نیاز من طلبه
راهکارهای پیشنهادی زیر اندکی از راهکارهای فراوان تبلیغ برای مظلوم ترین امیرِ تاریخ است: یک معلم می تواند : با برگزاری مسابقات مرتبط با غدیر در کلاسش مبلغ غدیر باشد با اجرای مسابقات تزئینات بین کلاس ها مبلغ غدیر باشد با اختصاص دادن بخشی از کلاسش به مباحث غدیری مبلغ غدیر باشد با دادن موضوعات تحقیقی پیرامون غدیر باعث افزایش دانش شاگردانش در زمینه غدیر باشد با کمک دانش اموزانش جشن کوچکی در کلاس برگزار نماید . یک دانش آموز می تواند: با توزیع یک پاکت شکلات مبلغ غدیر باشد. با تزئین کلاس مدرسه اش مبلغ غدیر باشد. با پذیرایی شکلات در ماشینش مبلغ غدیر باشد. یک دانش آموز می تواند با اجرای مصاحبه با موضوع غدیر مبلغ غدیر باشد. یک دانش آموز می تواند با تهیه روزنامه دیواری با موضوع غدیر مبلغ غدیر باشد. یک دانش آموز می تواند با آماده کردن دکلمه و قرائت در مجالس مبلغ غدیر باشد. یک کاسب می تواند: - با دادن تخفیف ویژه در ایام غدیر، در میان مشتریان مبلّغ غدیر باشد. - در ایام غدیر از مشتریانش با شکلات و یا شیرینی پذیرایی کند. - با نصب تابلو در مغازه ی خود، مبلّغ غدیر باشد. - با تزیین ویترین مغازه و پیاده رو، برای غدیر تبلیغ نماید. یک فرد از جامعه می تواند: - با پذیرایی از نمازگزاران در مسجد محل، مبلّغ غدیر باشد یک امام جماعت مسجد می تواند با صحبت پیرامون غدیر مبلغ غدیر باشد. یک فرد می تواند ترویج فرهنگ عیدی دادن میان اقوام مبلغ غدیر باشد. یک فرد می تواند با یک لبخند و شادباش غدیر مبلغ غدیر باشد. یک فرد می تواند با خواندن خطبه برادری میان دوستانش مبلغ غدیر باشد. یک فرد می تواند با تهیه چند عدد فتوکپی از این برگه مبلغ غدیر باشد….. - با دادن نذری در ایام غدیر، برای غدیر تبلّغ کند. - با هدیه ی کتاب و سی دی مرتبط با غدیر به فامیل و دوستان. مبلّغ غدیر باشد. - با برگزاری مراسم جشنی کوچک در خانه، در میان خانواده مبلّغ غدیر باشد. - با دیدار از اقوام و سادات مبلّغ غدیر باشد. - با دادن عیدی در روز غدیر به رفتگر محله، پستچی، کارگر پمپ بنزین و ... برای غدیر تبلّغ کند. - با پخش یک جعبه شیرینی میان همسایه ها، در زنده نگهداشتن نام غدیر سهیم گردد. - با تزیین درب منزل یا آپارتمان خود، مبلّغ غدیر باشد. - با التزام به آداب دینی مصافحه در غدیر، مبلّغ غدیر باشد. - با تهیّه و گردآوری جدول، مقاله، شعر و ... با موضوع غدیر و دادن آن به برگزار کنندگان جشن ها، مبلّغ غدیر باشد. - با ترویج فرهنگ عیدی در عید غدیر، در میان فامیل نام غدیر را زنده نگهدارد. - با کمک مالی به برگزار کنندگان جشن ها و فعّالان عرصه ی غدیر، در تبلیغ غدیر سهیم باشد. - در سایت خود برای غدیر تبلیغ نماید. - با ارسال پیام کوتاه غدیری برای دوستانش، مبلّغ غدیر باشد. یک هیأت و یا یک گروه چند نفره می تواند: - با دیدار از سالمندان و اهداء هدیه به پدر و مادرهای دینی ما، مبلّغ غدیر باشد. - با برگزاری مراسم جشن. برای غدیر تبلیغ کند. - با ایجاد ایستگاه صلواتی، مبلّغ غدیر باشد. - با کمک های مالی و رسیدگی به زندگی مستمندان در این ایّام، غدیر را در کام آنان شیرین کند. - با تبلیغات نوشتاری و نصب پلاکارد در محلّه، برای غدیر تبلیغ کند. - با مراجعه به یک بیمارستان در روز غدیر و عیادت از بیماران، دل های پریشان آن ها را در غدیر شاد کند. و بالاخره: - یک راننده تاکسی می تواند در عید غدیر مسافرانش را با تخفیف ویژه به مقصد برساند. - یک راننده ی اتوبوس می تواند با پذیرایی شکلات در ماشینش، مبلّغ غدیر باشد. - یک امام جماعت مسجد می تواند با صحبت پیرامون غدیر مبلّغ غدیر باشد. - یک گرافیست می تواند با طرّاحی کارت پستال با موضوع غدیر، مبلّغ غدیر باشد. - یک سخنران می تواند در جشن های غدیر، سخنرانی نماید. - یک نویسنده می تواند در روزنامه و یا نشریّه ای، پیام غدیر را به خوانندگان برساند. - یک عالم می تواند با نوشتن مقاله و با درج یادداشت هایی در نشریّات، به سوالات مردم در مورد غدیر پاسخ بگوید. - ......
ادامه مطلب
[ جمعه 18 مهر 1393  ] [ 01:48 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
گفتگوی کوتاه با دانشجویی که می‌خواست کار فرهنگی بکند منبع: کتاب انتظار عامیانه، عالمانه، عارفانه (چاپ اول/صص 223-225) متن خاطره: «علاقۀ به خلق» یکی از اموری است که گاهی در میان علاقه‌مندان به «حق» مورد غفلت واقع می‌شود. البته ریشۀ علاقه به خلق را باید در همان علاقۀ به حق جست‌وجو کرد. اگر علاقۀ انسان به خدا زیاد شود، آدم کم‌کم روحیه‌ای پیدا می‌کند که به شدت نسبت به مردم عاطفه پیدا کرده و مهربان می‌شود. در نتیجه سرنوشت انسان‌ها که بندگان خدا و مورد علاقۀ پروردگار هستند، برای او مهم می‌شود. کسی که مردم را دوست داشته باشد نمی‌تواند انسان‌ها را در ورطۀ باطل رها کند و تنها به نجات خودش بیندیشد. چنین کسی انگار به خودش می‌گوید: «گیرم من راهم را پیدا کردم، پس بقیه مردم چه می‌شوند؟» روزی جوان دانشجویی که برای مشورت در مورد کار فرهنگی در دانشگاه آمده بود، گفت: می‌خواهم در دانشگاهمان کار فرهنگی کنم، چه کار کنم بهتر است؟ از او پرسیدم: بلد هستی رخت و لباس بشویی؟ گفت: بله، رخت و لباس که بلدم بشویم، امّا این چه ربطی به کار فرهنگی دارد؟ من می‌خواهم کار فرهنگی کنم. گفتم: حاضری لباس‌های هم‌اتاقی خودت در خوابگاه را بشویی؟ گفت: نه، کار سختی است. بعد به شوخی گفت: اینجا که جبهه نیست تا ما از این‌جور ایثارگری‌ها کنیم. گفتم: جبهه نیست، ولی هم‌اتاقی تو که «آدم» هست. تو برای آدم بودن او چقدر ارزش قائلی؟ گفت: ممکن است بچه خوبی نباشد. گفتم: اتفاقاً چون ممکن است بچه خوبی نباشد، دارم این سؤال را می‌کنم. آیا قیمت آدم بودنش برای تو این قدر هست که اگر یک وقت پیش آمد، بتوانی با طیب خاطر و لذت، لباسش را بشویی و بگویی دارم لباس یک انسان را می‌شویم؟ صادقانه گفت: نه، من این جوری نیستم. صمیمانه گفتم: اگر یک انسان این قدر نزد تو اهمیت ندارد، چرا می‌خواهی برای هدایتش کار فرهنگی بکنی؟ به تو چه ربطی دارد که نگران بهشت و جهنم مردم باشی؟ تو که آدم‌ها را دوست نداری، چه کار به سرنوشتشان داری؟ البته موضوع شستن لباس دیگران، صرفاً یک شیوۀ برآورد است. نه اینکه واقعاً شستن لباس دیگران یک شاخص قطعی باشد. به هر حال انسان باید نگاه کند و ببیند چقدر برای دیگران ارزش قائل است.
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 2 مهر 1393  ] [ 03:27 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
استاد پناهیان : اولین روش تربیت دینی، تلاوت است یکی از روشهای تربیتی مغفول روش تلاوت است. تلاوت در صدر ماموریت پیامبران الهی قبل از تزکیه و تعلیم قرار دارد. «یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ»(آل عمران/164) تلاوت آیات امری غیر از آموزش کتاب خدا و آموزش حکمت است. گویا تلاوت به عنوان یک روش تربیتی معنایش این است که متربیان را در معرض تابش نور معنوی و معرفتی آیات قرآن قرار گیرند. از آنجایی که انسان موجود پیچیده ایست و افراد نیز با یکدیگر تفاوتهای فراوان دارند، نمیتوان به سادگی راه رشد افراد را برنامه ریزی کرد. از طرفی آیات قرآن کریم نیز از معانی ژرف و پیچیده ای برخوردار است و وقتی انسانها در معرض آن قرار میگیرند ما نمیدانیم آیه با افراد چه میکنند. لذا در مرحلۀ اول تربیت باید از روش تلاوت برای تربیت استفاده کرد و این اولیت در تمام مسیر تربیت حتی برای کسانی که در اوج تربیت یافتگی قرار دارند هم وجود دارد یعنی همواره باید به تلاوت پرداخت. مدارس و هر گونه محیط آموزشی باید در کنار هرگونه برنامه آموزشی و تربیتی سهمی برای تلاوت قرار دهند. افراد نیز برای برنامۀ تربیتی که برای خود میریزند باید سهم تلاوت را مشخص نمایند.
ادامه مطلب
[ شنبه 29 شهریور 1393  ] [ 09:36 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
روش برخورد با مردم مرحوم شيخ طوسى رضوان اللّه تعالى عليه در كتاب رجال خود آورده است : در يكى از روزها، عدّه اى از دوستان امام رضا عليه السلام در منزل آن حضرت گرد يكديگر جمع شده بودند و يونس بن عبدالرّحمن نيز كه از افراد مورد اعتماد حضرت و از شخصيّت هاى ارزنده بود، در جمع ايشان حضور داشت . هنگامى كه آنان مشغول صحبت و مذاكره بودند، ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند. امام عليه السلام ، به يونس فرمود: داخل فلان اتاق برو و مواظب باش هيچ گونه عكس العملى از خود نشان ندهى ؛ مگر آن كه به تو اجازه داده شود. آن گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و بر عليه يونس ، به سخن چينى و ناسزاگوئى آغاز كردند. و در اين بين حضرت رضا عليه السلام سر مبارك خود را پائين انداخته بود و هيچ سخنى نمى فرمود؛ و نيز عكس العملى ننمود تا آن كه بلند شدند و ضمن خداحافظى از نزد حضرت خارج گشتند. بعد از آن ، حضرت اجازه فرمود تا يونس از اتاق بيرون آيد. يونس با حالتى غمگين و چشمى گريان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت : ياابن رسول اللّه ! من فدايت گردم ، با چنين افرادى من معاشرت دارم ، در حالى كه نمى دانستم درباره من چنين خواهند گفت ؛ و چنين نسبت هائى را به من مى دهند. امام رضا عليه السلام با ملاطفت ، يونس بن عبدالرّحمان را مورد خطاب قرار داد و فرمود: اى يونس ! غمگين مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگويند، اين گونه مسائل و صحبت ها اهميّتى ندارد، زمانى كه امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد هيچ جاى نگرانى و ناراحتى وچود ندارد. اى يونس ! سعى كن ، هميشه با مردم به مقدار كمال و معرفت آن ها سخن بگوئى و معارف الهى را براى آن ها بيان نمائى . و از طرح و بيان آن مطالب و مسائلى كه نمى فهمند و درك نمى كنند، خوددارى كن . اى يونس ! هنگامى كه تو دُرّ گرانبهائى را در دست خويش دارى و مردم بگويند كه سنگ يا كلوخى در دست تو است ؛ و يا آن كه سنگى در دست تو باشد و مردم بگويند كه درّ گرانبهائى در دست دارى ، چنين گفتارى چه تاءثيرى در اعتقادات و افكار تو خواهد داشت ؟ و آيا از چنين افكار و گفتار مردم ، سود و يا زيانى بر تو وارد مى شود؟! يونس با فرمايشات حضرت آرامش يافت و اظهار داشت : خير، سخنان ايشان هيچ اهميّتى برايم ندارد. امام رضا عليه السلام مجدّدا او را مخاطب قرار داد و فرمود: اى يونس ، بنابر اين چنانچه راه صحيح را شناخته ، همچنين حقيقت را درك كرده باشى ؛ و نيز امامت از تو راضى باشد، نبايد افكار و گفتار مردم در روحيّه ، اعتقادات و افكار تو كمترين تاثيرى داشته باشد؛ مردم هر چه مى خواهند، بگويند. بحارالا نوار: ج 2، ص 65، ح 5، به نقل از كتاب رجال كشّى .
ادامه مطلب
[ جمعه 21 شهریور 1393  ] [ 04:21 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
ﺗﻮﯼ ﻣﺘﺮﻭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﯽ ﺷﺪﻡ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻮﻣﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ. ﻣﻮﻫﺎﺵ ﺭﻭ ﺳﺸﻮﺍﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺯﯾﺎﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ. ﺭﻓﺘﻢ ﺷﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺷﻮﻧﻪ ﺍﺵ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﭘﺸﺖ ﮐﻤﺮﺵ ﻭ ﺳﺮﻡ ﺭﻭ ﺑﺮﺩﻡ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮ ﻭ ﺁﺭﻭﻡ ﮔﻔﺘﻢ: ﻫﺮ ﭼﺸﻤﯽ ﻟﯿﺎﻗﺖ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﻭ ﺑﺒﯿﻨﻪ، ﻣﻮﻫﺎﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﭙﻮﺷﻮﻧﯿﻦ. ﺍﻭﻥ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﻣﻠﯿﺤﯽ ﻣﺮﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﺿﺎﯾﺘﻤﻨﺪﺍﻧﻪ ﺷﺎﻟﺶ ﺭﻭ ﮐﺸﯿﺪ ﺟﻠﻮﺗﺮ.
ادامه مطلب
[ جمعه 21 شهریور 1393  ] [ 03:57 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
🌹🌹🌹🌹🌹🌹 ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻫﺎﻧﯽ ﻣﺤﻤﻮﺩﯼ (ﻣﮑﺎﻥ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ: ﺁﻣﻞ - ﺍﺭﺩﯾﺒﻬﺸﺖ 1390): ﻧﻤﺎﺯﻣﻮ ﺗﻮ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺧﻮﻧﺪﻡ. ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﺗﺪﺭﯾﺲ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻢ. ﺗﻮﯼ ﮐﻼﺱ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﭼﺎﺩﺭﯼ ﺩﯾﺮ ﺭﺳﯿﺪ. ﮐﻔﺶ ﻫﺎﺷﻮ ﺩﻡ ﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯﺧﻮﻧﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ. ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻭﺍﺳﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺑﻮﺩ. ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻓﺸﻦ ﮐﻪ ﻇﺎﻫﺮﺍ ﺭﻓﯿﻘﺶ ﺑﻮﺩ ﺑﻬﺶ ﺗﯿﮑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ: ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻣﺎ ﭼﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﺫﺍﺭﯼ؟ ﻣﺎ ﺭﻭ ﺑﺒﯿﻦ... ﺭﺍﺣﺖ... ﺍﻭﻥ ﺧﺎﻧﻢ ﭼﺎﺩﺭﯼ ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﻌﻨﺎﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺯﺩ. ﺍﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪﺵ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ: ﺗﻮ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟ ﺍﻣﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪﺵ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻓﺸﻦ ﻗﺎﻧﻌﻢ ﻧﮑﺮﺩ. ﺟﻤﻠﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﻪ ﺯﺑﻮﻧﻢ ﺍﻭﻣﺪ. ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻓﺸﻦ ﮔﻔﺘﻢ: ﺁﺧﻪ ﮐﯽ ﺭﻭﯼ ﭘﯿﮑﺎﻥ 66 ﭼﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﮐﺸﻪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺬﺍﺭﯼ؟ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﮔﺮﻭﻥ ﻗﯿﻤﺖ ﺍﺭﺯﺵ ﭼﺎﺩﺭ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻭ ﺣﻔﺎﻇﺖ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﻼﺱ ﻣﻨﻔﺠﺮ ﺷﺪ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ. ﺧﻮﺩﺷﻢ ﺧﻨﺪﺵ ﮔﺮﻓﺖ... ﮔﻔﺖ: ﺁﺧﻪ ﺷﻤﺎ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺳﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻦ. ﻣﺎ ﺗﻮ ﺁﺳﻤﻮﻧﺎﯾﯿﻢ ﺍﺳﺘﺎﺩ... ﮐﺴﯽ ﺭﻭﯼ ﻫﻤﻮﺍﭘﯿﻤﺎ666 ﻫﻢ ﭼﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﮐﺸﻪ؟ ﮔﻔﺘﻢ: ﺧﻮﺏ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ666 ﮐﻪ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻧﻤﯽ ﺁﺩ ﻋﺰﯾﺰ... ﺗﻮ ﻻﯾﻦ ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻮ ﺁﺳﻤﻮﻧﻪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﻦ ﺁﺳﻤﻮﻥ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﺳﺖ. ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻓﺘﯽ ﺧﻮﻧﻪ ﺁﺯﺍﺩ ﺑﺎﺵ ﻭ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﻦ... ﺑﺎﺯ ﮐﻼﺱ ﻣﻨﻔﺠﺮ ﺷﺪ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ... ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮔﻔﺘﻢ: ﺗﺎﺯﻩ ﺑﺪ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﺪﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﮐﻠﯽ ﺑﺎ ﺑﺮﺝ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﮐﻪ ﻧﮑﻨﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺁﺳﯿﺒﯽ ﺑﻬﺶ ﺑﺮﺳﻮﻧﻪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺍﮔﺮ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﻌﺪﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ﺳﺮﯾﻊ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺸﻮﻥ ﺗﻮﯼ ﺳﻮﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﻨﯿﺘﯽ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﻭ ﺗﺎ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﻌﺪﯼ ﭼﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﭘﯿﭽﻨﺶ. ﺗﺎﺯﻩ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﯾﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻋﻤﻮﻣﯿﻪ ﻭ ﻫﺮﮐﯽ ﻣﻤﮑﻨﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺸﻪ ﺍﻣﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﮔﺮﻭﻥ ﻗﯿﻤﺖ ﺧﺼﻮﺻﯿﻪ! ﺣﺮﯾﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﻢ ﺧﺼﻮﺻﯿﻪ! ﺁﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺮﻡ ﺑﻌﺪ ﺑﺎﺯﻫﻢ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺩﺭﺱ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻓﺸﻦ ﺁﻣﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﭼﺎﺩﺭ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﻇﺎﻫﺮﺵ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺗﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ.
ادامه مطلب
[ جمعه 21 شهریور 1393  ] [ 03:52 ق.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]

 

نقش تبلیغ در تحول حوزه

رسالت حوزه تبلیغ است یعنی خیلی چیزهایی که الان ارزش اصلی شده و چشم ها را پر کرده است رسالت حوزه نمی باشد.

 

شهید مطهری می گوید وقتی به شهر آمدم در ابتدا دیدم آنچه من می دانم به درد کسی نمی خورد و آنچه دیگران نیاز دارند من ندارم.

 

اتفاقا ایشان بسیاری از مباحث خود را از دل همین تراث دینی حوزه ارائه می داد مسئله این بود که ارتباط با نیاز و مشکل است که موجب مفید شدن اطلاعات و کارآمدی آنها می شود.

 

ما چه این مرحله و چه مرحله دوم؛ یعنی تبدیل مشکل به مسئله و انتخاب مسئله همه تاثیر واقعی و نقش اساسی تبلیغ را نشان نمی دهند تبلیغ در مرحله فرضیه سازی هم دخیل است مبلغ بیش از دیگران انسان و جامعه را تجربه خواهد کرد و فرضیه سازی بیش از هر چیز وابسته به قدرت حدس است و قدرت حدس زمانی تقویت می شود که افراد در فضای مورد نظر تنفس کرده باشند.

 

نظریات امام خمینی در باب فقه بیش از هر چیز وابسته به عینیت گرایی و ارتباط او با مردم و انسان ها بوده است نظریه خطابات قانونی او که مخاطب شارع را جامعه می داند نه فرد و صورت مولا و عبد را که به صورت سنتی در اصول ما شکل گرفته به هم می زند و فرض جدیدی مطرح می کند از همین قبیل است.

 

حدس قوه بسیار ارزشمندی است و دانش مدیون حدس است اما چگونه می توان این قوه را تقویت کرد ؟

ارائه مباحث و ارتباط دو سویه با جامعه ای که قرار است این نظریات را در خود تجلی دهد می تواند این قوه را قوت ببخشد همواره کسانی که در فضای یک دانش بیشتر غوطه می خورند حدس های قوی تری دارند و دانش دین دانشی است که دو سوی دارد انسان و جامعه از سویی و نقل و متن از سوی دیگر.

 

موضوع و حکم که ارکان هر حکم شرعی است در این وضعیت شناخته می شود و در همین فضا فطرت انسان و جامعه بیشتر درک می شود.

 

کشف بنای عقلا که از ارکان حجت های اصولی است احتیاج به انس با فطرت های بشری دارد برای اینکه بتوان ذوق و سلیقه و انفعال و غیره را از حکم فطری آنها بازشناخت و بماند که به عقیده عده ای چون علامه طباطبایی جامعه نیز روح دارد و فطرتی پس تکلیف دارد و ثواب و عقابی و چگونه می توان با این جامعه رابطه برقرار کرد.

 

نظریات صائب را در دین معمولا کسانی می دهند که از جهتی خوب به خود شناسی می پردازند و کار تهذیبی می کنند و از سوی دیگر به شناخت جامعه دست می زنند البته این نکته نیز مغفول نیست که خود شناسی قوت جامعه شناسی را هم بالا می برد ولی رابطه با انسان ها و ارائه دین به آنها از معدات رشد این شناخت می باشد.

 

مسئله دیگر جمع آوری اطلاعات مفید است شاید کمتر این بحث را مطرح کرده باشند که آهنربایی که با آن اطلاعات جمع آوری می شود چیست بارها شنیده اید که تفکر حرکت در معلومات برای کشف مجهولات است، اما چگونه این معلومات از طومار دانایی های ما جدا می شود این هم به قوه حدس مرتبط است و اهمیت آن را بیان کردیم؛

 

بعلاوه که امروزه یکی از مهم ترین روش های کشف اطلاعات اقدام پژوهی است یعنی درگیری با عینیت و کشف اطلاعات جدید، اما برای تحلیل اطلاعات و ارزش گذاری اطلاعات ملاک های مختلفی وجود دارد.

 

اینجا این بحث را می توان مطرح کرد که آیا نمی توان ملاک ارزش گذاری اطلاعات را چیزی بیش از صدق قرار داد چنان که در فقه و اصول ملاک ارزش گذاری حجیت است که وسعتی بیش از صدق و مطابقت با واقع دارد اینکه پایگاه حجیت چه باشد مسئله قابل توجهی است،

 

اما قطعا ثمردهی گزاره ها و کارآمدی آنها در نزدیک کردن انسان به خدا می توان یکی از این ویژگی ها باشد اینجا است که عده ای از فضلای حوزه معتقدند ما می توانیم رشته دانشی مجزایی به نام «علم برای ایمان» داشته باشیم .

 

که در واقع در آن دانشی تولید می شود که اثرش رشد دل و ایمان انسان به سمت خداوند باشد این مسئله ای است که اگر بتوانیم مبانی معرفت شناسانه آن را دفاع کنیم -که ظاهرا قابل دفاع هم هست - افق جدیدی را برای حوزه علمیه باز خواهد کرد اما به غیر از این حتی اگر ملاک را صرفا صدق گزاره ها هم بدانیم ارتباط با عینیت می تواند قدرت بررسی تطبیق با واقع و نزدیک کردن پاسخها به واقعیت و لااقل احتمال تطبیق را بالا ببرد.

 

تبلیغ به شرط آن که درست تبیین شود و اجرا گردد می تواند یک فعالیت پژوهشی باشد و محققین و پژوهش گران ما تولید دانش را به عنوان یکی از ثمرات تبلیغ به نظاره بنشینند.

 

این مختصر برای توضیح مسئله کافی نیست، اما می تواند لااقل طرح بحث مفیدی برای توجه به نقش تبلیغ در تغییر تا عمق حساسیت های حوزه باشد. قطعا تبلیغ اگر محور توجه قرار بگیرد می توان نظام پژوهشی حوزه و فعالیت پژوهشی هر محقق حوزوی اعم از فیلسوف و کلامی و اخلاقی و فقیه را تحت تاثیر قرار دهد.

 

و همین روشن می کند که تبلیغ چگونه می تواند نظام آموزشی حوزه را نیز متحول کند تبلیغ می تواند حوزه را زنده و پویا کند همواره حضور در جمع های مبلغ نشاط افزا است اینها بیش از همه ارکان حوزه فضای پر انگیزه و با نشاط حوزه را نشان می دهند چرا این فضا تمام فضای حوزه را اعم از کتابخانه ها و کلاس های درس را فرا نگیرد.

 

نظام آموزشی حوزه می تواند با این رویکرد تربیت های مختلف متناسب با وظایف اجتماعی و تبلیغی مختلف داشته باشد طلاب می توانند از ابتدا به قصد تبلیغ تربیت شوند در این صورت ریزش حوزوی و طلابی که در میانه راه از مسیر علم آموزی جدا می شوند نیز به کار جامعه خواهند آمد و نیروهایی با نشاط و کارآمد خواهیم داشت.

 

بهترین راه برای تغییر هر دستگاهی توجه به رسالت و خروجی آن است به نظر می آید خروجی بهترین نقطه برای رشد و ارتقای هر سازمان باشد خروجی دستگاه روحانیت رشد و تربیت دینی جامعه و انسان ها است و از این جا اگر شروع به تعریف و بازسازی کنیم کل این ساختار و فرآیندهای آنها به تناسب و هماهنگ رشد خواهد نمود.

 

آموزش تبلیغ محور خواهد توانست کل موضوعات درسی را در مراحل مختلف علم آموزی متحول نماید، به عنوان مثال اولا یک تلقی درست و قوی از دین به طلاب داده خواهد شد مثلا کتاب های شهید مطهری در ابتدای کار اولویت بیشتری نسبت به سیوطی و مغنی پیدا خواهد کرد.

 

رهبری می فرماید من اگر جای حوزه علمیه بودم طلاب را مجبور می کردم که آثار این شخصیت را بخوانند و تلخیص کنند و امتحان بدهند تنها چنین رویکردی است که توجیه می کند چرایی محور قرار دادن این نوع دروس را که در بالا توضیح داده شد که نظر ایشان نسبت به وظیفه اصلی حوزه چیست.

 

رسالت حوزه تبلیغ است یعنی خیلی چیزهایی که الان ارزش اصلی شده و چشم ها را پر کرده است رسالت حوزه نمی باشد.

 

کار اخلاقی در محور فعالیت های حوزه مخصوصا در سال های اول قرار خواهد گرفت و از آنجا که بیان شد پژوهش تبلیغ محور چگونه ممکن است می توان محصولات عمیق پژوهشی نیز از این نیروها انتظار داشت.

 

به هر حال به نظر می رسد که این غایت مهم حوزه های علمیه باید به عنوان روح حاکم در همه فعالیت های حوزوی خود را به صورت برنامه های روشن نشان دهد.

 


 

پدید آورنده : علی مهدیان

منبع : حوزه نت

تهیه و تنظیم :محمد حسین امین ، گروه حوزه علمیه تبیان


ادامه مطلب
[ دوشنبه 3 شهریور 1393  ] [ 12:07 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]

 یااباصالح المهدی ادرکنا

ویژگیهای مبلغ دین از دیدگاه مقام معظم رهبری دام ظله

تهذیب نفس:

آن چیزی که در محدوده جمع کسانی که اهل منبرند -چه حرفه آنها این است و چه در کنار حرفه اصلی به آن می پردازند -واقعا"باید معلوم باشد،این است که اگر ما می خواهیم  مردم را موعظه بکنیم ،لازمه آن در درجه اول اتعاظ نفسی خود ماست.برای کسی که بنابر گویندگی دین دارد،تهذیب نفس ،یک امر الزامی است تا از دل بگوید و حرف او دارای اثر بشود و عملش ،قول او راتقویت کند وشاهدی برآن باشد.( دیدار باروحانیون ومبلغان در آستانه ماه محرم 70/4/20)امروز دنیا دنیای فاسدی است و فساد دنیا به همه مناطق عالم سرریز می شود .دیوار وحصن و حصاری هم نیست ؛مگر تبلیغ و تبیین صحیح.این تبلیغ صحیح را چه کسانی باید انجام دهند؟انسانهایی که خودشان استوار و محکم باشند وآنان،همین جوانان و روحانیونی هستند که معارف دینی را می خوانند و فرا می گیرند وبیان می کنند ؛اینها از لحاظ اخلاقی و روحی باید خیلی استوار پولادین و تاثیر ناپذیر باشند.( بیانات مقام معظم رهبری در شروع درس خارج فقه73/6/20 *

 

عمل مبلغ رساترین تبلیغ یاضد تبلیغ:

ما درفلان شهر یاروستا، برای تبلیغ وارد می شویم؛رفتار،نشست و برخاست،معاشرت،نگاه و عبادت ما،دل بستگی یا دل بسته نبودن ما به تنعمات دنیوی وخورد و خواب ما ،رساترین تبلیغ یا ضدتبلیغ است؛درست باشد تبلیغ است،غلط باشد ضد تبلیغ است.مادر محیط اجتماعی و محیط زندگی چطور می توانیم دل مردم را به منشاء گفتارخودمان مطمین کنیم واعتماددآنها را برانگیزیم؛در حالی که از مذمت شهوات دنیوی حرف می زنیم ودر عمل خدای نکرده خودمان طور دیگری عمل می کنیم؟!از مذمت دل سپردن به پول و حرکت کردن و مجاهدت کردن در راه زیاده خواهی های دنیوی حرف بزنیم،اما عمل ما طور دیگری باشد!چطور چنین چیزی ممکن است اثر بکند؟!یا اثر اصلا" نمی کند ؛یااثرزودگذر می کند یا اثری می کند که بعد با کشف واقعیت کار ما،درست به ضد اثر تبدیل می شود!بنابراین عمل بسیار مهم است.(بیانات در دیار با روحانیون و مبلغین در استانه ماه محرم84/11/5)

 

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 15 تیر 1393  ] [ 08:05 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]

   یااباصالح المهدی ادرکنا

 

ویژگیهای مبلغ دین از دیدگاه مقام معظم رهبری دام ظله

بهره مندی از سطح بالای علمی:

در گذشته تصور غلطی در ذهن بعضی از ماها بود که بحمدلله بعدها مرتفع شد ؛ماخیال می کردیم که اگر کسی اهل علم و مجتهد است نمی تواند اهل منبر یا روضه خوان باشد ؛ایندو را،در دو سطح مختلف مشاهده می کردیم!آن کسی که می خواهد این سه وظیفه را عهده دار بشود،چه بهتر است که در معارف دینی ،در فقه اسلام،درعلوم و فنون رایج در حوزه های علمیه که ملاک فهم احکام است ،در سطح بالا ،بلکه اعلی باشد!منبر را با این چشم ببینیم.*دیدار باروحانیون و مبلغان در آستانه ماه محرم 70/4/20*


ادامه مطلب
[ یک شنبه 15 تیر 1393  ] [ 08:03 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
🌼ویژگیهای مبلغ دین از دیدگاه مقام معظم رهبری دام ظله🌼حضور علمی و عاطفی در میان جامعه:سوره مبارکه احزاب خطاب به نبی اکرم صلی الله علیه وآله این طور می فرماید: * یا ایها النبی انا ارسلناک شاهدا" ومبشرا" و نذیرا" - *و داعیا"الی الله باذنه و سراجا"منیرا"این، همان مشکله امروز بشر است که اینچیزها را ایجاب میکند؛(ارسلناک شاهدا")؛ اول گواه بودن ، شاهد و حاضر بودن است . باید در میان آحاد بشر حضور معنوی علمی و عاطفی داشته باشد؛ بدون این نمی شود.بعد از آنکه شاهد و ناظر بر امور مردم بود ، آنوقت وظایف عملی شروع می شود :اول هم * مبشرا"، بعد  نذیرا"*# دیدار باروحانیون مصلی ارومیه75/2/26
ادامه مطلب
[ یک شنبه 15 تیر 1393  ] [ 08:01 ب.ظ ] [ عاشق حضرت ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات :  ::      1   2  

درباره وبلاگ

خداکند که رضایم فقط رضای تو باشد/ هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد
نويسندگان