی است. روشن است که تغییرات در قوای مجریه یا مقننه، تغییری در این سیاست‌ها اعمال نمی‌کند. حال آن که دیپلماسی بیشتر در سطوح تاکتیکی و ابتکار عمل مسوولان اجرایی تعریف می‌گردد. هرچند که دیپلماسی باید بر اساس سیاست خارجی رسمی باشد، اما سطحی نازل‌تر از آن دارد و قابلیت تغییرات جزئی دارد. به بیان رهبر معظم انقلاب، «هر دولتی، هر شخصی، هر شخصیتی، روش‌هایی دارند، ابتکاراتی دارند، این ابتکارات راانجام خواهند داد و [کار] پیش خواهد رفت.» با توجه به این مسأله، می‌توان گفت تاکتیک «نرمش قهرمانانه» نه در سطح سیاست خارجی نظام، بلکه در سطح ابتکارات دیپلماسی تعریف می‌گردد و روشن است که مغایرت آن با اصول سیاست خارجی بی‌معنا خواهد بود.

د) نرمش قهرمانانه بیانی دیگر از سه‌گانه‌ی «عزت، حکمت و مصلحت»

سه‌گانه‌ی «عزت، حکمت و مصلحت» چارچوب تعیین روش‌ها و ابتکارات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. مقام معظم رهبری در این باب می‌فرمایند: «عزت وحکمت و مصلحت، یک مثلث الزامی برای چارچوب ارتباطات بین‌المللی ماست. عزت: الاسلامی علو و لا یعلی علیه، لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا... عزت یعنی تحمیل هیچ‌ کس را قبول نکردن... ملت ما باید در روابط بین‌المللی خواری نبیند و اهانت نشود. هیچ‌ کس حق ندارد اهانت به ملت ایران را در کمترین برخورد با دیگران قبول کند. اگر کسی اهانت‌پذیر است، برای خودش اهانت‌پذیر است؛ برای ملت ایران نمی‌شود؛ حق ندارد. ملت ایران، ملتی سرافراز و بزرگ و جان‌دار است و نشان داده است که قدرت حضور درصحنه‌های دنیا را دارد... حکمت یعنی حکیمانه و سنجیده کار کردن. هیچ ‌گونه نسنجیدگی را نباید در اظهارات دیپلماتیک و هر آنچه که مربوط به سیاست خارجی و ارتباطات جهانی است، راه داد. همه چیز باید سنجیده باشد. و اما مصلحت. مراد، مصلحت شخص من و شما نیست که اگرما این اقدام را کردیم، ممکن است برایمان گران تمام بشود. نه، گران هم که تمام بشود، مگر ما که هستیم؟ اگر کاری به مصلحت کشور و به مصلحت انقلاب است، ولی به مصلحت شخص من نیست، گو مباش، چه اهمیتی دارد؟ مصلحت یعنی مصلحت انقلاب و اینمصلحت همه‌جانبه است.»[6]
با توجه به این که چارچوب و بنیان‌های سیاست خارجی ما در سه‌گانه‌ی عزت، حکمت و مصلحت قابل تبیین است، لذا تاکتیک نرمش قهرمانانه نیز بایست در همین قالب فهم گردد. بر این اساس، اگر عبارت نرمش قهرمانانه در تطبیق با این سه‌گانه تجزیه و تحلیل گردد، مصلحت در اینجا با عبارت نرمش تبلور یافته و عزت در قالب و مفهوم قهرمانانه‌ی آن عینیت می‌یابد.
حال باید پرسید که حکمت در کجای این تاکتیک قرار گرفته است. بررسی تاریخی اتخاذ این رویکرد در جمهوری اسلامی ایران حاکی از آن است که پیش از این نیز چنین رویکردهایی از سوی برخی مسوولان اجرایی به عمل آمده است و نتایجی غیرقابل انتظار به همراه داشته است. برای مثال، در سال‌های موسوم به دوم خرداد، برخی مسوولان اجرایی وقت تلاش نمودند انعطافی از خود در سیاست خارجی نشان دهند، به این امید که بتوانند رویکرد مثبتی نیز از سوی طرف مقابل ببینند، ولی در واقع آنچه مشاهده شد قرار دادن نام ایران در فهرست محور شرارت از سوی رئیس‌جمهور آمریکا بود.
در حال حاضر نیز سناریوی دشمن بر ایجاد شکاف در درون نخبگان و آحاد جامعه‌ی ایرانی بر سر موضوع مذاکره یا عدم مذاکره قرار گرفته است. اینجاست که حکمت این تاکتیک، فهم می‌گردد. اتخاذ این رویکرد، علاوه بر آن که از ایجاد شکاف ملی و دوقطبی‌سازی نظام و جامعه جلوگیری خواهد کرد، بر همگان ‌‌ـ‌خصوصاً ساده انگارانی که گمان کرده‌اند عقب‌نشینی از سوی آنان موجب پیشروی دشمن نخواهد شد‌ـ‌ ثابت خواهد کرد که دشمن، قابل اطمینان نیست.
به تعبیر امام راحل عظیم‌الشأن (رحمت الله علیه)، «نکته‌ی مهمی که همه‌ی ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است که دشمنان ما و جهان‌خواران تا کِی و تا کجا ما را تحمل می‏کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند. به یقین آنان مرزی جز عدول از همه‌ی هویت‌ها و ارزش‌های معنوی و الهی‏مان نمی‏شناسند. به گفته‌ی قرآن کریم، هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما برنمی‏دارند، مگراین که شما را از دینتان برگردانند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، صهیونیست‌ها و آمریکاو شوروی در تعقیبمان خواهند بود تا هویت دینی و شرافت مکتبی‌مان را لکه‏دارنمایند. بعضی مغرضین ما را به اِعمال سیاست نفرت و کینه‌توزی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرار می‏دهند و با دلسوزی‌های بی‌مورد و اعتراض‌های کودکانه می‏گویند جمهوری اسلامی سبب دشمنی‌ها شده است و از چشم غرب و شرق و ایادی‏شان افتاده است! که چه خوب است [به] این سؤال پاسخ داده شود که ملت‌های جهان سوم و مسلمانان و خصوصاً ملت ایران، در چه زمانی نزد غربی‌ها و شرقی‌ها احترام و اعتبار داشته‏اند که امروز بی‏اعتبارشده‏اند! آری، اگر ملت ایران از همه‌ی اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه‌ی عزت و اعتبار پیامبر و ائمه‌ی معصومین (علیهم السلام) را بادست‌های خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهان‌خواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی‏فرهنگ به رسمیت بشناسند؛ ولی در همان حدی که آن‌ها آقا باشند ما نوکر، آن‌ها ابرقدرت باشند ما ضعیف، آن‌ها ولی و قیم باشند ماجیره‏خوار و حافظ منافع آن‌ها، نه یک ایران با هویت ایرانی‌اسلامی.»[7]
بنابراین نرمش قهرمانانه نه تنها به مفهوم سازش یا هم‌زیستی مسالمت‌آمیز در کنار نظام سلطه و استکبار جهانی نیست، بلکه دقیقاً با هدف خنثی‌سازی توطئه‌های استکباری آنان است. نرمش قهرمانانه، علاوه بر آن که فرصتی برای تقویت ساخت درونی نظام فراهم خواهد آورد، نقشه‌ی راهبردی دشمن در اختلاف‌افکنی در جامعه‌ی خودی را بر هم خواهد زد و نظام و جامعه را در مقابل هدف غایی دشمن، که همانا سازش در برابر نظام سلطه است، واکسینه خواهد کرد. به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، «نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران در جهان باید تیزتر ازشمشیر، نرم‌تر از حریر و سخت‌تر از سنگ و پولاد باشند. عرصه‌ی سیاست خارجی، میدان نرمش‌های قهرمانانه است، اما نرمشی که در برابر دشمن تیز باشد. بنابراین دیپلمات‌های ما باید در مواضع اصولی خود، مستحکم بایستند و استقامت و پایمردی حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) را الگوی خود قرار دهند.»[8]
آری! پایمردی در مواجهه با نظام سلطه و استکبارستیزی یکی از بنیادی‌ترین مؤلفه‌های اندیشه‌ی امام راحل بود. همو که با قطعیت فرمود:
«کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهان‌خواران را نمی‌دانیم. ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند!... اگر بندبند استخوان‌هایمان راجدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده‌زنده در شعله‌های آتش بسوزاندمان، اگر زن و فرزندان و هستی‌مان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند، هرگز امان‌نامه‌ی کفر و شرک را امضا نمی‌کنیم.»[9]

پی‌نوشت‌ها:

[1] بیاناتدر دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 26 شهریور 1392.
[2] صحیفه‌ی امام، جلد 20، ص 118 و 119.
[3] بیانات مقام معظم رهبری در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه)، 14 خرداد 1375.
[4] مصاحبه‌ی سایت نماینده با حسین شیخ‌الاسلام، دوشنبه، 31 تیر 1392.
[5] بیاناتدر دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری، 14 شهریور 1392.
[6] بیانات در دیدار مسوولان وزارت امورخارجه، 18 تیر 1370.
[7] پیام امام به مناسبت سالگرد کشتار خونین مکه و قبول قطعنامه، 29 تیر 1367.
[8] دیدارمسوولان وزارت امور خارجه و نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران با رهبرانقلاب، 17 مرداد 1375.
[9]صحیفه‌ی امام، ج 21، ص 69، 13 تیر 1367.

منبع : www.borhan.ir

 


ادامه مطلب
[ جمعه 5 مهر 1392  ] [ 03:08 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]

آیت الله مصباح یزدی در جمع برخی از فضلای حوزه علمیه قم:

این تصمیم مربوط به الان نیست؛ بلکه من از ۶ـ۷ سال پیش در باره این موضوع فکر کرده‌ام و به تشخیص خود مطمئن هستم

این تصميم مربوط به الان نیست؛ بلكه من از 6ـ7 سال پیش در باره اين موضوع فکر کرده‌ام و به تشخيص خود مطمئن هستم. اين براي ما یک تشخیص قطعی بوده و وظیفه ما همین است؛ چه آبرو برود، یا نرود.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آثار حضرت آیت‌الله مصباح یزدی، این عضو شورای فقاهتی جبهه پایداری در جمع برخی از فضلای حوزه علمیه قم، ضمن گفت‌وگو در باره انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، به خصوص پس از آرایش جدید انتخاباتی فرمودند: وظیفه ما معرفی اصلح بود و اگر غیر از کاندیدای جبهه پایداری، اصلحی را می‌شناختیم، ولو از خارج جبهه پایداری هم بود، معرفی می‌کردیم. ما نظری داشتیم و گفتیم؛ نظر ما تغییر نکرده است ما بر نظر خود ثابت هستیم و ایستاده‌ایم و عقب گرد هم نداریم و این بُرد است که هر آنچه ببینیم وظیفه است، همان را انجام دهیم.

استاد اخلاق حوزه علمیه در ادامه افزود: برخی می‌گویند اگر رأی نیاورید، آبرو و حیثیت شما می‌رود؛ ما اگر حیثیتی داریم، برای همین کارهاست. این تصمیم مربوط به الان نیست؛ بلکه  من از ۶ـ۷ سال پیش در باره این موضوع فکر کرده‌ام و به تشخیص خود مطمئن هستم. این برای ما یک تشخیص قطعی بوده و وظیفه ما همین است؛ چه آبرو برود، یا نرود. شما هم به وظیفه خود عمل کنید و با زبان خوش و با منطق هر اندازه که می‌توانید روشن‌گری کنید.

ایشان در پایان فرمودند: اگر ما دنبال وظیفه باشیم، هیچ نگرانی نداریم و هر کاری که از دست‌مان برآید، انجام می‌دهیم. ما وظیفه‌مان را تشخیص داده‌ایم  و به آن عمل می‌کنیم و هر چه خدا بخواهد همان می‌شود؛ و لله عاقبة الأمور؛ و الله غالب علی امره.

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 24 مرداد 1392  ] [ 08:12 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات :  ::      1   2  

درباره وبلاگ

خداکند که رضایم فقط رضای تو باشد/ هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد
نويسندگان