نیاز من طلبه
1. حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: پاره اي از تن من در زمين خراسان دفن خواهد شد، مؤمني او را زيارت نکند، مگر آنکه خداوند عزوجل بهشت را بر او واجب گرداند، و آتش را بر بدنش حرام کند. [1] 2. از حضرت امام رضا (ع) روايت شده است که فرمودند: هر که براي زيارتم بار سفر بندد، دعايش مستجاب و گناهانش آمرزيده شود، هر که مرا در آن قطعه زمين زيارت کند، همانند کسي است که رسول خدا (ص) را زيارت کرده باشد و خداوند اجر هزار حج مقبول و هزار عمره ي مقبوله براي او بنويسد و من و پدرانم شفاعت کنندگان او در روز قيامت باشيم، و اين قطعه زمين باغي است از باغهاي بهشت و محل رفت و آمد فرشتگان است و تا ابد گروهي از آسمان نازل مي شوند و گروهي بالا مي روند تا آن که در صور بدمند. ( روز قيامت) [2]3. حضرت امام جواد (ع) مي فرمايند: هر که قبر پدرم در طوس را زيارت کند، خداوند گناهان گذشته و آينده ي او را بيامرزد، و روز قيامت منبري رو به روي منبر رسول خدا (ص) براي او نصب کند تا آن که خداوند از حسابرسي بندگانش فارغ شود.[3] 4. از حضرت امام جواد (ع) روايت شده است که فرمودند: براي کسي که پدرم (ع) را عارف به حقش در طوس زيارت کند، بهشت را از سوي خداي متعال ضمانت مي کنم. [4]5. از عبدالعظيم حسني روايت شده است که گفت: شنيدم امام محمد بن علي الجواد (عليهماالسلام) مي فرمايند: هر که پدرم را زيارت کند و از باران يا سرما يا گرما به او آزاري رسد، خداوند آتش را بر بدنش حرام کند.[5] 6. از امام علي بن محمد الهادي (عليهماالسلام) روايت شده است که فرمودند: هر که از خداوند تبارک و تعالي حاجتي دارد، با غسل به زيارت قبر جدم امام رضا (ع) در طوس برود و نزد سر مبارکش دو رکعت نماز گذارد و حاجتش را در قنوت از خدا بخواهد، همانا اجابت مي شود، مگر آن که گناهي يا قطع رحمي بخواهد، ما به درستي که محل قبرش، قطعه زميني از زمينهاي بهشت است، مؤمني او را زيارت نکند، مگر آن که خداوند از آتش برهاندش و در بهشت جايگزينش سازد.[6] 7. حضرت علي (ع) مي فرمايند: مردي از فرزندان من در زمين خراسان مظلومانه با زهر کشته خواهد شد، نامش نام من، و نام پدرش نام پسر عمران، موسي (ع) است. همانا هر که او را در غربتش زيارت کند، خداوند عزوجل گناهان گذشته و آينده ي او را بيامرزد، حتي اگر به عدد ستارگان و قطره هاي باران و برگ درختان باشد. [7]8. از حضرت امام صادق (ع) روايت شده: نواده ي من در زمين خراسان، در شهري که به آن طوس گفته مي شود، کشته خواهد شد، هر که او را در طوس زيارت کند، و عارف به حقش باشد، روز قيامت دستش را مي گيرم، و داخل بهشت مي کنم، حتي اگر داراي گناهان کبيره باشد.راوي گفت: پرسيدم فدايت شوم عرفان حقش چيست؟ فرمودند: بداند همانا او امامي است که طاعتش واجب است و شهيد غريب است، هر که او را زيارت در حالي که عارف به حقش باشد، خداوند عزوجل پاداش هفتاد هزار شهيد راستيني را که در رکاب رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم به شهادت رسيده اند، به او عطا خواهد کرد. [8] 9. حضرت امام رضا (عليه السلام) مي فرمايند: هر که مرا در غربتم و دوري مزارم زيارت کند، روز قيامت در سه جا به فريادش مي رسم ، تا از هول و وحشت آن مکانها نجاتش دهم: هنگامي که نامه ها به چپ و راست تقسيم مي شود، هنگام صراط، و هنگام سنجش اعمال. [9]10. از حضرت امام رضا (ع) روايت شده است که فرمودند: من در زمين غربت کشته و مسموم و مدفون مي شوم، اين را از سخناني دانستم که پدرم از پدرش که از پدرانش علي بن ابي طالب (عليهم السلام) از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) براي من وصيت مي کرد، همانا هر که مرا در غربتم زيارت کند، من و پدرانم شفاعت کنندگان او در روز قيامت هستيم، و هر که ما شفيع او باشيم، نجات مي يابد حتي اگر گناهان انس و جن را بر دوش داشته باشد. [10]تلفني از هر جاي اين مرز و بوم که هستيد زائر حرم اين امام همام شويد.Tel: 05132003334---------------------[1]عيون اخبار الرضا عليه السلام، ج 2، ص 255، ح 4، امالي شيخ صدوق (رحمت الله عليه) ص 60 .[2]بحارالانوار، ج 102، ص 44، ح 51..[3]عيون اخبار الرضا عليه السلام، ج 2، ص 259، ح 19[4]عيون اخبار الرضا (عليه السلام)، ج 2، ص 256، ح 7.[5]امالي شيخ صدوق (رحمت الله عليه)، ص 521[6]عيون اخبار الرضا (عليه السلام)، ج 2، ص 262، ح 32، امالي شيخ صدوق (رحمت الله عليه) ص 471.[7]عيون اخبار الرضا (عليه السلام)، ج 2، ص 258، ح 17.[8]امالي شيخ صدوق، صفحه 105، عيون اخبار الرضا (عليه السلام)، ج 2، ص 259، ح 18[9]امالي شيخ صدوق (رحمه الله عليه)، ص 106، ج 220 ، کامل الزيارات، ص 304، ح 4، عيون اخبار الرضا (عليه السلام)، ج 2، ص 25، ح 2.[10]عيون اخبار الرضا (عليه السلام)، ج 2، ص 263، ح 33، امالي شيخ صدوق (رحمت الله عليه)، ص499.---------------------التماس دعا
ادامه مطلب
[ شنبه 29 آذر 1393  ] [ 10:21 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
با فرا رسيدن اربعين حسيني شور غير قابل وصفي شيعيان و دوستداران حضرت ابا عبدالله عليه السلام را در بر مي گيرد. راز و رمز اين همه دلدادگي و تکاپو براي زيارت کردن سيد الشهداء عليه السلام در روز اربعين چيست؟ اين کشش و ميل دروني فراتر از يک سفارش معمولي از سوي بزرگان ديني است. که سفارشات بزرگان بر بسياري از اعمال مستحب و حتي واجب بسيار است اما داستان اربعين و زيارت امام حسين (ع) در روز بيستم صفر حساب ديگري دارد. چرا در ميان زيارات مخصوصي که براي امام حسين صلوات الله عليه وارد شده است زيارت اربعين جايگاه ويژه اي دارد. درباره اربعين سوالات ديگري نيز مطرح است: اينکه چرا بزرگان ديني به زيارت اربعين اين قدر توصيه کرده اند؟ نقش اربعين در تداوم قيام عاشورا چيست؟ چرا به زيارت اربعين توصيه شده است؟‏در قرآن توصيه شده است که مومنان ايام الله را ياد آور شوند تا اين روزهاي بزرگ الهي فراموش نشود. اربعين در تداوم واقعه کربلا است؛ از اين رو براي پاس داشتن روز عاشورا که از اعظم ايام الله است در روز اربعين عاشقان حسيني با حرکت امام حسين (ع) تجديد عهد مي کنند و اين تجديد عهد را در بهترين وجه خود يعني رفتن به زيارت کربلا ابراز مي نمايند.از اين روست که در روايت امام حسن عسکري عليه السلام، زيارت کردن امام حسين (ع) در روز اربعين را از علائم مومن دانسته اند. امام حسن‏ عسكرى (ع) فرموده است: پنج چيز از نشانه‏هاى مومن است. گزاردن پنجاه و يك ركعت نماز واجب و نافله و زيارت اربعين‏ و انگشتر در دست راست كردن و پيشانى بر خاك ساييدن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحيم. [1]يکي از دلايلي که باعث شده اين روز، روز مخصوص زيارتي امام حسين (ع) باشد اين است که در اين روز سر مقدس حضرت به بدن شريفش ملحق شد. "سيد مرتضى در بعضى از مسائل خود فرموده: سر مقدس امام حسين (ع) از شام به كربلا برگشت و به بدن مباركش ملحق شد. طوسى فرمود: زيارت‏ اربعين‏ از همان است. [2]اولين احياکنندگان اربعين عاشورا چه کساني بودند؟‏در برخي نقل ها آمده است که اولين زائر امام حسين (ع) جابر بن عبدالله انصاري از صحابي جليل القدر رسول خدا صلي الله عليه و آله بوده است که به همراه عطيه در روز اربعين شهادت امام به کربلا آمد و حضرت را زيارت نمود.سنت زيارت اربعين توسط اهل بيت عليهم السلام احياء شده است و شيعيان به تبعيت از ايشان هر ساله به زيارت قبر حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) مي روند و الا زيارت جابر هر چند از اصحاب پيامبر خداست اما موجب ترغيب به خصوص شيعيان نمي توانست باشد. بلکه نگاه مومنان به سيره عملي اهل بيت عليهم السلام بوده است و نه کس ديگرعَنْ عَطِيَّةَ الْعَوْفِيِّ قَالَ‏: خَرَجْتُ مَعَ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ زَائِرَيْنِ قَبْرَ الْحُسَيْنِ‏ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليهماالسلام فَلَمَّا وَرَدْنَا كَرْبَلَاء.. [3]عطية بن سعد بن جنادة العوفى از علماي بزرگ زمان خود است که در مورد او گفته شده است "انه أول من زار الحسين‏ (ع) مع جابر الأنصاري‏.» [4] اولين کسي است که با جابر، امام حسين (ع) را زيارت کرد.عطيه‏ عوفى گويد: همراه جابر بن عبد اللَّه انصارى براى زيارت قبر امام حسين‏ (ع) بيرون شديم، هنگامى كه وارد كربلا شديم جابر به نزديك شط فرات رفت و غسل نمود، بعد لنگى به كمر بست و پارچه‏اى را هم به دوش افكند، و كيسه‏اى بيرون آورد و مقدارى سعد بر خود پاشيد. پس در حالى كه مشغول ذكر خداوند بود به طرف قبر حركت كرد هنگامى كه نزديك قبر رسيد گفت: دست مرا بالاى قبر بگذاريد، من هم دست او را روى قبر نهادم او از حال رفت و بى‏هوش گرديد من مقدارى آب به صورت او پاشيدم و او به حال آمد. بعد از اين گفت: اى حسين، و سه بار اين كلمه را تكرار كردند و بعد گفت: دوست جواب دوست را نمى‏دهد، سپس گفت: چگونه جواب مرا بدهى كه سرت را از بدنت جدا كرده‏اند و رگهايت را قطع نموده‏اند، من گواهى مى‏دهم كه تو فرزند پيامبران هستى و فرزند سرور مومنان مى‏باشى. اى حسين تو با تقوى هم پيمان بودى و ريشه هدايت به شمار مى‏رفتى، تو پنجمين نفر از اصحاب كسا هستى، تو فرزند سيد نقباء مى‏باشى، تو فرزند فاطمه زهرائى‏... [5]همچنين زيارت اهل بيت (ع)در اولين اربعين نيز نقل شده است، هر چند در اينکه ايشان در اولين اربعين به کربلا رفته اند يا اربعين سال بعد اختلاف است اما آنجه داراي اهميت است اين است که سنت زيارت اربعين توسط اهل بيت (ع) احياء شده است و شيعيان به تبعيت از ايشان هر ساله به زيارت قبر حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) مي روند و الا زيارت جابر هر چند از اصحاب پيامبر خداست اما موجب ترغيب به خصوص شيعيان نمي توانست باشد. بلکه نگاه مومنان به سيره عملي اهل بيت عليهم السلام بوده است و نه کس ديگر.در نقل ديگر گفته شده است که عبدالله حرّ جعفي که از ياري امام در کربلا دريغ ورزيد بعد از ديدار با عبيدالله بن زياد به سمت کربلا حرکت کرد و در رساي امام به نوحه سرايي پرداخت.اولين زائر كوفى بر مزار سيد شهيدان‏[عبيدالله بن حر از كوفه‏] خارج شد و به كربلا آمد و در آنجا [اشعارى به اين مضمون‏] گفت:- فرمانده خيانتكار، فرزند خيانت پيشه به من مى‏گويد چرا تو با آن شهيد ]فرزند فاطمه‏] جنگ نكردى؟!- آرى، پشيمانم كه چرا او را يارى نكرده‏ام، بلى هر شخصى كه [به موقع‏] توفيق نيابد، پشيمان خواهد گرديد.- من از اينكه از حاميانش نبوده‏ام حسرتى در خود احساس مى‏كنم كه هرگز از من جدا نخواهد شد.- خدا روان كسانى را كه در نصرتش كمر همت بسته‏اند از باران [رحمت خويش‏] همواره سيراب گرداند.- اكنون‏ كه بر قبور و جايگاه آنان ايستاده‏ام اشكم ريزان است و نزديك است جگرم پاره شود. [6]در امتداد عاشوراپس آنچه مي توان راز زيارت اربعين امام حسين (ع) در کربلا دانست نقش اين روز در تداوم قيام حسيني است. شواهد خارجي و نحوه برخورد شيعيان به اين روز نيز همين را تأييد مي کند. اينکه ائمه عليهم السلام عمل جابر را مورد تحسين قرار دادند و بنا بر نقلي خود اهل بيت عليهم السلام در اربعين به زيارت ايشان رفتند و اينکه زيارتنامه مخصوص براي اربعين از امام صادق (ع) وارد شده است همه نشان از جايگاه ويژه اربعين در ماندگاري واقعه عاشوراست.---------------------منابع: 1. نصايح، احمد جنتى‏، ص: 2312. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - نجفى، محمد جواد، زندگانى حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام (ترجمه جلد 44 بحار الأنوار)، 1 جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: دوم، 1362 ش. ؛ ص2123.عماد الدين طبرى، ‏بشارة المصطفي، نجف: ‏المكتبة الحيدرية، چاپ دوم، 1383 ق‏، ص 754.ابن شاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب أمير المومنين و الأئمة من ولده عليهم السلام من طريق العامة، 1جلد، مدرسة الإمام المهدى عجّل اللة تعالى فرجة الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1407ق. ص365. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - عطاردى قوچانى، عزيز الله، ايمان و كفر،2جلد، انتشارات عطارد - تهران، چاپ: اول، 1378 ش. ج‏1 ؛ ص2586.ابو مخنف كوفى، لوط بن يحيى - سليمانى، جواد، نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعة الطفّ، 1جلد، موسسه آموزشى پژوهشى امام خمينى - قم، چاپ: دوم، 1380 ش، ص204-205 ----------------------التماس دعا
ادامه مطلب
[ جمعه 21 آذر 1393  ] [ 10:44 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
ادامه مضامين کليدي زيارت عاشورا که درچند عنوان کلي تقسيم بندي گرديده است :5-فاش نمودن نام ولعن بر یک یک اشقیاءدر فراز ماقبل آخر زیارت ،دوباره شاهد بیان لعن و نفرین به ظالمین نسبت به امام حسین (ع) کافرترین ابنا بشر ونامرد ترین سفاکان روزگار – هستیم. با این تفاوت که ،در این قسمت نام یک به یک این اشقیاء آورده شده و مورد لعن و نفرین قرار می گیرند و چه بسا اشاره مشخص به هرکدام از این ظالمان به جهت تأکید بر نقشی باشدکه هر یک از آنها در حادثه عاشورا و زمینه سازی آن بازی کرده اند .نقشی که به زشتی و پلشتی هرچه تمام تر در حافظه تاریخ برای ابد به جای ماند و صاحبان آن را سزاوار لعن و نفرین همیشگی وجدانهای بیداربشری ساخت .فلسفه تازه نگهداشتن داغ مصیبت عاشورا وشکرگزاری بر آندرواقع شهادت امام حسین(ع) ،اهل بیت ویارانش اگر چه بسیاردردناک ،دلخراش ومصیبت بار بود وبرای همیشه تاریخ جراحتی عمیق بروجدان بیدار انسانیت باقی گذاشت ولی چون در اوج شکوه وشجاعت وآزادگی وحقانیت وآگاهی اتفاق افتاد بالاتر از یک مصیبت ودرد در تاریخ شیعه زنده ماند.بنابراین غم و اندوه شیعه واقعی از مصیبت حسین (ع) ویادآوری آن همه ظلم وبیداد بر فرزند رسول خدا (ص)و اهل بیت و یارانش ،سوای غم و تأسف دیگر افراد بر این حادثه غمبار است .چراکه درک شیعه واقعی از حادثه عاشورا ازجنس دیگری است . شیعه واقعی در مکتب ادب و اخلاق و عرفان امام حسین (ع) رشد می کند و معرفت می یابد و آنگاه است که یادآوری غم و اندوه و مصیبتهای کربلا نه تنها رعب انگیز نیست و برایش سختی و اضطراب نمی آورد بلکه دلش را پراز نور و شعف ایمان می سازد و وجودش راآماده برای اینکه هر لحظه پای رفتن بر رکاب ارادت نهاده و همچون مولایش امام حسین (ع ) بی هیچ پروایی طریق حق را که از کرب و بلا می گذرد با مرکب عشق طی کند .از اینرو درفراز پایانی زیارت از خدا برای غم و اندوهمان بر این مصیبت عظیم شکر گذاری میکنیم و آن را به قول خود امامان معصوم وسیله نجات و شفاعت در نزد خدا قرار می دهیم با این عبارات که :خدایا ترا ستایش میکنم بستایش شکر گذاران تو؛ برغم اندوهی که بمن در مصیبت رسید. سپاس خدا را، بر عزاداری و اندوه و غم بزرگ من. پروردگارا شفاعت حضرت حسین را روزی که بر تو وارد میشوم نصیبم بگردان. و مرا نزد خود ثابت قدم بدار به صدق و صفا در روزی که بر تو وارد میشوم؛ با حضرت حسین و اصحابش که در راه خدا جانشان را نزد حسین فدا کردند (همنشین باشم)بنابراین فلسفه زنده نگاهداشتن این غم و اندوه و داغ عظیم در دلها و قرنها عزاداری ، یادآوری مدام این حقیقت است که ؛ برای شیعه واقعی بودن باید همواره با عاشورا و امام حسین (ع) پیوند ناگسستنی داشت و پیام قیام آن بزرگوار که همانا بندگی خالصانه خداست را با ظلم ستیزی و حق طلبی هم در باور و هم در عمل محقق ساخت .6-بیان آرزو و طلب شفاعتو آخرین مضمون زیارت ، دعا و بیان این آرزوست که منتهای آمال یک شیعه است : ((خدایا روزیم گردان شفاعت امام حسین (ع) در روز ورود (به صحرای قیامت ) و ثابت بدار گام راستیم را در نزد خودت با حسین علیه السلام و یاران حسین آنانکه بی دریغ دادند جان خود را در راه حسین علیه السلام)) . بااین نگاه که حسین یک اخلاص مطلق در راه یک معبود مقدس و بی انتهاست .اخلاصی که با آتش عشق و ایمان در می آمیزد و در رضایت پروردگارش فانی می گردد ، هرکس با او پیوند بخورد و ازشفاعتش بهره مند شود بی تردید به این مقام فنا ی فی الله خواهد رسید . چراکه حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات است و هر در راه مانده و گمگشته ای را هدایت کرده و پناه می دهد و از طوفانهای سهمگین ضلالت عبور داده و به سلامت به ساحل نجات می رساند.بنابراین در پایان زیارت این معنا قابل درک است که ؛شیعه واقعی با سلام و تسلیم در مقابل مولا و امامش پای در راه می نهد و با درک و شناخت وجود امام به عنوان آیینه ای حق نما رسیدن به مقام فنا فی الله و قرب الهی را برای خویش میسر می سازد و بدیهی است که می بایست در این راه آماده باشد، همچون مولایش حسین (ع) همه هستی اش را نثار کند . ---------------------------منابع مقاله نگاه تحليلي به محتواي زيارت عاشورا- نسيم کاهيرده---------------------------
ادامه مطلب
[ جمعه 21 آذر 1393  ] [ 10:31 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
ادامه مضامين کليدي زيارت عاشورا که درچند عنوان کلي تقسيم بندي گرديده است :4-بشارت بر خونخواهيدر ادامه متن زيارت نامه ، بشارت داده مي شود که خداوندازخون پاک امام حسين (ع) و پدر بزرگوار ايشان، که به ناحق ريخته شده است دادخواهي مي نمايد:السلام عليک يا ثارالله وابن ثاره( ثارالله يعني (طلب دمه الله)) کسي که طالب خون او خداست و انتقام از قاتلين او را خداوند خواهد گرفت چون خون حسين در راه خدا و براي حفظ قرآن و تماميت اسلام ريخته شده و خالصاً و مخلصاًلله بوده است و در نهايت درجه اخلاص با تمام وجود براي خداوند بوده است. لذا اين خون و اين شهيدان خدائي هستند.بنابراين انتقام آن نيز بايد از طرف خداوند باشد ، يا اينکه چون امام حسين ـ عليه السّلام ـ حجت خداوند بر زمين و ولي مطلق حق بود و مردم او را کشتند و زمين را از حجت حق خالي کردند بنابراين خداوند انتقام حجتش را از قاتلين او خواهد گرفت.)).در حقيقت قول خدا مؤيد سير طبيعي حرکت تاريخ رو به سوي انتقام از قاتلان امام حسين (ع) و اهل بيت (ع) و تمامي طاغوتها و ظالمان است که آنهم مبتني بر دعوت انسانها به خونخواهي از مظلومان و حق طلبان است تا آخر الزمان و اين فلسفه فهم مکتب شيعه است چون ((شيعه چون پرنده اي بلند پرواز است که با دوبال شهادت و انتظار پرواز مي کند.))از اينرو بر اين حقيقت تأکيد مي شود که اگر چه امام حسين (ع) و يارانش در عاشورا درمصافي نابرابر، ناجوانمردانه کشته شده اند ولي خون آنها بهايي بوده است که مي بايست پرداخته مي شد تا پرچم اسلام راستين برافراشته بماند .چراکه شهادت آنان بهترين گواهي دهنده جهل و ظلمت حاکم برزمانه آنها و سلاحي آگاهي بخش، وانتخابي آگاهانه بوده است .اين خون بهاء داغي بر دلها نهاد که تا به امروز همچنان تازه است و از اينروست که بعد ازگذشت قرن ها ازقيام کربلا در هر زمان و هر مکان ميان حق و باطل هرمصاف و رويارويي اتفاق افتاده است گفتمان امام حسين (ع) و عاشورا برجسته ترين و زنده ترين پيام آن بوده است .لعن و نفرين وتبري از ظالمان و تجاوزگران به حريم امامتبعد از فرستادن سلام ها و تحيات به محضر پاک و قدسي امام، در فراز ديگري از زيارت شاهد مضمون لعن و نفرين و ابراز نفرت و انزجار از مسببين و زمينه سازان ظلم و ستم به امام ،ياران و اهل بيت ايشان هستيم يعني در کنار تولي به امام به تبري از تجاوزگران به حريم امامت خوانده مي شويم با اين عبارات :خدا لعنت کند آن امتي که شما را کشتند و خدا لعنت کند آن مردمي را که از امراي ظلم و جور براي قتال با شما اطاعت کردند. من به سوي خدا و به سوي شما از آن ظالمان و شيعيان آنها و پيروان و دوستانشان بيزاري مي جويم البته نه فقط تولي و تبري به لسان ،بلکه در عمل ؛ يعني درون را از تمايلات و گرايشات به هر چه غير از حق است پاک سازيم و از معاصي دوري کنيم تا دلمان خانه پاکيها و ولاي امام گردد. چنانچه مي خوانيم :(( اي ابا عبد اللَّه من تا قيامت سلم و صلحم با هر که با شما صلح است و در جنگ و جهادم با هر که با شما در جنگ است. )) بنابراين عبارت شيعه با کساني در صلح و صفاست که با امام و يارانش در صلح و صفايند و با معاندان ايشان، در ستيز است و با تکرار اين عبارت در زيارت عاشورا هر بار به خود و ديگران اين حقيقت را ياد آور مي شود که " کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا " چه اين تقابل حق و باطل و حسيني و يزيدي بودن تا قيامت ادامه دارد و لشکريان حق و باطل دراعصار و قرون مختلف مي آيند ومي روند و نقش خود را درصحنه تاريخ به نمايش مي گذارند .دوستي و معرفت امام شاه بال صعود به مقام محموددر فرازي ديگر از زيارت ،ضرورت دوستي و محبت نسبت به اباعبدالله و اعلام بيزاري از دشمنان ايشان به عنوان راه عزت يافتن و وجيه و آبرومند شدن در دو عالم تبيين شده و همچنين معرفت يافتن به مقام امام راهي براي کرامت يافتن و گرامي شدن نزد پروردگار معرفي مي شود . چنانچه در اين عبارت مشاهده مي کنيم : از خدا درخواست ميکنم که به مقام محمودي که خاص شما است مرا برساند.و من الليل فتهجـد به نافلـة لک عسي أن يبعثک ربک مقاما محمودا." (اسراء/79) "و پاره اي از شب را به راز و نياز با خداوند بيدار باش، تا خداوند تو را به جايگاهي ستوده برانگيزد." با استناد به قرآن کريم؛ وصول به مقام رفيع "محمود" نزد پروردگار، از طريق تهجد امکان پذير است. به تعبير زيارت عاشورا؛ وصول به اين مقام "محمود"، در پيروي و احياي مکتب حسيني است)) و زماني که رسيدن به اين مقام براي کسي محقق شود مي تواند اميدوار باشد و مسئلت کند که خداوند در رکاب امام زمان بودن و خونخواهي امام حسين (ع) را روزيش کند آنچنانچه که در متن با اين عبارت بيان شده است : و روزيم کند خونخواهي شما را با امام راهنماي آشکار گوياي (به حق) که از شما (خاندان ) است.زيارت عاشورا ---------------------------منابع مقاله نگاه تحليلي به محتواي زيارت عاشورا- نسيم کاهيرده---------------------------
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 19 آذر 1393  ] [ 06:49 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
مضامين اصلي زيارت عاشورا زيارت عاشورا شامل مضامين کليدي است که مي توان آنها را درچند عنوان کلي تقسيم بندي نمود :1- سلام وتحيتسلام يکي از اسماءِ خداوند مي باشد. به اين معنا که حق تعالي خلق را از بلا و آفت حفظ مي کند. وقتي به کسي سلام مي کني يعني سلامتي و آسايش از جانب من، تو را فرا گرفته و از جانب من هيچ شري و ضرري به تو نخواهد رسيد و تو از ناحيه من در امن و امان هستي.متن زيارت باسلام و تحيت به محضر امام حسين (ع) به عنوان فرزند رسول خدا ،امير مؤمنان و فاطمه زهرا(س) آغاز مي شود سلامي که در بطن خود معرفي پاکي تبار و برگزيدگي خاندان بزرگوار ايشان را يادآور مي شود. حقيقتي که بسياري از مردم هم عصر ايشان و همچنين قاتلين حضرتش يا فراموش کرده و يا به عمد نسبت به آن تجاهل نمودند :سلام بر تو اي ابا عبد اللَّه؛ سلام بر تو اي فرزند رسول خدا؛ سلام بر تو اي فرزند امير المؤمنين و اي فرزند سيّد اوصيا؛ سلام بر تو اي فرزند فاطمه زهرا سيّده زنان اهل عالمکه البته ضرورت اين سلام و اداي احترام را در پي شناساندن ومعرفي امام و بيان اتصال وجودي ايشان به وجود مقدس نبي اکرم (ص) ،اميرالمومنين (ع) و فاطمه زهرا (س) به عنوان اسوه هاي حقيقي و جاودانه بشريت تبيين مي کند .يعني امام حسين (ع) را به عنوان وارث تمامي برجستگي ها و اوصاف جدش و پدرش ومادرش معرفي مي کند. اين سلام و عرض ارادت براي شيعه آغاز سلوک است. يعني تسليم امر" امام" و رهسپار راه خدا شدن .درحقيقت براي شروع سير و سلوک عرفاني ،" خود " و"منيت " انسان در محضر وجود" ولي خدا" کنار گذاشته مي شود ؛ وجودي که خود تسليم محض و فاني در خدا ست .طبيعي است که آدمي به کسي که حاضر است سلام کند نه به کسي که غايب است و حضور ندارد. از سويي سلام به امام ، سلام به "شهيد" است . شهيدي که طبق نص صريح قرآن هرگز نمي ميرد و نزد پروردگار حي و زنده است. ((شهيدي که خدا خواسته است که او را کشته ببيند "ان الله شاء ان يراک قتيلا " و همه چشم ها به او است چون که شهادت او مايه بقاي يک ايمان است .آگاه و مشهود است و نمونه و الگو و سرمشق))پس براي سلام ما در زيارت عاشورا بي شک جوابي بهتر از سوي امام خواهد بود. چراکه شهيد نه تنها در پيشگاه خدا که در پيشگاه بشريت در هر عصري و هر مکاني حاضر است .2-تکريم ياران و دوستان امامبعد از سلام و عرض ادب به ساحت مقدس امام به اصحاب و ياران و دوستان امام به عنوان ارواح پاکي که فاني در وجود امام شده اند سلام و درود فرستاده مي شود و از ايشان با زبان تکريم و محبت ياد مي شود :سلام بر تو اي ابا عبد اللَّه و بر ارواح پاکي که فاني در وجود تو شدنداز اين منظر که اين ارواح پاک به مقام رفيع يقين دست يافته بودند،زماني که در دفاع از امامشان در برابر هجوم دشمن لحظه اي ترديد به خود راه ندادند و سخاوتمندانه با شوقي وصف ناپذير به سمت کارزار و قتلگاه خود شتافتند و نقش انساني خود را درنهايت زيبايي درصحنه بي نظير عاشورا به نمايش گذاشتند.آنان درقله رفيع معرفت ،شعور و آگاهي وسبکبال و رها از بندهاي تعلق و مصلحت انديشي بودند ،جسم خاکي خويش را سپر مولايشان ساختند و چون دژهاي مستحکم واستوار تا لحظه شهادت در دفاع از حريت و شرافتشان پابرجا بودند . در آن لحظات خطير اگر چه هيچ منطق و عقل حسابگري مقاومت را صلاح نمي دانست ولي شهادت و نثار جان تنها کاري بود که آنها در دفاع از قيام و اثبات حقانيت امامشان مي توانستند انجام دهند و خون ريخته شده اشان بهايي بود بر حيات جاودانه اشان در تاريخ و پيامي بر اثبات آزادگي و حريتشان ! ((اينان که مرگ را همچون گردنبندي از زيباترين گوهرهاي خدا بر گردن آويخته اند ، بي مرگان جاودانه اند .)) وبي شک اين پايمردي و وفاداري بي نظير و ارزشمند بوده است که سبب شده ، نام و ياد اين ياران با وفا و همراهان واقعي امام حسين (ع) بعداز گذشت قرنها هنوز در تاريخ ، داراي هويتي زنده و بالنده باشند و تا به امروز درکنار بي شمار سلام ها و عرض ارادتهاي شيعيان به امام حسين (ع) ، مکرر در حافظه ها اسطوره وار مرور شوند.3-مصيبت عظيم عاشورا وراي زمان و مکانبا مراجعه به تاريخ از اول دنيا تاکنون واقعه اي به اين بزرگي اتفاق نيفتاده است، امتي پيغمبر زاده خود را همراه با اصحاب و اهل بيتش در يک روز بکشند و وسايل آن ها را غارت کنند و خيمه هاي آن ها را بسوزانند و سر او، اصحاب و اولادش را با عيال و اطفال، شهر به شهر، کوي به کوي ببرند و پشت پا به ملت و ديني که اظهار انتساب به آن مي کنند، بزنند.اين حادثه ومصائب آن نه تنها متعلق به جغرافياي محدود و تاريخي خاص نيست، بلکه اساسا" ماجرايي وراي دنياي مادي و داراي معنايي قدسي مي باشد. از اينروست که در متن زيارت نامه مي خوانيم :اي ابا عبداللّه براستي بزرگ شد سوگواري تو و گران و عظيم گشت مصيبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام و گران و عظيم گشت مصيبت تو در آسمانها بر همه اهل آسمانهامصيبت عاشورا آنقدر عظيم و ويران کننده است که هر رنج و مصيبتي در مقابل آن حقير و ناچيز به نظر مي رسد و درک فجايع آن هر ضمير روشن و وجدان بيداري را متأثر مي سازد . اوج غربت امام و اهل بيت و يارانش ؛ تشنه در ميان کويري خشک و بي انتها و در محاصره گرگ صفتاني پليد و بيرحم که مترصد حمله و غارت اند .در حقيقت عاشورا روز حساسي در تاريخ است که در درون خود سرنوشت قابل تحقق براي هر انسان را، در قالب تقابل دو انتخاب به روشني ترسيم ميکند . تقابل بين حق و باطل که تا بي نهايت امتداد مي يابد؛ يکطرف بي نهايتي از جور وستم و سنگدلي و بيرحمي ورذالتي که يک بشردر اوج کفر وعصيان ميتواند مرتکب شود و پست ترين شود و طرفي ديگر بي نهايت صبر وعزت وبزرگي و شجاعت وکرامتي که در اثرتحمل سخت ترين مصائب ورنجها در راه معبود بدست مي آورد و مي تواند انسان را به مقامي برساند که حتي آسمانها بر رنج ها و مصيبت هايش بگريند .انتخاب يکي از ايندو ست که هميشه در همه زمان ها و مکانها براي بشريت مطرح است . ---------------------------منابع مقاله نگاه تحليلي به محتواي زيارت عاشورا- نسيم کاهيرده---------------------------
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 19 آذر 1393  ] [ 12:36 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
جانم به این روایت... رسول الله صلي الله عليه واله وسلم صراحتا فرمود : يا علي اگر بنده اي هزار سال خدا را عبادت كند و روز ها روزه بگيرد و شب ها شب زنده داري كند و به اندازه كوه احد طلا و نقره داشته باشد و همه انها را در راه خدا انفاق كند و در بين صفا و مروه مظلوما كشته شود ، ‌اگر ولايت تو و فرزندان تو را نداشته باشد هيچ يك از اعمالش قبول نميشود و حتي بوي بهشت هم به مشامش نمي رسد و نيز ولايت تو بدون برائت از دشمنان تو و دشمنان فرزندان تو قبول نيست مستدرك الوسائل ج1 ص 159 و ص 162 ، كنزالفوائد ص 185 ، مناقب ال ابي طالب ج3 ص2 ، التحصين ص 539 ، شواهد التنزيل ج1 ص 554 ، كشف اليقين ص 224 و 226 ، مجمع النورين ص 214 ، بحارالانوار ج 27 ص 199حديث 66 ، غايه المرام ص 17 حديث 9 و ص 44 حديث 48 ، اثبات الهداه .... اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يااَميرَ الْمُؤْمِنينَ، وَيَعْسُوبَ الدّينَ،وَقائِدَ الْغُرِّالْمُحَجَّلينَ، "یاعلے"
ادامه مطلب
[ جمعه 18 مهر 1393  ] [ 01:43 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
منتظران بازنده، منتظران برنده! امام زمان آیا تا به حال و در روزگارانی که زیسته ایم با صدایی، فغانی، شیونی، فریادی شگفت زده شده ایم و از جا پریده ایم؟ حتما برای همه ما این اتفاق ساده و کلیشه ای افتاده است؛ گاهی در ترافیک سنگین، آنگاه که فارغ از هر گونه مشغله و گرمایی و بدون توجه به انبوه اتومبیل ها اندر تفکرات خود غرق شده ایم با بوق ممتد اتومبیل پشت سر تکانی خورده ایم و تمام اندیشه هایمان دود شده است و شاید ابر تشکیل شده بالای سرمان محو. گاه می توان از اتفاقات ساده و به شدت معمولی و عادی زندگی نتایج بزرگ و قابل تأملی گرفت، می توان درس ها آموخت و به خاطر سپرد و از آن استفاده کرد. آیا تا به حال به همین حادثه که البته حادثه نمی توان گفت؛ به همین اتفاق عادی طور دیگر و متفاوت تری نگریسته ایم؟ آیا تا به حال اندیشیده ایم که اگر آن صدای اصلی به گوش برسد و منادی ندا دهد و ما همچنان غرق در زندگی دنیایی باشیم؛ چه عکس العملی خواهیم داشت؟ آیا ما در این بزنگاه اصلی زندگی هول نخواهیم کرد؟ آیا بهت زده و شگفت زده نخواهیم شد؟ بازنده‌ی دوران آری، قطعاً ما؛ آدمیانی که در زندگی و لذت های آن غرق شده و حواسمان پرت از اصل است و سخت مشغول فرع شده ایم با آن ندا از جا می پریم و حالی عجیب خواهیم داشت. زیرا هیچ گاه نمی اندیشیدیم که این اتفاق عظیم که تمام عمر شعار آن را داده ایم و خود را منتظر نامیده ایم حادث شود. در هیچ برهه ای از زمان آن را نزدیک احساس نمی کردیم. به همین علت حالی همچون بازنده ها داریم و بازنده همه اعصار و دوران ها هستیم. آن را دور می پنداشتیم که دنبال اصلاح خود نبودیم و مدام آن را به فردا و فرداهای دیگر موکول می کردیم. اسم های بدون مسمی اگر یادمان می ماند که «وَ اسْتَمِعْ یَوْمَ یُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَكانٍ قَریب» و مدام این نجوا در گوشمان بود قطعاً منتظرانی می بودیم که آن امام منتظَر سزاوار آن است. و چقدر فراموشکاریم که «منتظران مصلح خود باید صالح باشند»؛ و ما هیچ تلاشی در این جهت نکردیم و اسم هایی بدون مسمی بودیم. به انسان های منتظر که سال ها انتظار برپایی عدالت و داد را کشیده‌اند؛ دستور داده شده که همواره سلاح در دست داشته باشند و آن را بر زمین نگذارند و به خاطر داشته باشند که اگر به عدالت و قسط معتقدند نباید در مقابل ظلم و جور ساکت بنشینند. در عصر غیبت و برای ایجاد زمینه های ظهور اگر بنشینیم و خود را منتظر بنامیم و تنها و در زبانمان "آقا بیا" باشد و جمعه به جمعه دعای ندبه ای بخوانیم و انابه کنیم کافی نیست و باید حرکتی هرچند اندک برای رفع هر گونه ظلم و ستم و ستاندن چهره فقر انجام دهیم که این اندک و حداقل خودش حداکثری است و ارزشمند و پرفایده برای زیباترین روز، خود را آراسته کنیم اینجا باید گفت که ما آدمیان و به خصوص ما مسلمانان منتظر باید برای اعتقاد و ایمان خود هزینه بپردازیم و به راحتی آن را از دست ندهیم و از مرزهای عقیدتی حراست و نگهبانی کنیم و در این امر سستی نورزیم؛ با هر بادی که از هر سویی می وزد تکانی نخوریم و بسیار حواسمان به اعتقادات باطل باشد و ایمان جزوی از جانمان گردد. ما باید بسیار مقاومت کنیم؛ مقاومتی که در همه ابعاد باشد و این را یک تکلیف دینی و واجب الاهی بدانیم. این مقاومت باید همواره زنده و پویا بماند تا مقدمات تحقق عدالت الاهی در سراسر گیتی فراهم شود. مردم باید هم از نظر ذهنیت و هم از نظر عینیت آمادگی کامل داشته باشند یعنی این مقاومت غیر از آنکه به عنوان یک اصل اعتقادی در جامعه با ایمان حضور دارد باید در بعد عمل نیز هویدا و ظاهر باشد. جامعه دین مدار هیچ گاه تحت سلطه حکومت های ظالم نمی رود و در برابر هیچ جبار و ستمگری سر خم نمی کند. پس در عصر غیبت انسان مومن نباید خود را کم ارزش تلقی کند و تن به هر حکومتی دهد. ما در این زمان باید در مقابل هر گونه ظلم و جوری مقاومت کنیم و تسلیم نشویم و بهترین و قوی ترین نیروی خود را تا آن روز بزرگ مهیا سازیم و برای زیباترین روز خود را آراسته کنیم: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ». حتی اگر به دست هم نمی توانیم کاری و حرکتی انجام دهیم حداقل با زبان و قلبمان انزجار از ستم را داشته و در مقابل آن بی تفاوت نباشیم. کردار و رفتارمان این نباشد که چون ظلم و تعدی آسیبی به ما نرسانده و کیلومترها و فرسنگ ها از ما دور است، پس مهم نیست و ما که در آرامش زندگی می کنیم. غزه آیا فقط "آقا بیا" کافی است این روزها که شاهد نسل کشی و جنایت های بی شماری از سوی جنایتکاران هستیم نباید بگوییم که چون ما متحمل لطمه ای نشده ایم و یا آن ها هم مسلک ما نیستند پس به ما ربطی ندارد و بی تفاوت باشیم. ما که خود را شیعه مولای متقیان علیه السلام می دانیم باید توجه داشته باشم که ایشان می فرمایند: مردم یا در دین با تو یکسانند یا در خلق. حتی اگر کاری ازمان بر نمی آید حداقل به زبان و قلب غم زده و ناراحت باشیم و بدانیم که در عصر غیبت و برای ایجاد زمینه های ظهور اگر بنشینیم و خود را منتظر بنامیم و تنها و در زبانمان "آقا بیا" باشد و جمعه به جمعه دعای ندبه ای بخوانیم و انابه کنیم کافی نیست و باید حرکتی هر چند اندک برای رفع هر گونه ظلم و ستم و ستاندن چهره فقر انجام دهیم که این اندک و حداقل خودش حداکثری است و ارزشمند و پرفایده. تا به حال اندیشیده ایم که اگر آن صدای اصلی به گوش برسد و منادی ندا دهد و ما همچنان غرق در زندگی دنیایی باشیم؛ چه عکس العملی خواهیم داشت؟ آیا ما در این بزنگاه اصلی زندگی هول نخواهیم کرد؟ آیا بهت زده و شگفت زده نخواهیم شد؟ کدام معرفت ذکر این نکته هم لازم است؛ ما را که منتظران آن امام همام می خوانند باید نشانه هایی از آن امام داشته باشیم. باید شعار انتظارمان به جانمان بزند و یارمان باشد. باید طوری عمل کنیم که بتوانیم در آن روز بزرگ در مقابل آن امام جلیل القدر و والا منزلت سرمان را بالا بگیریم. باید معرفت به امام عصر علیه السلام پیدا کنیم و امام شناختیمان ارتقا پیدا کند؛ برای مایی که امام را نمی شناسیم و از جایگاه او مطلع نیستیم و خبر نداریم که این جهان طفیلی وجود امام است چه فرق می کند که ایشان با 313 نفر می آیند یا با یک تن. این ها که معرفت امام نیست. این ها که انسان را به بلوغ و رشد نمی رساند. آیا بهتر نیست به جای بسیاری از کارها که تاکنون انجام داده ایم که بعد این همه سال فایده ای خاص و دستاوردی نداشته دنبال اموری باشیم که برتر از آن است و معرفتی خاص ایجاد می کند. اگر آدمی می خواهد دنیایش دنیای انسانی باشد و مراتب کمال را طی کند باید با حجت الله مرتبط باشد. اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک. اللّهم عرفنی نبیک فانک ان لم تعرفنی نبیک لم اعرف حجتک. اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرّفنی حجتک ضللت عن دینی؛ پروردگارا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی، نمی توانم پیغمبرت را بشناسم. پروردگارا! پیغمبرت را به من بشناسان که اگر پیغمبرت را به من نشناسانی، نمی توانم حجت تو را بشناسم. پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناسانی، دین خود را از دست می دهم، و گمراه خواهم شد. زهرا کفایی جلیلی فرد بخش مهدویت تبیان
ادامه مطلب
[ جمعه 4 مهر 1393  ] [ 03:27 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
آیت الله بهجت(ره) فرمود: وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(علیه السلام) در یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه قتل آن حضرت(علیه السلام) مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(علیهم السلام)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد. در طول این مدّت دل اهل ایمان خون بود. امّا ما بیش از هزار سال است که گرفتاریم و حضرت حجّت(عج) گرفتار است و دشمن ها نمى گذارند بیاید و او را حبس کرده اند. آیا حبسى از این بالاتر که نتواند خود را در هیچ آبادى نشان دهد و خود را معرّفى کند! در این ما فوق هزار سال که آن حضرت در زندان است، خدا مى داند که قلوب اهل ایمان چه قدر خون است. آیا شایسته است که حضرت غائب(عج) در مصایب و گرفتارى شبیه قضیّه ى حسین بن على(علیه السلام) به این مدّت طولانى گرفتار باشد و ما برقصیم و شادى کنیم؟! "" تا کی باید بار گناهان و اشتباهات خود را متوجه دیگران و دیگر چیزها بکنیم؟ تا کی بایستی این همه مصیبت را به خاطر بی توجهی و فراموش کردن امام زمانمان(علیه السلام) تحمل کنیم؟ تا کی می خواهیم خود را گول بزنیم و بیدار نشویم؟ پس کی بناست علت اصلی آن را متوجه شویم؟ پیشوای پنجم شیعیان، امام باقر(علیه السلام) می فرماید: هرگاه خداوند بخواهد بر مردم غضب کند (آن هم به خاطر اعمال ناشایست مردم) ما اهل بیت را از مجاورت با آن ها دور می کند. (اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه، نحانا عن جوارهم".(1) بیش از هزار سال پیش که حدود هشتاد سال از دوران غیبت کبرای امام زمان(علیه السلام) می گذشت، آن حضرت در نامه‌ای به شیخ مفید(ره) فرمودند: "ما به خبرهای شما احاطه کامل داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما پنهان نمی ماند و آگاهیم از ذلت و خواری که به شما رسیده، از زمانی که عده ای از شما تمایل نموده اند به عقاید و اعمالی (ناپسند) که گذشتگان صالح از آن دور بودند و عهد و پیمانی را که از آن ها گرفته شده بود (نسبت به امام زمانشان) بدور انداختند گویا که نمی دانند." وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(علیه السلام) در یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه ى قتل آن حضرت(علیه السلام) مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(علیه السلام)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد نکته قابل توجه اینجاست که این توقیع در سال های اولیه دوران غیبت فرستاده شده است، اکنون که وضع بسیار بدتر از آن زمان است و مردم در سختی ها، فشارها و فساد بسیار بیشتری گرفتار شده اند. علاوه بر اینکه امام زمان(علیه السلام) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و بر اساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند. آیا می خواهید بدانید فاصله ما با امام زمانمان چقدر است و معنای غربت و تنهایی چیست؟ به این چند جمله ساده و عامیانه خوب دقت بفرمایید؛ به ما فرموده اند که روز جمعه احتمال ظهور حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) بیشتر است. "یا مولای هذا یوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک"(2) حال اگر عصر جمعه ای بعد از نماز مغرب و عشاء، کسی به ما بگوید که امروز هم گذشت و امام زمان (ارواحنا فداه) ظهور نفرمودند و سپس چند لحظه بعد به ما خبر بدهند که از امروز مثلاً سیب زمینی کیلویی بیست تومان گرانتر شده است، شما را به خدا قسم برای کدام یک از این خبرها بیشتر ناراحت می شویم؟ برای کدام یک بیشتر دلهره پیدا می کنیم؟ نگران کدام یک می شویم؟ آیا زمانی که مثلا دخترمان از مدرسه برمی گردد، اول می پرسیم دخترم در راه حجابت را رعایت کردی تا قلب نازنین امام زمان(علیه السلام) را نرنجانی؟ یا ابتدا می پرسیم نمره امتحانت چند شد؟ آیا از پسرمان می پرسیم که همزمان با امام زمانت، نمازت را خواندی؟ یا اول می پرسیم مسابقه امروز را بردی یا نه؟ اصلاً به زندگی هایمان نگاه کنیم، آیا رنگ و بوی امام زمان(علیه السلام) را می دهد؟ آیاتابلویی که به دیوار خانه نصب کرده ایم، آیا وسایلی که مورد استفاده قرار می دهیم، آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟ یا نه؛ آن قدر محرم و نامحرم بی پروا با هم اختلاط دارند که قلب مهربان امام زمان(علیه السلام) را می رنجاند؟ بیش از هزار سال پیش که حدود هشتاد سال از دوران غیبت کبرای امام زمان(علیه السلام) می گذشت، آن حضرت در نامه ای به شیخ مفید(ره) فرمودند: "ما به خبرهای شما احاطه کامل داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما پنهان نمی ماند و آگاهیم از ذلت و خواری که به شما رسیده، از زمانی که عده ای از شما تمایل نموده اند به عقاید و اعمالی (ناپسند) که گذشتگان صالح از آن دور بودند و عهد و پیمانی را که از آن ها گرفته شده بود (نسبت به امام زمانشان) بدور انداختند گویا که نمی دانند" آیا ظاهر خود و خانواده مان آن طوری هست که مورد قبول و رضایت امام زمان(ارواحنا فداه) باشد؟ آیا طریقه درآمدمان طوری هست که امام زمان(علیه السلام) به آن برکت دهند و یا قدم به خانه ما گذاشته و بر سرسفره ما بنشینند؟ و خلاصه اینکه آیا روش زندگی ما همانگونه است که امام عصر(علیه السلام) می پسندد؟ دوستی می گفت داشتم از حرم مطهر امام رضا(علیه السلام) بیرون می آمدم، دیدم شخصی فریاد می زند؟ آی دزد، پولم را دزدیدند و …، مردم هم با یک حالت تأسف و دلسوزی به او نگاه می کردند، با خودم گفتم: الان اگر کسی فریاد بزند: امام زمانم نیست، امام زمانم نیامد و …، مردم با یک حالت تمسخر به او نگاه می کنند و می گویند: او دیوانه شده است. همه این ها یک طرف که اینگونه نیستیم، گاهی در زندگی مان طوری رفتار می کنیم که انگار از امام زمان(عج)، از آن کسی که اصلا کسی وجود ما به طُفیلی ایشان و به خاطر وجود ایشان خلق شده(3)، طلبکار هم هستیم. به هر حال یادمان نرود که علاوه بر اینکه امام زمان(علیه السلام) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.
ادامه مطلب
[ جمعه 4 مهر 1393  ] [ 03:07 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
استاد پناهیان: مهمترین عامل موفقیت حکومت مهدوی اگر چه مظلومان و محرومان همیشه به دنبال رفع ظلم و فقر بوده‌اند، اما مهمترین عامل موفقیت حکومت مهدوی، نه شعار عدالت طلبی است و نه وعدۀ عمران و آبادانی؛ بلکه ولایت پذیری مردمی است که راه نجات را تنها در استقرار ولایت ولی خدا بر زمین می‌دانند. عدالت و دیگر برکات حکومت مهدوی همه در سایۀ استقرار ولایت است.
ادامه مطلب
[ شنبه 29 شهریور 1393  ] [ 09:47 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]

علامه مصباح يزدي: بدون اصل ولايت ساير اصول هم از بين مي رود

علامه مصباح يزدي گفت:هر کس در حوزه خودش بايد اصل ولايت را دنبال کند زيرا اين اصل محور سعادت و عزت ما در دنيا و آخرت ضامن حفظ اصول توحيد ، نبوت و امامت در زمان غيبت است و اگر ولايت را داشتيم بقيه اصول در سايه آن حفظ مي شود و اگر نباشد ساير اصول هم باقي نخواهد ماند.

 

به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني آثار حضرت آيت‌الله مصباح يزدي، رييس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در جمع هيات معتمدين، شوراي مرکزي و فعالان جبهه پايداري کرمان گفت: خداي متعال از نهايت فضل خودش بهترين بندگانش را براي هدايت بشر مبعوث فرمود و از آن‌جا که اراده الهي بر آن تعلق گرفته که بشر با اراده خود راهش را انتخاب کند بعضي افراد راه خداوند را انتخاب کردند و برخي برخلاف دستورات الهي عمل مي کنند و با نگاهي به تاريخ مي‌بينيم پذيرش مردم در برابر هدايت انبيا متفاوت بوده و بر اساس تاريخ قرآني اکثر مردم از دعوت انبيا تبعيت نکردند.

علامه مصباح در ادامه افزودند: در بين کساني که از انبيا تبعيت ‌کردند هم مراتب مختلفي وجود داشت، عده‌اي در پذيرش اين دعوت عمقي نداشتند و در مقابل عده‌اي در تبعيت از فرامين به قدري پيش رفتند که به مقام انبيا نزديک ‌شدند. نتيجه اين‌که مراتب فهم و ايمان و درک و معرفت و نيز مراتب تاثير هواي نفس و وسوسه‌هاي شيطاني در افرادمتفاوت است.

رييس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) گفت: در تاريخ اسلام هم گروهي که در سقيفه جمع شدند از همان کساني بودند که پاي منبر پيامبر حاضر مي‌شدند و مسلمان و نمازخوان بودند؛ ولي در نهايت به سمت ديگري رفتند. در زمان ما هم زماني که حضرت امام (ره) نهضت را شروع کردند طرفداران و يارانشان از جهات مختلف متفاوت بودند؛ تا جايي که در اولين انتخابات رياست جمهوري کساني از داخل بيت امام از طرفداران بني‌صدر بودند؛افرادي هم بودند که همه زندگي و هستي شان براي امام بود و غير از خدمت به امام و اسلام هيچ دلبستگي به زندگي نداشتند و بعضي از آنها به شهادت رسيدند.

علامه مصباح افزود: امروز هم همين اختلاف فهم ها و دلبستگي به مقام و ثروت و غيره وجود دارد و ما نبايد توقع داشته باشيم که همه يک گونه عمل کنند و در مقابل ولي‌فقيه يکسان باشند.

ايشان با اشاره به اين که ما بايد همان مسأله الگوي دواير متحدالمرکز را در نظر داشته گفت: تأسيس جبهه پايداري در دايره اصولگرايان همچون دايره کوچکي با محوريت ولايت‌فقيه است که آن‌چه را از صحبت هاي رهبري دريافت مي‌کند عمل مي‌کند و در مرکز دايره وسيع اصول‌گرايان قرار مي گيرد.

علامه مصباح با طرح اين سؤال که "اکنون در اين دايره مرکزي هستيم و بايد ولايت محور فعاليت ما باشد چه کنيم که منحرف نشويم" ادامه دادند: در طول اين سي‌وچند سال بيشترين عامل جذب ولايت فقيه عاطفي بوده است و اين عامل براي ادامه کار کافي نيست و بايد با تقويت عامل عقلاني بر معرفت و شناخت ما افزوده شود تا اين ريشه قوت پيدا کند و زمينه بقا و رشد و نمو را داشته باشد.

ايشان با اشاره به اين‌که دشمني دشمنان هم باعث مي‌شود که بر بصيرت مؤمنين نسبت به اهلبيت و امام افزوده شود، افزود: براي اين‌که ما و نسل آينده فکر صحيح و راه صحيحي داشته باشيم بايد بنيه علمي و عقلي‌مان را تقويت کنيم. متأسفانه در طول اين چند دهه عوامل رشد عقلاني در اين زمينه کم بوده است. البته اخيراً حرکت‌هايي در اين زمينه شروع شده و شاهد شتاب آن هستيم.

ايشان با اشاره به اين‌که حدود 20 سال است که رهبري مي‌فرمايند دشمن ايمان جوان‌هاي ما را هدف قرار داده است، افزودند: هر يک از ما بايد به اندازه ظرفيت خود تلاش کنيم و نقطه اصلي که بايد تقويت شود مسأله ولايت فقيه است.

علامه مصباح گفت: مشکلاتي که در انقلاب‌هاي منطقه وجود دارد اين است که هيچ يک از آنها کسي را مثل امام ندارند. عامل پيروزي انقلاب ما اين بود که مردم اعتقاد داشتند چون ولي فقيه جانشين امام زمان است اطاعت از او واجب است. و اين تفکري است که تمام غربي‌ها تلاش مي‌کنند آن را تضعيف کنند.

علامه مصباح يزدي گفت:هر کس در حوزه خودش بايد اصل ولايت را دنبال کند زيرا اين اصل محور سعادت و عزت ما در دنيا و آخرت ضامن حفظ اصول توحيد ، نبوت و امامت در زمان غيبت است و اگر ولايت را داشتيم بقيه اصول در سايه آن حفظ مي شود و اگر نباشد ساير اصول هم باقي نخواهد ماند.

وي در پايان در پاسخ به درخواست اعضاي جبهه پايداري کرمان جهت حضور در اين استان گفت: از بهترين ساعات زندگي من وقتي است که در بين جوانان پرشور و انقلابي و طلاب باشم. از لطف خدا به دور نمي‌بينم که در جمع دانشجويان و طلاب کرماني باشم و مطمئن باشيد علاقه بنده به ديدار شما کمتر از شما نيست.

 

http://qabas.iki.ac.ir/node/1543


ادامه مطلب
[ سه شنبه 1 مرداد 1392  ] [ 08:40 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

خداکند که رضایم فقط رضای تو باشد/ هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد
نويسندگان