نیاز من طلبه

کتاب «رهایی از تکبر پنهان» اثر جدید حجت الاسلام علیرضا پناهیان توسط انتشارات بیان معنوی با سبکی متفاوت راهی بازار نشر شد. پناهیان پیشتر در مصاحبه‌ای اینگونه به این سبک جدید اشاره کرده بود: «در این اثر تمامی بندهای ارایه شده کتاب با وجود استقلال معنا، با یکدیگر پیوندی دارند که نشان از نوعی خلاصه‌گویی دارد. در نگارش این کتاب تصمیم داشتم با تجربه کردن این شیوه از خلاصه‌نویسی، تاثیر القای معانی به مخاطبان را ارزیابی کنم تا از نتایج آن در تالیفات بعدی‌ام کمک بگیرم و به این نکته دست‌یابم که آیا کم‌حجم نوشتن مطالب موجب نتایج عمیق‌تری در ذهن خوانندگان می‌شود یا نه.» مشاور نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، در خصوص موضوع کتاب نیز گفته بود: «در این کتاب با اشاره به پنهان بودن برخی از صفات اخلاقی نظیر تکبر در وجود انسان، به نقش گمراه‌کننده آن در مسیر معنوی و اخلاقی انسان‌ها پرداخته‌ام و یادآوری کرده‌ا‌م که پنهان بودن برخی از این صفات نادرست، ضربه سنگینی به انسان‌ها وارد می‌کند.»

 

 

ادرس  محل خرید

http://www.bayancenter.ir/products/books/page/shop.product_details/category_id/18/flypage/flypage.tpl/product_id/51.html

 

انتشارات بیان معنوی پیشتر کتابهای «انتظار عامیانه، انتظار عالمانه، انتظار عارفانه»، «شکوه امر خدا؛ به ضمیمه یادداشتی برای معتکفین»، «شهر خدا؛ رمضان و رازهای روزه‌داری» و «تحلیلی بر نگاه امام به هنر و رسانه» از همین مولف را منتشر کرده بود. فهرست و متن کامل فصل اول این کتابها در پایگاه اطلاع رسانی بیان معنوی قابل مشاهده است.

 

فرازهایی از متن کتاب «رهایی از تکبر پنهان» نوشتۀ حجت الاسلام و المسلمین پناهیان را در ادامه می‌خوانید:

بیش از دشمنان حق که با تکبر نابود شده‌اند، طرفداران حق باید از وجود تکبر پنهان در خود بترسند

  • بیش از دشمنان حق که با تکبر نابود شده‌اند، طرفداران حق باید از وجود تکبر پنهان در خود بترسند، چون سرانجام وجود تکبر پنهان در آدم‌های خوب، سرنوشت 6000 سال عبادت ابلیس است.
  • اینکه چرا صفت زشتی مثل تکبّر بر انسان پوشیده می‌ماند، پاسخ پیچیده‌ای ندارد؛ وقتی به پاک شدن روحمان از صفت تکبّر اهمیت ندهیم، آن را نمی‌بینیم. یعنی وقتی نمی‌خواهیم آن را ببینیم، نمی‌بینیم. این خیلی ساده است. باید به آن اهمیت بدهیم و درون خود را بکاویم تا پیدایش کنیم. هرچند مقدارش در وجود هر کسی متفاوت است، ولی بعید است که اصلاً نباشد.
  • یکی از دلایل پنهان ماندن تکبّر، آثار اجتماعی آن است. وقتی انسان می‌بیند همه از آدم متکبّر متنفرند، خب عاقلانه‌تر است تکبّر خود را پشت لبخند ملیح و متواضعانه‌ای پنهان کند. بعد کم‌کم خودِ او هم باور می‌کند تکبّر ندارد. فقط خدا می‌داند چه زمانی این تکبر بروز پیدا کرده و صاحبش را بیچاره می‌کند.

باید با تکبّر مثل یک بیماری مرموز و پنهان برخورد کنیم

  • باید با تکبّر مثل یک بیماری مرموز و پنهان برخورد کنیم، به دنبال علائم این بیماری در خودمان باشیم و از سلامت خود محافظت نماییم. باید گوش به زنگ باشیم و تا کوچک‌ترین علامت این بیماری را در خود مشاهده کردیم، به مبارزه با آن برخیزیم.
  • تکبّر پنهان، علاوه بر اینکه یک عیبِ بزرگ و خطرناک است، یک بیماریِ پیچیده و عجیب نیز هست. چون کسی‌که تکبّر پنهان دارد، غالباً نمی‌پذیرد که این عیب در درونش وجود دارد و این مسأله سببِ پیچیده‌تر شدنِ موضوع می‌شود. شاید چون تکبّر پیش همۀ انسان‌ها زشت و ناپسند است و همه از تکبّر بَدِشان می‌آید، معمولاً کسی حاضر نیست به وجود آن در درون خود اعتراف کند؛ و به همین راحتی، انسان در تشخیص تکبّر دچار اشتباه می‌شود.

مظاهر تکبّر پنهان/ اصرار قرآن در بیان نشانه‌های متکبرین

  • شاید یکی از مهم‌ترین دلایل پنهان ماندن تکبّر، عدم آگاهی از مظاهر تکبّر باشد. خیلی‌ها چون با نشانه‌های تکبّر آشنا نیستند، نه این صفت را در خود می‌یابند و نه در دیگران.
  • البته بعضی‌ وقت‌ها ممکن است یکی از مظاهر تکبّر و یا مشابه آن را در کسی ببینیم، ولی واقعاً تکبّری در آن فرد وجود نداشته باشد، بلکه در اثر عوامل دیگری مثل ساده‌لوحی این وضعیت پدید آمده باشد، که در این صورت باید مواظب باشیم او را متهم به تکبّر نکنیم.
  • چه کسی تکبّر پنهان دارد؟ کسی که علائم تکبّر را در رفتار خود دارد، ولی وجود تکبّر را انکار می‌کند. به همین دلیل باید به بحث «آثار تکبّر» خیلی دقت کرد. وجود «نشانه‌های» تکبّر خیلی مهم‌تر از «احساس» تکبّر است. چون انسان می‌تواند خود را فریب بدهد و تکبّر خود را احساس نکند.
  • در قرآن کریم خداوند متعال در آیات متعددی به بیان نشانه‌های رفتاری متکبّرین می‌پردازد، این اصرار قرآن در بیان نشانه‌ها امری قابل تأمل است.
  • تکبّر پشت سر رفتارهایی پنهان می‌شود که ما ممکن است آنها را نشناسیم، لذا خداوند متعال برخی از این رفتارها را در قرآن کریم ذکر می‌فرماید: «یَسْمَعُ آیاتِ اللَّهِ تُتْلى‏ عَلَیْهِ، ثُمَّ یُصِرُّ مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْها؛ فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلیمٍ؛ پیوسته آیات خدا را مى‏شنود که بر او تلاوت مى‏شود، امّا از روى تکبّر اصرار بر مخالفت دارد گویى اصلاً آن را هیچ نشنیده است چنین کسى را به عذابى دردناک بشارت ده!)»[1] اصرار بر نشنیده گرفتن؛ این یک رفتار متکبّرانه است.

بهانه‌جویی و مجادلات بی‌پایه و پرتوقعی‌های بی‌جا، از مظاهر تکبّر پنهان

  • بهانه‌جویی و مجادلات بی‌پایه و پرتوقعی‌های بی‌جا، همه مظاهری از تکبّر پنهان هستند که در رفتار متکبّران دیده می‌شوند: «وَ قالَ الَّذینَ لایَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْلا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْمَلائِکَةُ أَوْ نَرى‏ رَبَّنا؟ لَقَدِ اسْتَکْبَرُوا فی‏ أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا کَبیراً؛ کسانى که امیدى به دیدار ما ندارند (و رستاخیز را انکار مى‏کنند) گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند و یا پروردگارمان را با چشم خود نمى‏بینیم؟!» آنها درباره خود تکبّر ورزیدند و طغیان بزرگى کردند.»[2]
  • معلوم نیست چرا خداوند متعال این قدر اصرار دارد که به ذکر جزئیات رفتار متکبّران بپردازد؟ شاید این اصرار به این دلیل است که ما بدانیم پشت این رفتارها چه تکبّری پنهان شده است، شاید هم برای ابراز شدت انزجار حضرت حق نسبت به این گونه رفتارهای متکبّران باشد: «وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَیْهِ آیاتُنا وَلَّى مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْها، کَأَنَّ فی‏ أُذُنَیْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلیمٍ؛ هنگامى که آیات ما بر او خوانده مى‏شود، مستکبرانه روى برمى‏گرداند، گویى آن را نشنیده است گویى اصلاً گوش‌هایش سنگین است، او را به عذابى دردناک بشارت ده.»

ادامه مطلب
[ شنبه 29 آذر 1393  ] [ 11:27 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
در تاريخ آمده است: زني از قريش به نام "رايطه" در زمان جاهليت بود که از صبح تا نيم روز ، خود و کنيزانش، پشم هايي را که در اختيار داشتند مي تابيدند و پس از آن دستور مي داد همه بافته ها را واتابند و به صورت اول درآورند و به همين جهت به عنوان "حَمقاء" يعني "زن احمق" معروف شد.طبيعي است هرکدام از ما به آن زن و کار او مي خنديم و مي گوييم اَلحَق که احمق بوده اما نکند خداي نکرده در زندگي خودمان کاري اتفاق بيفتد که در واقع همين "بافته ها را پنبه کردن" باشد. به اين نمونه ها توجه نماييد:1- دانش آموزي که با زحمت و سختي موفق مي شود در کلاسي ثبت نام نمايد و يا با تلاش فراوان در کنکور قبول شده وارد کلاس دانشگاه مي شود اما اکنون که در کلاس درس نشسته، به استاد توجه نمي کند و درس نمي خواند و بالاخره ناچار به ترک تحصيل مي شود!2- فردي که با تلاوت قرآن، دعا و ذکر، زبان خود را به سخنان پاک و نوراني متبرک نموده و ثواب و پاداش جمع مي کند ولي پس از آن با غيبت، دروغ و تمسخر ديگران همه را برباد مي دهد. 3- انساني که با زحمت و تلاش و کار سنگين از جهت مالي اندوخته اي جمع آوري مي کند اما با کارهاي بدون فکر و مشورت و معاملات نسنجيده يا رفيق بازي و تفريحات ناسالم همه ثروت خود را از دست داده و به خانه اول برمي گردد. 4- آقايي که براي همسر خود هديه مي خرد يا او را مسافرت مي برد و موجب خوشحالي و جلب محبت او مي گردد اما با منت گذاشتن اثرش را خنثي مي کند. 5- خانمي که با سفره زيبا، غذاهاي خوشمزه، لباسهاي مرتب همسرش را جذب مي کند اما با زبان پرنيش و کنايه، پرتوقعي، بگومگو و بحث بي حاصل او را از خود متنفر مي نمايد.6- آقا و خانمي که به قصد تفريح، شادي و رفع خستگي، عازم مسافرت مي شوند و براي مقدمات سفر هرکدام تلاشهايي مي کنند و پس از مدتها برنامه ريزي و انتظار به مقصد مي رسند اما در آنجا با گفتار و رفتار خود شيريني سفر را به کام يکديگر تلخ مي کنند و خسته تر از قبل برمي گردند. 7- انسان خيّر و خدومي که به نيازمندان کمک مي کند اما با نقل جريان براي اين و آن به آبروي آنها لطمه زده و با يادآوري و منّت آنان را از قبول محبت پشيمان مي کند. 8- و بالاخره کسي که با رعايت تقوي و پرهيز از گناه و انجام طاعت مدتي بنده خوب خدا مي شود ولي باز برمي گردد و با انجام گناهان مختلف پس انداز خود را هدر مي دهد. آري همه اينها پنبه کردن بافته هاست و قرآن کريم چه زيبا تذکر مي دهد آنجا که در سوره نحل آيه 92 مي فرمايد: "شما مانند آن زني نباشيد که پشم ها را تابيده اما پس از آن همه را وا مي تابيد"چه نکته مهم و کاربردي، و چه تذکر سازنده اي. پس بياييد همه ما رفتار و گفتار خود را بازنگري کنيم و هرجا ديديم سخن و عمل ما مصداق "پنبه کردن بافته ها" است فورا آن را حذف کنيم که از قديم گفته اند:"از هرجاي ضرر که برگردي منفعت است"موفق باشيد مهدي عدالتيان
ادامه مطلب
[ جمعه 21 آذر 1393  ] [ 10:46 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
🔴از میان یادداشت‌های استادپناهیان 🔵 گاهی از اوقات دین حداقلی و اخلاق حداقلی از بی‌دینی و بداخلاقی بدتر است و نقش مخرب‌تری در زندگی فردی واجتماعی انسانها دارد. آدم بی‌دین و بد اخلاق وضعش معلوم است و تکلیف دیگران با او روشن است و الگو قرار نمی‌گیرد. ولی کسانی که دین را نصفه‌نیمه معرفی می‌کنند، در واقع به تحریف دین می‌پردازند و راه نجات و امید جامعه را می‌بندند.
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 آذر 1393  ] [ 01:56 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
🔴از میان یادداشت‌های استادپناهیان 🔵اشکالی ندارد، انسان در ابتدای راه باشد و از دینداری و اخلاق کاملی برخوردار نباشد، ولی نباید دین را حداقلی بداند و تحریف کند.دین و اخلاق حداقلی نجات بخش نیست و مهمترین فایده اش برای زورگویان عالم و مستکبران است. چون حاضرند مردم را با حداقل اخلاق و دیانت سرگرم و آرام کنند، تا خود به غارت و گسترش ظلم بپردازند و کسی جلودارشان نباشد.
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 آذر 1393  ] [ 01:55 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
🔴از میان یادداشت‌های استادپناهیان 🔵همۀ بدیهای انسان از تمایلات خوب آغاز می‌شود. هر خصلت بد، از عناصری تشکیل می‌شود که برخی از آنها بسیار ارزشمندند. وقتی انسان تمایلات خوب خود را درست پاسخ ندهد و جهت دهی الهی پیدا نکند، همان تمایل با جهت گیری و مصداق‌یابی غلط، انسان را به ورطۀ هلاکت خواهد کشاند. اگر آدم خودش را بشناسد، در می‌یابد که با تمام وجود فقط خدا را می‌خواهد.
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 آذر 1393  ] [ 01:53 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
همه مي دانيم هر خير و برکتي از خداي مهربان است. اوست که ما را آفريده، به ما نعمت عقل و فهم داده و براي سعادت ما، انبيا و کتاب هاي آسماني را فرستاده است؛ اوست که در گرفتاري ها کمک مان مي نمايد و در خطرها نجاتمان مي دهد. بدي هاي ما را مي پوشاند و خوبي هاي ما را در معرض ديد ديگران قرار مي دهد. اکنون به يک نکته جالب و مهم توجه کنيد.اين خداي مهربان برنامه اي دارد که نام آن را " فرستنده رحمت " مي گذاريم. او دائم لطف و رحمت در همه عالم منتشر مي کند. اين فرستنده بسيار قوي است و شبانه روز در حال ارسال رحمت است اما سوال اينجاست که چرا بعضي افراد يا بعضي محيط ها از اين رحمت الهي محروم هستند؟پاسخ خيلي آسان است. آن ها يا " گيرنده رحمت " نصب نکرده اند و يا تنظيم آن به هم خورده. نصب گيرنده اينگونه است که انسان يک توبه واقعي نمايد وعزمي جزم بر ماندن در مسير بندگي خداوند داشته باشد و تنظيم اين است که دائم امواج دستورات الهي را دريافت نموده و گفتار و رفتار خود را با آن ها چک نمايد و هرجا ناهماهنگ بود زود اختلاف و تفاوت را برطرف نموده و در همان جهت الهي قرار گيرد.اگر اين تنظيم صورت گيرد مي بينيم چگونه امواج رحمت الهي به سوي ما جذب مي شود و درهاي لطف و عنايت او به طرف ما باز مي گردد. قرآن کريم در آيه 96 سوره اعراف مي فرمايد: "و اگر مردمي که در شهرها و آبادي ها زندگي مي کنند ايمان بياورند و تقوي پيشه کنند، برکات آسمان و زمين را بر آنها مي گشاييم..." آيه 96 سوره اعرافپس تلاش کنيم با حرکت در مسير رضاي خداوند و ترک گناه و نافرماني او هرچه بيشتر خود را در معرض لطف و رحمت او قرار دهيم.موفق باشيد مهدي عدالتيان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 آذر 1393  ] [ 01:49 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
لطفاً جاهاي خالي را با دقت پر کنيد!1- من دوست دارم پس از مرگ خانه قبرم ..... باشد (نوراني –ظلماني)2- مي خواهم در عالم برزخ در بهشت آن عالم غرق در نعمت هاي الهي ...... (باشم، نباشم)3- هنگام ورود به محشر دوست دارم با چهره اي ....... وارد شوم. (شاد و آرام – غمگين و ترسان)4- حسابرسي از من ....... باشد (آسان و سريع-سخت و طولاني)5- در قيامت هم نشين ...... باشم. (خوبان و پاکان، انسان هاي ظالم و ناصالح)آفرين بر شما؛ تا اينجا خيلي خوب انتخاب کرده ايد و انشالله اگر در مرحله بعد هم نمره بياوريد زندگي آخرت شما زيبا و پر از نشاط و سرور است. اما مرحله نهايي تطبيق انتخاب شما با رفتارتان در دنياست.شما که طالب خانه اي نوراني در قبر و برزخ هستيد بايد خانه دنياي شما هم نوراني باشد ، نور صداقت، نور محبت، نور احسان، نور پاکي در زندگي شما جلوه گر باشد.همچنين شما که دوست داريد غرق در نعمت هاي الهي باشيد بايد در اين دنيا ديگران از احساس و خيرخواهي شما بهره مند باشند.دقت نموده ايد که چقدر باعث شادي همسر، فرزند، همسايه ، دوستان تان هستيد؟و چندبار گرد غم از چهره غم ديده اي زدوده ايد؟بسيار خوب به همان نسبت چهره شما در قيامت شاد است و غم از شما دور است.راستي در تعامل با ديگران سخت گير هستيد يا اهل مدارا و گذشت؟در خانواده بداخلاق و پرتوقع و اهل نق زدن هستيد يا خوش اخلاق و خوش برخورد؟اگر بدهکاري در اثر نداري – نه از روي حقه و نيرنگ- پرداخت پول شما را تأخير بياندازد برخورد شما با او چگونه است؟بله با اين دقت ها مي توانيم تشخيص دهيم مرحله اول پاسخ هاي ما تا چه حد قابل قبول استعلاوه بر اين ها در همين دنيا به چه کساني علاقه داريم،با چه کساني رفت و آمد مي کنيم،عکس چه افرادي را در منزل يا محل کار خود داريمو به چه افرادي افتخار مي کنيم؟بايد توجه داشته باشيم که همان افراد و کساني هم فکر و هم سليقه با آنان هم نشينان ما در آينده و در قيامت خواهند بود.خلاصه سخن اينکه ما دو دوران زندگي داريم يکي دوره عمر دنيا و ديگري زندگي پس از مرگ در عالم برزخ، قيامت و بعد از آن.براي کيفيت زندگي پس از مرگ ما بايد خواسته هاي خود را گزينش کنيم ولي نکته مهم اين است که گزينش ما با رفتار ما در دنيا مقايسه شده و در صورتي قبول مي شود که انتخاب ما با عملکرد دنياي ما منطبق باشد و جالب اين است که اين مقايسه و قضاوت به خود ما سپرده مي شود. پس بهتر است از الان خود مراقب باشيم. خداوند در آيه ي 13 و 14 سوره ي اسراء مي فرمايد: "و کارنامه هر انساني را در گردنش بسته ايم (از او جدا نمي شود) و روز قيامت براي او نوشته اي بيرون مي آوريم که آن را در برابر خود گشوده مي بيند و به او گفته مي شود پرونده ات را مطالعه کن، امروز کافي است خود حسابگر خويش باشي." آيه ي 13 و 14 سوره ي اسراءموفق باشيد مهدي عدالتيان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 آذر 1393  ] [ 01:46 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
حتماً شما هم تا کنون در مسابقه اي شرکت نموده ايد؛ مسابقه ورزشي، درسي، هنري و... . همچنين همه ما شاهد برپايي مسابقاتي بوده ايم، بنابراين خوب مي دانيم که در مسابقه چه نکته هايي هست:1- هر کس سعي مي کند عوامل پيروزي و شکست در مسابقه را خوب ياد بگيرد تا به کمک آن موفق تر باشد.2- در طول مسابقه سعي مي کند خطا نکند.3- تلاش مي کند از رقيب خود جلوتر باشد و امتيازات بيشتري کسب کند.4- هرگز به خاطر خطاي رقيب، خطا نمي کند، بلکه سعي مي کند مراقب باشد تا امتيازاتش را حفظ کند که به رتبه بالاتري برسد و...براي درس اين هفته از آيه 148 سوره بقره کمک مي گيريم که مي فرمايد:" در خوبي ها و نيکي ها از يکديگر سبقت بگيريد "Link: آيه 148 سوره بقرهاکنون به مسابقه زندگي برگرديم و کوشش کنيم در اين مسابقه هم برنده باشيم و بلکه ممتاز و نفر اول .پس :1- عوامل پيروزي مانند صداقت، محبت، گذشت، و... را خوب بشناسيم و ياد داشته باشيم و از عوامل شکست مانند دروغ، خيانت، بد دلي، بد خواهي و... غافل نشويم.2- مراقب باشيم نمره منفي نگيريم. بي جا عصباني نشويم، منت نگذاريم، غيبت نکنيم و...3- تلاش کنيم از رقيبان جلوتر باشيم. همواره ما براي آشتي قدم بگذاريم، تحمل ما بيشتر باشد، از ديگران با انصاف تر باشيم، سختي ها را ما تحمل کنيم و راحتي ها را براي ديگران بخواهيم.4- به خاطر خطاي ديگران خطا نکنيم، نگوييم چون تو لجبازي مي کني من هم لجبازي مي کنم، يا مثلاً چون تو فلان خير را از من دريغ داشتي، من هم به تو خوبي نمي کنم، چون تو به حرف من بها ندادي، من هم چنين مي کنم و...پس يادمان باشد که " زندگي ميدان مسابقه است "موفق باشيدمهدي عدالتيان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 آذر 1393  ] [ 01:44 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
امام خامنه ای: "چالش وجود دارد، مشکلات وجود دارد؛ برسر راه زندگى، این مشکلات هست. اگر زندگى بخواهد عزّتمندانه باشد، انسانهاى داراى خِرَد و تدبیر، مشکلات را به‌خاطر رسیدن به عزّت و شرف انسانى و کرامت انسانى و تقرّب الى‌الله تحمّل میکنند؛ انسانهایى که بى‌خِرَدند همین مشکلات در زندگى آنها هست، آنها را با ذلّت تحمّل میکنند، به جاى اینکه ولایت الهى را قبول کنند، ولایت شیاطین را قبول میکنند: وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ ءَالِهَةً لِیَکونوا لَهُم عِزّاً، کَلّا سَیَکفُرونَ بِعِبادَتِهِم وَ یَکونونَ عَلَیهِم ضِدّاً؛ فرمولى که انسانهاى بى‌خِرَد، دستگاه‌هاى بى‌خِرَد، انسانهاى غافل در دنیا انتخاب میکنند و اتّخاذ میکنند، این‌جور در قرآن کریم رسوا شده‌است. به جاى اینکه به خدا پناه ببرند، به جاى اینکه ولایت الهى را قبول بکنند، به جاى اینکه به هدایت الهى چنگ بزنند، به ولایت شیاطین، به ولایت دشمنان اسلام و دشمنان بشریّت متمسّک میشوند براى اینکه براى خودشان عزّت درست کنند، و این عزّت به دست آنها نمى‌آید. آن عبادت شوندگان نابکار هم از آنها سپاسگزارى نخواهند کرد: کَلّا سَیَکفُرونَ بِعِبادَتِهِم وَ یَکونونَ عَلَیهِم ضِدّا. این بیان قرآن، بیان روشنى است؛ باید از این بیان درس گرفت، باید راه را درست شناخت، خطّ هدایت قرآنى، انسانها را به سعادت میرساند، بایستى از خداى متعال کمک خواست."
ادامه مطلب
[ سه شنبه 11 آذر 1393  ] [ 12:00 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
بسمه تعالی استاد بزرگ اخلاق آقای میرزا اسماعیل دولابی پیش از وفات برای زندگی مومنانه ۱۵ دستورالعمل را ذکر می‌کند که به ترتیب در ذیل آورده شده است: ۱. هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است. ۲.زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود. ۳.اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم. ۴. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه. ۵.موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن. ۶.اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد. ۷.تربت، دفع بلا می‌کند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مؤمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند. ۸.هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود. ۹. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و… . کار محبت همین است. ۱۰.با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود. ۱۱.خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم. ۱۲. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود. ۱۳.ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه‌ی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله ۱۴.دل های مؤمنین که به هم وصل می‌شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند." ۱۵.هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه "الله"را بگو همه ی دلت را تصرف کند.
ادامه مطلب
[ یک شنبه 25 آبان 1393  ] [ 01:40 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات :  ::      1   2   3   4   5   6   7  

درباره وبلاگ

خداکند که رضایم فقط رضای تو باشد/ هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد
نويسندگان